دره باغ

شبان سیه بر تو چون روز باد/ همه روز تو عید نوروز باد

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اسفند 1389ساعت 13:27  توسط کامران  | 

دره باغ یکی از بکرترین و ناشناخته ترین مناطق تحت حمایت سازمان محیط زیست در کشور میباشد که

از لحاظ وسعت،تنوع، کیفیت و زیبایی نسبت به بسیاری از مناطق برتری دارد

این تصاویر از حاشیه این منطقه زیبا برداشته شده و گویای بخشی از جذابیتهای این زیست بوم زیباست

پوشش گیاهی منطقه بسیار عالی و متنوع است

 گلهای زیبا در منطقه و تنوع بالای گیاهی

 اسپند مریم - شامحمدی

اسپند مریم با عطر دل انگیزش همچنان چنگ به صخره ها انداخته و منتظر ماست.....

 ریواس- آب درسلیم

 ریواس همنشین پازن وکبک .....

 ویو منطقه از گردنه آب در سلیم

 نشاط و آرامش شبانه کوهستان با غرش ترسالود پلنگی از دور دور .........

لاله واژگون سفید(قوزی)- گردنه سنگابی

لاله از ترس ما انسانها به بوته خار پناه آورده است ...

آب باران در سنگابها- گردنه سنگابی

آب زلال باران ...... بیایید دلهایمان را زلال کنیم بعد به کوهستان برویم

غافلگیر شدن گردشگران با بارش برف- دوچاهی

پاینده باشند طبیعت مردان همیشه پا در رکاب .....

 روستایتوریستی "گوشتی"  واقع در منطقه

زادگاه من .....

عطر گلهای افسون کننده بهار را دلنشین میکند

بافت و ظاهر چرمی + رنگ یکدست و بکر این گل از یادم نمیرود....

گیاهان خاص و زیبا - پیاز وحشی- غار پلنگ

 گلهای وحشی کوهستان ما را از بالا میبینند.... بیایید اشتباه نکنیم

گل زنبق ریزوم دار یک گونه استثنائی است- تل سنگی

قدرت خداوند را در گلبرگهای زنبق ببینیم . . .

 انواع زیادی از لاله ها در منطقه دیده میشوند- روستای گوشتی

شقایق ای شقایق ............

پازندون غرق در مه بهاری

 تپه ماهورهای با پوشش عالی قوچ ومیشها را به خود میطلبند

زیبایی منطقه انسان را مجذوب خود میکند-

 هر طرف را که بنگری چیزی تاز ه برای تو دارد . . .

دره باغ از مسئولین کمک میطلبد

 دره باغ از ما کمک میخواهد ......

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 23:57  توسط کامران  | 

 

۱ . پاکترین تکنولوژی دوستدار محیط زیست

 

 

۲-یک موجود عجیب و غریب در پاناما پیدا شد که حرف‌های زیادی درباره آن گفته می‌شود.

در سال گذشته نیز یک موجود عجیب و غریب در ساحل دریا در نیویورک پیدا شد که دانشمندان تاکنون نتوانسته‌اند اصلیت و خاستگاه آن را شناسایی کنند.
     
بدن این موجود مو ندارد و به نظر می‌رسد پوست و سیمای بدنش، مانند کائوچو است. این موجود هیولای پاناما لقب گرفته است. گروهی از مقامات مسئول این موجود را با موجود عجیبی که قبلاً در نیویورک پیدا شده و به آن هیولای مانتوک لقب داده شده، مقایسه می‌کنند.

هیولای مانتوک نیز توسط امواج به ساحل دریا در نیویورک آورده شد. این موجود نیز دندان‌های تیز و پوست عجیب و غریبی مانند کائوچو دارد.

گزارش‌های صادره از پاناما نشان می‌دهد گروهی از جوانان این موجود عجیب و غریب را که چهار دست و پا از یکی از غارهای شهر سرو آزول، در شمال شهر پاناما خارج می‌شده، دیده‌اند. زمانی که این موجود به طرف جوانان آمده، برخی از آنان دچار ترس و وحشت شده‌اند و با عصا ضربه‌ای به او زدند که باعث مرگش شده است. آنها این موجود را به داخل برکه آب انداخته و محل را ترک کردند.

این افراد پس از مدتی دوباره به محل آمده و از این موجود عکس گرفتند که در پایگاه اینترنتی تلویزیون پاناما قرار داده شده است. عکس‌های منتشره از هیولای پاناما سؤالاتی را در ذهن خوانندگان برانگیخته و یکی از آنان حدس می‌زند که این موجود از سیاره دیگری آمده باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389ساعت 22:56  توسط کامران  | 

من مامور قانون هستم و دختر يك شكارچي!!!

محمد رضا محمدي :

چه كسي خبر دارد كه در گوشه اي از شهر كرمان دختر 28 ساله اي زندگي مي كند كه مثل يك مرد اسلحه به دست مي گيرد و به همراه محيط بانان مرد به تعقيب شكارچيان غير قانوني مي پردازد؟ شايد شبيه فيلم و سريال هاي خارجي كه هميشه در راس يك عمليات نجات يا امداد، يك زن به دل خطر مي رود تا همه باور كنند كه حتي يك زن هم مي تواند پاسبان يا محافظ باشد. مرجان شاكري، كارشناس محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست است، اما به دليل كمبود نيروي انساني، بعضي اوقات به همراه محيط بانان، كارهاي كاملا مردانه را انجام مي دهد. شاكري، دختر سرسختي است. ماه ها پرسه زدن در جنگل، كوه و بيابان از او انسان خدشه ناپذيري ساخته است. او اداره و پشت ميز نشيني را دوست ندارد، بيشتر به دنبال توقيف شكار و شكارچيان است.
يادش مي آيد كه يك روز در راه كوه، زنگ تلفن همراه او به صدا درمي آيد. صداي يكي از محيط بان هاست كه بي وقفه مي گويد: خانم شاكري خودتان را زود برسانيد. ما در جاده دره برماهان هستيم، متخلف گرفته ايم و يكي از آنها خانم است. روي گوشت ها نشسته و خودش را به غش زده . ساعت حدود 11 شب است، او خودش را با موتور برادرش به محل مي رساند. شكارچي متخلف ازپولدار هاي كرمان است؛ همراه با يك تفنگ برنو. يك بلد محلي و مادرش هم همراه شكارچي  هستند. آنها 6 روز را در منطقه چرخيده بودند، البته ماموران گارد ردشان را داشتند تا اينكه بالاخره وقتي شكارچي قصد خروج از منطقه به وسيله آژانس (!) را داشته، توسط ماموران دستگير مي شود. بعد از دستگيري، مادر بلد محلي كه اتفاقا پيرزن سنگيني هم بوده، روي صندلي جلو كه گوشت شكارها زير همان صندلي جاسازي شده، مي نشيند و داد و فرياد راه مي اندازد. اطرافيانش هم سعي داشتند وانمود كنند كه پيرزن در حال سكته است. آنها مدعي بودند كه پيرزن حالش بد شده و دارند او را به بيمارستان مي برند. خلاصه اينكه بالاخره با هزار مكافات پيرزن از روي صندلي پياده مي شود و سه لاشه ميش و يك لاشه قوچ سه ساله از زير صندلي بيرون كشيده مي شود.
تفنگ جناب پولدار ضبط مي شود و پرونده شكارچي متخلف بعد از پرداخت يك ميليون و 120 هزار تومان بابت ضرر و زيان به سازمان حفاظت محيط زيست، به مراجع قضايي تحويل مي شود كه البته كمك ها و نقش بسيار موثر قاضي سالاري را در اين بين نبايد ناديده گرفت.
مرجان شاكري مي گويد: بعد از اين ماجرا شنيدم رئيسم وقتي شرح ماوقع را شنيده بود گفته بود: واقعا شاكري خودش را رساند، عجب جانوريه!
شغل واقعي اش كارشناس محيط طبيعي سازمان حفاظت محيط زيست است، اما خودش معتقد است نقش آچار فرانسه را بازي مي كند، او مي گويد: وقتي وارد محيط زيست مي شوي، اولين چيزي كه بايد آويزه گوشت كني اين است كه رده و راسته و سمت و منصب و اينجور چيزها را كنار بگذاري. قرار بوده به عنوان كارشناس محيط طبيعي كار كنم، ولي به خاطر كمبود نيروي انساني، بخصوص در بخش اجرايي با گارد اجرايي سازمان يعني همان محيط بان ها هم همكاري مي كنم.
او متخلف هم مي گيرد. حتي شكارچي هاي مسلح را؛ البته تخلفاتي كه به محيط زيست مربوط مي شود به طور كلي دو دسته است؛ تخلفات مربوط به محيط انساني و تخلفات مربوط به محيط طبيعي. تخلفات بخش انساني، معمولا شامل آلاينده هايي است كه از طرف صنايع وارد آب و هوا و خاك مي شود و تخلفات محيط طبيعي كه معمولا قطع درختان و شكارهاي غيرمجاز را در برمي گيرد.
در بخش انساني كه در بعضي مواقع سرانجام اخطارها به پلمپ واحدهاي آلاينده مي انجامد، معمولا جار و جنجال زياد است؛ مثلا پلمپ يك كارخانه
قير سفت كني كار هر كسي نيست، ولي خانم مهندس شاكري حتي براي پلمپ ها، خودش وارد عمل مي شود. او مي گويد: گاهي اگر خودم نروم، نتيجه نمي گيرم، البته اين كار خطرات خودش را هم دارد. تهديدم مي كنند و برايم پيغام مي فرستند كه به فلاني بگوييد پايش را از كفش ما بيرون بكشد يا اينكه چنين و چنان مي كنيم؛ مثلا بارها گفته اند بالاخره مي اندازيمت پشت ميله هاي زندان. البته همه اش در حد حرف است. من مامور قانون هستم و دختر يك شكارچي .
اما او در كارش بيش از اينها دقيق است و معمولا تا جايي كه امكان دارد سعي در كمك به ارباب رجوع دارد. حتي در بعضي طرح ها هم كه مجبور به مخالفت با طرح مشكل دار هستند، چنان با آرامش و ملايمت درصدد متقاعد كردن صاحب صنعت برمي آيد كه شاكي ها در آخر با ابراز تشكر از اتاق بيرون مي روند و از طرف ديگر بسيار پيگير و دقيق است. او درباره يكي از مراكز صنعتي كه بالاخره با هزار بدبختي و بگير و ببند مجاب به نصب فيلتر روي سيستم فاضلابش شده، اما به دليل مصرف بالاي برق معمولا از فيلتر استفاده نمي كنند، مي گويد: بعضي وقت ها پيش مي آيد كه روزي سه بار به مركز سر مي زنم و بسط مي نشينم تا فيلتر را به كار بيندازند. به ماموران هم تاكيد كرده ام كه هر وقت از اين منطقه رد شدند، سري هم به اين واحد بزنند و در اين خصوص تذكر بدهند .
او معمولا در گشت هاي روزانه، بخصوص آخر هفته، محيط بان ها را همراهي مي كند و در برخورد با متخلف وارد عمل شده و حتي كار بازجويي را نيز انجام مي دهد. البته به دليل محدوديت هاي سازماني، اجازه حمل سلاح و موتورسواري را ندارد، اما اگر پيش بيايد، موتورسواري هم مي كند. اما تا حالا فقط چندين بار با پاي پياده در كوه متخلفان را تعقيب كرده است. او پا به پاي محيط بان هاي مرد در كوه مي دود. حتي گاهي جلوتر از آنها. البته او هم مصون ازچون و چراهاي برخي قوانين اجتماعي دست و پا گير نيست، اما او هيچ اهميتي به اين حرف و حديث ها نمي دهد و به همين دليل، بسياري از سدها را شكسته است.
۲۸ ساله است و يك سال و 6 ماه است كه عملا مشغول به كار محيط باني است. البته به قول طبيعت گردان و طبيعت دوستان، بچه بيابان است. پدرش شكارچي بوده و مادرش شاعر است. او مي گويد:  پدرم شكارچي بود و عاشق طبيعت. همه مي گويند پدرش شكارچي بوده و خودش شده محيط بان، ولي به نظر من اين دو هيچ تناقضي با هم ندارند؛ هر دو عاشق طبيعتند و برخوردشان با يكديگر به دليل موازي بودن علاقه هايشان است .
نظارت و كنترل محيط بان ها كه معمولا افراد محلي و مغروري هستند، اصلا كار راحتي نيست؛ بخصوص اگر آن مسئول زن باشد، قطعا مشكلاتش چند برابر است. اما شاكري به روش خودش اين مسئله را نيز حل كرده است، او مي گويد:  ما عملا هيچ رده بندي در سازمان نداريم. همه محيط بان ها مثل برادرهاي من هستند و ما كاملا روابطي دوستانه داريم و رئيس و مرئوس بين ما هيچ معنايي ندارد. وقتي من از آنها مي خواهم كه كاري را انجام بدهند، دستور نيست؛ يك خواهش دوستانه است. البته خب، اوايل كار يك مقدار سخت بود، بخصوص براي محيط بان ها، حتي براي آنها هم جا نيفتاده بود كه من در منطقه بگردم و پروانه شكار و صيد صيادان و جواز اسلحه شكارچيان را چك كنم، چه برسد براي مردم عادي، بخصوص خود صيادان و شكارچي ها كه حتي به ماموران مرد هم جواب درست و حسابي نمي دهند .
او به دليل وسعت زياد منطقه و كمبود نيروي اجرايي در فصل شكار و صيد، تمام آخر هفته ها را به گشتزني در منطقه و سركشي و نظارت بر روند كار صيادان و شكارچيان مي گذارند.
شاكري بچه كرمان است و كرمان را دوست داشتني ترين جاي دنيا مي داند و مي گويد:  كرمان دل عالم است و ما اهل دليم . او از بزرگترين خواسته اش مي گويد: خيلي دوست دارم كه بالاخره يك روز محدوديت هايي كه دست و پاي ما خانم ها را به خاطر جنسيت مان بسته است، از بين برود. خيلي از استعدادهاي خانم ها فقط به خاطر اين محدوديت ها سرخورده شده و از بين مي روند .
اما اينكه اصلا چطور شد كه او وارد وادي طبيعت شد و به جمع حافظان طبيعت پيوست را بهتر است از زبان شيرين خودش بشنويد.
وقتي رشته محيط زيست قبول شدم، راستش نه تنها خوشحال نشدم، بلكه خيلي هم ناراحت شدم، چون دوست داشتم گياه پزشكي بخوانم. اتفاقا سال اول، گياه پزشكي شيراز هم قبول شدم، ولي خانواده ام طبق تمام سناريوها، دوست داشتند من يا دندانپزشك شوم يا داروساز و من هيچ كدام از اينها را قبول نشدم و سال دوم، تنها رشته اي كه قبول شدم، مهندسي منابع طبيعي، گرايش محيط زيست بود؛ آن هم دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شمال. برايم خيلي سخت بود، هم دوري از خانواده ام كه در كرمان بودند و هم بي علاقگي ام به اين رشته. البته همين رشته را هم به زور قبول شدم، چون نفر آخر ذخيره هاي سال 75 بودم،  يعني اگر يك رتبه بيشتر بودم، بايد مي رفتم خدمت. 4 ترم را با بدبختي درس خواندم و طي اين 4 ترم دو ترم مشروط شدم. به همين دليل بعد از انتخاب واحد ترم 5، تصميم به انصراف گرفتم؛ دوست داشتم به شهرم برگردم. در گير و دار انصراف بودم كه يك روز دوشنبه كه اتفاقا درس بيولوژي حيوانات شكاري هم داشتم، نمي دانم چرا، ولي در راهرو قدم مي زدم كه سرم كج شد و وارد كلاس شدم. صحبت هاي استادم هوشنگ ضيايي، درباره حيات وحش برايم خيلي جالب بود. طرز صحبت كردنش خيلي به نظرم گرم و نزديك مي آمد. صحبت از پرنده اي به نام جيرفتي شد و من اسم محلي پرنده را گفتم و استادم پرسيد از كجا مي دانم و خلاصه اينكه با مهندس ضيايي همشهري درآمديم. بعد از كلاس، كلي صحبت كرديم و همانجا من تصميم به ادامه تحصيل گرفتم و حتي همان روز موضوع پايان نامه ام را هم انتخاب كردم و همانجا من آلوده محيط زيست شدم و تازه فهميدم چه خبر است و ديگر - بكوب - شروع به درس خواندن كردم، حتي ترم هاي تابستان. به قول مهندس ضيايي "خولوشو* كرموني " بالاخره آدم شد و با همه بچه هاي ورودي 75 فارغ التحصيل شدم .

 

از روزنامه همشهری مورخ 16/6/84

 darkooh.persianblog.ir

 

*در گویش کرمانی خولوش به آدم گیج، سر به هوا و ... گفته می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 12:27  توسط کامران  | 

Snow Means Great Opportunity for Deer Hunters

There is nothing better than deer hunting in the snow. I don't know why but snow adds to the hunting experience like nothing else. Perhaps it is because we revert to children and pretend to be mountain men out to get

 our supper. Perhaps our evolutionary memory takes over and we realize that crops don't grow in the winter and we need meat to survive. Or perhaps it is just because it makes the deer move and easier to spot, but for some reason I love to hunt deer in the snow.

Fresh snow offers a lot of advantages to hunters. One, deer can be tracked in fresh snow by anyone regardless of experience. If it snowed last night and there are deer tracks, you know they are fresh. While few of us get to deer hunt in the snow often enough to be great trackers, novices can find tracks and make large quick circles in front of the deer to try and get in front of the slowly browsing deer. If you make a circle without finding deer tracks it is likely that the deer have bedded down. Either pick a stand and wait, or move in slowly on a stalk. Fresh snow also makes walking in the woods quieter for those who still hunt and for those coming and going to a stand. Snow also makes it much easier to spot deer moving through woods and fields (except for the albinos who get a rare break as they now blend in well). The one disadvantage of fresh snow is that deer move without making a peep on the soft, new fallen snow.

The absolute best time to deer hunt in relation to snow is before the snow comes. The deer apparently keep and eye of the forecast and will hit the forest's mast and the fields hard before a snow arrives. After the snow falls and the weather clears, deer will usually begin to move again unless it is unusually cold. If you missed hunting the approaching snow storm, be on stand as the sun comes up after the snow and you will be in for a thrill. Deer will be moving to find food that has been buried under the snow and will be easy to spot. Consider hunting from a ridge as the usually well camouflaged deer will now stand out and be easy to see

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 12:13  توسط کامران  | 

 Snow Means Great Opportunity for Deer Hunters

There is nothing better than deer hunting in the snow. I don't know why but snow adds to the hunting experience like nothing else. Perhaps it is because we revert to children and pretend to be mountain men out to get

 our supper. Perhaps our evolutionary memory takes over and we realize that crops don't grow in the winter and we need meat to survive. Or perhaps it is just because it makes the deer move and easier to spot, but for some reason I love to hunt deer in the snow.

Fresh snow offers a lot of advantages to hunters. One, deer can be tracked in fresh snow by anyone regardless of experience. If it snowed last night and there are deer tracks, you know they are fresh. While few of us get to deer hunt in the snow often enough to be great trackers, novices can find tracks and make large quick circles in front of the deer to try and get in front of the slowly browsing deer. If you make a circle without finding deer tracks it is likely that the deer have bedded down. Either pick a stand and wait, or move in slowly on a stalk. Fresh snow also makes walking in the woods quieter for those who still hunt and for those coming and going to a stand. Snow also makes it much easier to spot deer moving through woods and fields (except for the albinos who get a rare break as they now blend in well). The one disadvantage of fresh snow is that deer move without making a peep on the soft, new fallen snow.

The absolute best time to deer hunt in relation to snow is before the snow comes. The deer apparently keep and eye of the forecast and will hit the forest's mast and the fields hard before a snow arrives. After the snow falls and the weather clears, deer will usually begin to move again unless it is unusually cold. If you missed hunting the approaching snow storm, be on stand as the sun comes up after the snow and you will be in for a thrill. Deer will be moving to find food that has been buried under the snow and will be easy to spot. Consider hunting from a ridge as the usually well camouflaged deer will now stand out and be easy to see

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 12:10  توسط کامران  | 

http://www.magiran.com/shekar
 
فصلنامه حفاظت شكار و طبيعت

فصلنامه تخصصي شكار


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 11:58  توسط کامران  | 

در مورد اخلاق شكار، فلسفه شكار و ديگر مباحث نظري در اين رابطه، تماس‌هاي معتنابهي از طبيعت‌مردان در رده‌هاي گوناگون تحصيلي داشتيم كه خواستار طرح و واكاوي هرچه بيشتر اينگونه مباحث شده‌اند. به‌منظور پاسخگويي به‌اين نياز – كه متاسفانه تا كنون در هيچ‌يك از رسانه‌هاي مرتبط با طبيعت و محيط‌زيست به‌آن پرداخته نشده – لازم است بحث را به‌طور ريشه‌اي از نظريات و تئوري‌هاي مشخص و مقبول عام در حوزه محيط‌زيست آغاز كنيم و طي مقالات بعدي به‌نتيجه‌گيري كلي برسيم. بدين لحاظ از عزيزاني كه اين بحث را دنبال مي‌كنند تقاضا داريم به‌دو نكته توجه كنند: نخست آنكه مطالب را سرسري نخوانند و روي موضوعات دقت و تفكر كنند و ديگر آنكه در نظر داشته باشند كه اين مباحث بايد به‌طور كلي و در مجموع ديده شود و مورد قضاوت قرار گيرد نه به‌صورت فصلي و انتزاعي. در ضمن اين قلم فقط به‌عنوان شروع باب اين مقواه دشوار را گشوده است، بدان اميد كه اساتيد بزرگوار بي‌تفاوت نمانند و تكميل و تبيين اين مقولات را جداً وظيفه‌اي اخلاقي در شمار آورند و با قلم خود جامعه طبيعت‌گرايان و جوانان انديشمند را بهره‌مند سازند.

بهار خاموش
وقتي سخن از اخلاق محيط‌زيست مي‌گوييم در واقع به‌موضوعي تازه در حوزه تفكر اشاره مي‌كنيم، گرچه شايد برخي از كليات آن در ازمنه قديم در ميان متفكران مطرح شده باشد.
حوزه اخلاق محيط زيست به‌رابطه اخلاقي بين نوع بشر با طبيعت اطراف خود ناظر است و همانطور كه اشاره شد اگرچه بسياري از فلاسفه در طول تاريخ به‌اين موضوع اشاره كرده‌اند، ليكن توجه و تدقيق جدي در اين مقوله به‌عنوان يك بحث مجزا در دهه 1970 در جهان آغاز شد. پيدايش اين مقوله بدون شك به‌واسطه آگاهي بشر از تأثيرات فن‌آوري، صنعت، توسعه اقتصادي و رشد جمعيت بر روي محيط زيست در دهه 1960 بود. دو كتاب مهم در اين دهه منتشر شد كه تاثير به‌سزايي در آگاه‌سازي جوامع – به‌ويژه جوامع غرب – و توجه آحاد مردم و دولت‌ها به‌واقعه هولناكي كه به‌سبب عوامل پيش‌گفته جهان را تهديد مي‌كند، داشت. يكي از اين دو كتاب «بهار خاموش» نوشته راشل كارسون بود كه در سال 1962 انتشار يافت. اين كتاب همگان را آگاه مي‌ساخت كه استفاده بي‌برنامه و بي‌حساب از مواد شيميايي و آفت‌كش‌هاي غير بيولوژيك چه بلايي بر سر محيط‌زيست، انسان و حيات‌وحش مي‌آورد. كتاب ديگر «بمب جمعيت» اثر پل ارليش بود كه نشان مي‌داد توسعه جوامع و افزايش بي‌رويه جمعيت چگونه كليه منابع سياره زمين را در خطر نابودي قرار داده است. البته آلودگي و نابودي منابع طبيعي را نمي‌توان تنها نگراني‌هاي زيست‌محيطي از آن زمان تا كنون دانست. كاهش مدام تنوع گياهي و جانوري، نابودي بيابان‌ها، افول اكوسيستم‌ها و تغييرات آب و هوا همه و همه دست به‌دست هم داده و بر وجدان عمومي و سياست جوامع تاثير گذارده و اين مساله در ساليان اخير به‌طرزي فزاينده گسترش يافته است. در اين شرايط اخلاق زيست محيطي ايجاب مي‌كند كه ما نيز تعهدات اخلاقي خود را در جهت رويارويي با اين نگراني‌ها تنظيم و شاخك‌هاي حسي وجدانمان را بدين سمت و سو حساس كنيم. در واقع دو سوال اساسي كه اخلاق زيست‌محيطي بايد به‌آن پاسخ گويد عبارتند از: به‌منظور احترام به‌محيط‌زيست چه وظايفي برعهده آحاد نوع بشر است، و چرا؟ سوال دوم بايد ابتدا پاسخ داده شود. براي اينكه دريابيم چه وظايفي در قبال محيط زيست داريم در ابتدا بايد بفهميم كه چرا مشكلات زيست‌محيطي وجود دارند. براي مثال، آيا ما الزاماتي براي برخورد با مسايل زيست‌محيطي بشر امروز داريم؟ براي زندگي بشر در آينده داريم؟ يا به‌طور كلي آيا نسبت به محيط‌زيست به‌خودي خود و قطع نظر از منافع بشري مسوول هستيم و بايد كاري بكنيم؟ فلاسفه مختلف پاسخ‌هاي كاملاً متفاوتي به‌اين سوال بنيادين داده‌اند كه همچنان كه در ادامه‌ي اين مطالب خواهيم ديد ما را به‌ديدگاه‌هاي كاملا متفاوتي در حوزه اخلاق زيست‌محيطي هدايت مي‌كنند.

منزلت اخلاقي گسترش مي‌يابد
براساس مطالب پيش‌گفته، شايد اساسي‌ترين سوالي كه در موضوع يك اخلاق ويژه زيست‌محيطي بايد بپرسيم اين است كه چه وظايفي در ارتباط با محيط‌زيست طبيعي بر دوش ماست؟ اگر جواب ما به‌سادگي اين باشد كه ما ، به‌عنوان نوع بشر، اگر وظايف خود را در برابر طبيعت به‌انجام نرسانيم نابود خواهيم شد، در اين صورت نگاه ما به اخلاق، انسان‌مدارانه خواهد بود. ما واژه «انسان‌مداري» را در برابر  Anthropocentrism مي‌گذاريم كه به‌لحاظ تحت‌اللفظي هم همين بار معنايي را دارد و بر تمركز انديشه حول انسان ناظر است و اتفاقاً به‌گمان گروهي از فلاسفه مفهوم اخلاق به‌جهات زيادي بايد بر همين اساس – انسان‌مدارانه- باشد. از اينها گذشته، تا آنجا كه ما مي‌دانيم، فقط نوع بشر است كه داراي قدرت استدلال و استنتاج است و به‌همين لحاظ در تمام مباحث اخلاقي صبغه نوعي انسان‌محوري ديده مي‌شود. با اين همه در درون مباحث اخلاق زيست‌محيطي، انسان‌مداري مفهومي فراتر از اين دارد. اين مفهوم به‌چهارچوبي اخلاقي اشارت دارد كه منزلت اخلاق را به‌نوع بشر منتسب دانسته است. بدين ترتيب، يك ساختار اخلاقي انسان‌مدار بر اين باور است كه فقط نوع بشر است كه در حقوق خود اخلاق زيست‌محيطي را دارا است، بدين معني كه كليه الزامات اخلاقي صرف كه ما دارا هستيم، از جمله آن الزاماتي كه به‌محيط زيست راجع است، فقط به‌ما آدميان تعلق دارد و لاغير.
در حاليكه تاريخ فلسفه غرب تحت نفوذ اين نوع انسان‌مداري است، بسياري از صاحبان تفكر در اخلاق زيست‌محيطي به‌آن حمله كرده‌اند. اين متفكران برآنند كه اخلاق بايد به‌فراتر از انسان گسترش يابد، و دنياي طبيعي غير بشري را نيز دربرگيرد. گروهي ديگر معتقدند كه اين گسترش بايد حيوانات داراي حس را شامل شود، و گروهي ديگر مي‌گويند كه اين معنا بايستي ارگانيسم‌هاي منفرد و حتي موجودات كلي مثل رودها و اكوسيستم‌ها را دربرگيرد. در اين اخلاقيات، ما ملزم هستيم به محيط زيست احترام بگذاريم زيرا عملاً و از جهات مختلف به موجودات يا جوهر و هستي موجود در محيط زيست‌ بدهكاريم. به‌هرحال چه اعتقاد ما بر دلايل و براهين انسان‌مداري يا غيرانسان‌مداري مبتني باشد، سرانجام به‌الزامات مختلف اما اغلب با نتيجه‌هاي مشابه، مي‌رسيم.
در اين بخش به‌اهميت منزلت‌هاي اخلاقي در اخلاق محيط‌زيست به‌اضافه كار كرد هر يك مي‌پردازيم.

نوع بشر
اگرچه اغلب متفكران محيط‌زيست‌ مي‌خواهند برچسب انسان‌مداري را از خود دور كنند، با اين وجود در اخلاق زيست‌محيطي اين انسان‌مداري به‌نوعي خود را نشان مي‌دهد. براي اينكه مفهوم اين مطلب را بهتر دريابيم كافي است اشاره كنيم كه هرگاه ما از محيط زيست صحبت مي‌كنيم در واقع تاثيرات آن بر نوع بشر را در نظر داريم. به‌عنوان مثال آلودگي هوا روي سلامت ما اثر مي‌گذارد، نابودي منابع طبيعي استانداردهاي زندگي ما را پايين مي‌آورد، تغييرات آب و هوايي خانه و زندگي ما را در خطر قرار مي‌دهد، كاهش تنوع زيستي به‌كاهش بسي‌چيزها از جمله داروهاي قوي و كارآمد منجر مي‌شود، و نابودي بيابان‌ها بدين معني است كه ما مجموعه‌اي از زيباترين تفرجگاه‌ها و منابع ديدني و شگفت‌انگيز خود را از دست مي‌دهيم. بنابراين به‌سادگي متوجه مي‌شويم كه اخلاق انسان‌مدارانه‌اي كه بشر امروزين دارد او را ملزم مي‌دارد كه به‌محيط‌زيست به‌خاطر خوشبختي و زندگي بهتر خود احترام بگذارد.
از اين كه بگذريم نگاهي جدي و عميق به‌چگونگي رفتار ما با محيط‌زيست بيش از آنكه بر زندگي امروز انسان تاثيرگذارد روي زندگي آيندگان تأثير خواهد گذاشت. در واقع ما ميراث‌دار طبيعت و منابعي ارزشمند از نياكان خود بوده‌ايم كه سده‌ها و هزاره‌ها در آن زيسته و با كمترين صدمه ممكن در ساليان گذشته تحويل نسل ما و نسل قبل از ما داده‌اند و آنچه اتفاق افتاده و ضرباتي كه بر محيط زيست وارد شده بيشتر در همين يكي دو نسل اخير بوده است.
خوب، اين مسأله بسيار مهم مورد توجه گروهي از انديشمندان محيط‌زيست قرار گرفته و باعث شده نظريه تازه‌اي را مطرح سازند و آن اخلاق زيست‌محيطي حال‌نگر و آينده‌نگر است. با اين وجود، اين نگاه نيز انسان‌مدار است با اين تفاوت كه علاوه بر امروز، نسل‌هاي فردا را نيز مورد لحاظ قرار مي‌دهد. البته در اين شيوه نگاه نيز با افكار مخالفي روبه‌رو هستيم؛ بدين معني كه گروهي كه معتقد به‌عمل و عكس‌العمل در وظايف اجتماعي هستند برآنند كه كار براي نسل‌هاي آينده نمي‌تواند درست و منطقي باشد چرا كه هر كاري بايد متقابلاً پاسخ داده شود. و چون هر كاري كه ما براي نسل‌هاي آينده انجام دهيم هيچ دريافت متقابلي از آنان نخواهيم داشت، پس اينگونه اعمال نمي‌تواند درست و منطقي باشد. اينان مي‌گويند نسل‌هاي گذشته ما هم براي امروز ما كاري نكرده‌اند، آنها استنتاج مي‌كنند كه اگر ما وظايف زيست‌محيطي امروزين و درباره مشكلات كنوني خود را به‌كمال و درستي انجام دهيم نتيجه مثبت خود را براي نسل‌هاي آينده خواهد داشت. اين بحث ادامه دارد.

منبع: فصلنامه شکار شماره۹
shekarchian.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 11:52  توسط کامران  | 

منبع: فصلنامه شکار شماره ۸.shekarchian.blogfa.com

شكار؛ برتري يا...؟

از يك نامه:
«... گاهي آنقدر در اين باب مي‌انديشم كه سردرد مي‌شوم. شايد شگفت‌زده شويد دانشجوي رشته فلسفه هستم و طرفدار پر و پا قرص شكار! و با همكلاسي‌هايم مواجه‌ام كه همگي اين علاقه مرا مورد تهاجم قرار مي‌دهند. در پي آنم كه مگر پاسخ‌هايي درخور بيابم و اين پارادوكس را در ذهن خويش و در تأمل ديگران حل كنم. پرواضح است كه من در نيمه ناخودآگاه خويش آشكارا دريافته‌ام كه شكار به‌هيچ‌وجه با بنيان‌هاي فكري ايده‌آليسم و اخلاق در تضاد نيست، اما بسيار مايلم مآخذي در اين مقوله بيابم و افكار خويش را در دستگاه‌هاي فلسفي سامان دهم ... و انديشيدم اگر جاي طرح اين موضوع در اينجا نباشد، پس كجاست؟...»
 محمدعلي ثابتي

بُرشي از نامه اين جوان دوستدار طبيعت، شكار و ماهيگيري حرف دل و سخن گفته و ناگفته بسياري است. طيف وسيعي از جامعه طبيعت‌گرايان، با هر نگاه و منظري، كمابيش در برابر اين چرايي قرار گرفته‌اند كه شكار در اساس خويش فعليتي قابل قبول است يا نه؛ مطلوب است يا مذموم، مشروع است يا مكروه يا حرام، پسنديده است يا نكوهيده.
    از آنجا كه اين مباحث قطعاً فكر گروه كثيري از طبيعت‌مردان را به‌خود مشغول داشته و همواره در تلاطم برخوردهاي يك‌سويه و مجادلات جانبدارانه در نوساني بي‌انجام سرگردان مانده است، لازم ديديم با گشايش اين مبحث، عرصه را براي چالش‌هاي فكري طبيعت‌مردان آگاه باز كنيم. بادا كه متفكران مقولات مرتبط با موضوع، خوانندگان ما را از دانش خويش بي‌بهره نگذارند.
فصلنامه شكار از آغازين شماره در فكر اختصاص بخشي از نشريه به‌ مباحث پايه نظري در مقولات طبيعت، حيات‌وحش، شكار و ماهيگيري و جز آن بوده است. ليكن كثرت مطالب و گرفتاري‌هاي مربوط به ‌پي‌ريزي ساختاري و سازمان‌دهي باعث مغفول ماندن اين مهم در چند شماره پيشين گرديد. اما خوانندگان آگاه ما شاهد بوده‌اند كه نخستين سخن در نخستين شماره «شكار» با طرح همين چالش آغاز شد و دكتر ناطقي، مدير مسوول، نگاهي اگرچه گذرا، اما عميق، داشت به ‌شكار و جايگاه آن در انديشه اسلامي. و اتفاقاً اشاره به ‌نكات مطروحه خردورز بزرگ، رشيد‌الدين فضل‌ا... ميبدي، در اين سرمقاله علاوه بر تلطيف كلام، لطف معنايي به‌جا و آگاهانه را نيز شامل بود. نگاه آن انديشمند بزرگوار و عارف كامل و تاييد وي از شكار به‌ آن وجه عاشقانه و عارفانه (به ‌گمان ما) راه را بر هرگونه خرده‌گيري در اين مفهوم مي‌بندد.
نگاه و نظر اسلام و انديشمندان اسلامي در مقوله شكار و صيد بر همگان آشكار است و ما نيز خواهيم كوشيد در شماره‌هاي آينده به‌زوايايي از اين مقولات بپردازيم. اما اين دانشجوي عزيز و ديگر علاقه‌مندان اينگونه مباحث در نظر داشته باشند كه فلسفه اسلامي با فلسفه يونان تناقض چنداني ندارد و مثلاً وقتي ما با نظرات حكماي بزرگ اسلامي همچون بوعلي‌سينا، رازي، ابن رشد، ملاصدرا و ديگران آشنا مي‌شويم در واقع با بنيان‌هاي فكري – فلسفي جناب سقراط و افلاطون و ارسطو نيز آشنا شده‌ايم.
بايد پيشاپيش اشاره كنيم كه متاسفانه در چالش‌هاي فكري و مباحث نظري در باب شكار، اغلب شاهد نوعي مغلطه هستيم و مي‌بينيم كه گروهي از اهل نظر، ناخودآگاه چرايي «شكار» را با «چرا شكار؟» در يك ترازو مي‌نهند. حال آنكه چرايي شكار بحثي است فارغ از ظرف زمان و مكان و در واقع مبحثي اركئوتايپي و سرنموني است، ولي «چراشكار؟» درست برعكس، مظروفي است كه فقط و فقط در ظرف زمان و مكان است كه معنا مي‌دهد. به‌ديگر بيان، شما هرگز نمي‌توانيد بگوييد «چرا شكار؟» درحالي كه اضافه نكنيد: در چه زماني و در چه مكاني و در چه شرايطي و با چه پيش‌فرض‌هايي.
اما براي آن‌كه در اين مجال مختصر بتوانيم وارد پاسخ – يا بهتر است بگوييم شروع به ‌پاسخ– اين خواننده گرامي شده باشيم لازم است اشاره كنيم كه مبحث «شكار و صيد» به‌عنوان يك مقوله مجرد و منتزع در دستگاه‌هاي فلسفي به‌چشم نمي‌آيد. نبايد هم چنين باشد، چرا كه اينها جزو كنش‌هاي آدمي هستند و هر مكتبي وقتي به‌ مبحث وجود و چند و چون آن مي‌رسد و ديدگاه خود را به‌ميان مي‌كشد بالطبع پاسخ پرسنده را در دل نظريات خود دارد.
در فلسفه قديم يونان، كه اسطقس فلسفه اعصار تا همين قرن اخير را نيز تشكيل مي‌دهد، ديده نشده كه در برابر «شكار» موضع‌گيري شود، نه به‌صراحت و نه به‌كنايت. برعكس، جناب سقراط و جناب افلاطون و همه شاگردان آنان تا فلوطين و پس از آن، به‌كرات از لزوم شكار و شكارچي‌گري به‌عنوان اصول پرورشي انسان راستين و «مرد كامل» سخن گفته‌اند و بعضاً آن را افضل‌التمارين يا برترين روش‌هاي ساخت و پرداخت انسان دانسته‌اند.
افلاطون، جدا از اشارات مكرر به‌موضوع، وقتي به‌ساختار اجتماعي مطلوب و الزامات آن مي‌رسد ضمن ضروري دانستن آموزش شكار و صيد، نحوه شكار را نيز مشخص مي‌كند و صراحتاً مي‌گويد:
«... همه مردان [عام، اشاره به‌همه انسان‌ها]، همه آنان كه مي‌خواهند شهامت مينوي و شجاعت راستين را در وجود خويش بپرورند، به‌اين طرز شكار روي آورند اين نحوه شكار براي آنان كنار گذاشته شده است، اسلوبي كه بهترين است: به‌چنگ آوردن حيواناتي كه روي چهار پا راه مي‌روند به‌جهد خويش و با كمك اسبان و سگان؛ با خويش [به‌تنهايي] به‌شكار مي‌روي و با رد زني و تعقيبي خوب و افكندن سلاح، طعمه را به‌زير مي‌كشي ... هيچ‌كس نبايد اين شكارچيان به‌راستي «مقدس» را از اينكه تازي‌هايشان را به‌هرجا و به‌هر نحو كه مي‌خواهند برانند باز دارد ...»
از جمله متفكران ديگري كه مستقيماً پيرامون شكار سخن گفته است نويسنده و مورخ بزرگ گزنفون (xenophon) است. او رساله‌اي دارد با‌عنوان «در باب شكار» كه به‌تفصيل به‌اهميت شكار و آموزش آن پرداخته است:
«... بنابراين به‌جوانان گوشزد مي‌كنم كه هرگز شكار يا هر تعليم ديگري [در اين سطح] را خوار ندارند. اين‌ها ابزاري هستند كه مردان را مي‌سازند. با اين آموزه‌ها و از رهگذر اين پرورش‌هاست كه جوانان به‌مرداني درست و نيك بدل مي‌شوند نيك در جنگ، و نيك در هر آن چيزي كه بايد از آن بهمند و فرازان بيرون آمد: در انديشه، در گفتار و در كردار.»
گزنفون در جايي ديگر باز هم درباره شكار سخن مي‌گويد و شكارچيان را به‌بالاترين درجات اجتماعي تعالي مي‌دهد. گفتني است كه در دوران‌هاي گذشته شكار و تيراندازي دو ويژگي عمده‌اي بود كه هر انسان شايسته‌اي مي‌بايست از آن برخوردار باشد، و در ساختار اجتماعي كساني كه به‌ زيور اين مهارت‌ها آراسته نبودند در جايگاه والا قرار نمي‌گرفتند:
«حسادت مكنيد بر آنان كه بي‌پروا در پي برتري خويش‌اند، چه در خلوت، چه در جلوت، چه در زندگي خصوصي و چه در زندگي اجتماعي ... در ياد داشته باشيد كه بهترين آنان، هر قدر هم خوب قضاوت شوند باز هم مورد حسادت قرار مي‌گيرند و با بدان‌شان هم بدرفتاري مي‌شود و هم بد ‌قضاوت مي‌شوند. از آنجا كه سرگرم غارت افراد يا يغماي شهرهايشان هستند هنگامي كه طرحي براي تامين امنيت عمومي در دست است از اشخاص عادي كمتر خدمت مي‌كنند.
 و بالذات به‌ طرزي شرم‌آور براي جنگ نامناسب‌اند، زيرا فاقد توان و ظرفيت كافي براي رنج‌اند. اما شكارچيان؟ آنان بهترينانند مردان رزم و دليري. شكارچيان به‌هنگام نه تنها دارايي كه جان خويش را، آگاهانه و با عقل سليم، به‌مردم پيشكش مي‌كنند – قرباني خدمت به‌شهروندان‌اند. اينان به‌جانوران وحشي حمله مي‌برند، آن ديگران به‌دوستانشان ... به‌بيان بهتر، سياستمدار، كه اهدافش همه منبعث از خودخواهي است براي پيروزي بر دوستان مي‌كوشد، شكارچي در پي پيروزي بردشمنان جامعه تلاش مي‌ورزد. اين تلاش يكي را بهترين بار مي‌آورد و ديگري را بدترين جنگنده در برابر همه دشمنان. يكي با دورانديشي و احتياط عجين مي‌شود تا در تعقيب (ماهرخ) شركت جويد، ديگري شتاب و بي‌پروايي را بنيان مي‌گذارد. يكي مي‌تواند از خبث و آز نفور باشد، ديگري نمي‌تواند. زبان يكي پسنديده و شريف است، ديگري نكوهيده و كثيف.»
همانطور كه آشكار است، جامعه‌ شكارچيان در گذشته از شريف‌ترين و بلندمنش‌ترين انسان‌هاي روزگار تشكيل مي‌شده‌اند و همواره نامشان با شجاعت، سخاوت و ايثارگري همراه بوده است.
بعدها وقتي مباحثي نوين در ميان مي‌افتد و جوامع بشري به‌مدد دستاوردهاي فن‌آوري به‌رفاه بيشتر دست مي‌يابند، مفاهيمي ديگر پا به‌عرصه مي‌گذارد. در ميان آموزه‌هاي انديشمندان كه از آغاز نكوهش كشتار را در پيشاني خود داشت، مباحثي احساساتي‌تر مطرح مي‌شود. سنت آگوستين از جمله كساني است كه در اين مقال سخن بسيار گفته و سخنان معروف او پيرامون آموزه مسيح: «تو نبايد بكشي»، تا همين امروز از تاثير ويژه‌اي برخوردار است.
او در پي آموزه‌هايش در مدخل «تو نبايد بكشي» به‌حيوان و انسان چنين اشاره مي‌كند:
«بسياري از حيوانات ممكن است در فرآيندهايي چون تيزي حواس، سرعت، حركت، قدرت عضلات، مقاوت و استقامت و بسي ديگر قابليت‌ها و صفات از انسان برتر باشند، اما ما [انسان‌ها] به‌واسطه قدرت‌هاي برآمده از تعقل و هوش و شعور از جانوران برتريم.»
از نوشته‌هاي او پيداست كه در همان زمان آموزه معروف او در باب نهي از كشتن را به‌همه حيوانات نيز تعميم داده‌اند و همين او را برانگيخته است:
«چندي از مردم كوشيده‌اند كه آموزه [تو نبايد بكشي] را به‌حيوانات وحشي و خانگي نيز بسط دهند و چنين القا كنند كه اينها نيز نبايد كشته شوند. اما درشگفتيم كه صاحبان اين سخن چرا داعيه خويش را به‌گياه و نبات و هر آن چيزي كه ريشه در خاك دارد و در زمين پرورش مي‌يابد تسري نمي‌دهند؟!
گرچه اين بخش از خلقت [ظاهرا] فاقد احساس است، اما زنده خوانده مي‌شود و چون زنده است قابليت مردن و كشته شدن دارد. پس فروافكندن او بيدادي است كه بر او روا مي‌شود، همچون هر موجود زنده ديگر ... ما به‌درستي خود را گرفتار چنين اوهامي نمي‌سازيم و از چنين رويابافي‌ها اعراض مي‌كنيم. و وقتي مي‌خوانيم تو نبايد بكشي، مي‌انگاريم كه اين معنا اشاره به‌گياه و بوته [فاقد احساس] ندارد و نه به‌موجودات فاقد نيروي تعقل از پران و خزان و شناكنان. از آنجا كه آنان هيچ رابطه منطقي با ما ندارند و به‌آنان خرد ارزاني نشده. از اينجاست كه بر پايه نظم عادلانه آفريدگار زندگي و مرگ آنان تابع نيازهاي ماست. بر اين مبنا ما فرمان «تو نبايد بكشي» را به‌نوع بشر راجع مي‌دانيم، يعني خود و ديگران. زيرا كه كشتن خويش كشتن نوع بشر است.
اين بحث آنقدر طولاني و پر شاخ و برگ است كه با اين مقدمات هنوز وارد مدخل اصلي هم نشده‌ايم. به‌هر نحو، اهميت شكار و شكارچي‌گري در اغلب فرهنگ‌ها و جايگاه والاي اين كسوت قابل تامل است. و از همين روست كه از نخستين شماره به‌لزوم برخورداري طبيعت‌مردان از فرهنگ والا و رفتار خردمندانه، چه در جامعه و چه در طبيعت، تاكيد داشته‌ايم.
اين فتح بابي بود بر عرصه عظيم انديشه در مقوله طبيعت، شكار و انسان. عرصه‌اي كه افكار مخالف و موافق در آن بسيار است و دلايل و استنتاج‌ها بسيارتر.
رگ رگ است اين آب شيرين آب شور
با خلايق مي‌رود تا نفخ صور

خوانندگان آگاه و هوشمند را نيازي به‌تذكار نيست كه آنچه در اين مطلب آمده نگاه نويسنده مطلب است و حضور قلم شما چه مخالف چه موافق در بسط و روشن شدن هرچه بيشتر اين مبحث كمكي در خور و ماندگار خواهد بود.

حميد ذاكري سردبیر فصلنامه شکار.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 11:49  توسط کامران  | 

 

راهبردهای کلیدی مدیریت اکوتوریسم

 

 

 

راهبردهای مدیریتی،اساس یک طرح مدیریتی اکوتوریسم را تشکیل می دهند.راهبردهای مدیریتی، فعالیت های گردشگری را تعیین می کنند که در اهداف حفاظتی یک منطقه حفاظت شده، نقش دارند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

راهبردهای مدیریتی،اساس یک طرح مدیریتی اکوتوریسم را تشکیل می دهند.راهبردهای مدیریتی، فعالیت های گردشگری را تعیین می کنند که در اهداف حفاظتی یک منطقه حفاظت شده، نقش دارند.با این وجود این راهبردهارا می توان برای پیشرفت گردشگری در مناطقی بکار برد که رسمأ حفاظت نشده اند.برای حصول اطمینان از پایداری توریسم در مناطق حفاظت شده،لازم است که برنامه مدیریتی موثری اجرا شود تا تمام ذینفعان به صورت پویا در آن درگیر باشند.
راهبرد های کلیدی مدیریت اکوتوریسم عبارتند از :
▪ زون بندی برای استفاده بازدیدکنندگان
▪ طرح ریزی وطراحی مکان بازدیدکننده
▪ طراحی پایدار زیر ساخت
▪ سازو کار های تولید درآمد
▪ مدیریت وپایش اثرات بازدید کننده
▪ راهنمایان طبیعت دوست
● زون بندی مناطق بازدیدی
زون بندی مناطق حفاظت شده، یک اصل بنیادی و اساسی برای هر یک از راهبرد های مدیریتی است. که شامل سازوکاری از تخصیص اهداف و اولویت های کلی، برای نواحی مختلف یعنی زون در درون یک منطقه یا ناحیه حفاظت شده است. با تخصیص دادن اهداف واولویت ها به این زون ها، طراحان بصورت تقریبی، استفاده های مجاز و غیر مجاز را، تعریف می کنند. نوع وتعداد زون ها به عواملی زیر وابسته است:
▪ اهداف و اولویت های مدیریتی آن مکان
▪ کیفیت وتنوع منابع طبیعی و فرهنگی و درجه ای از تغییراتی که تحمل کرده اند
▪ نوع استفاده ای که از قبل تعیین شده (بسیاری از استفاده ها با یگدیگر تعارض دارند و باید از نظر جغرافیایی از هم جدا شوند)
زون بندی مقدماتی برای یک منطقه حفاظت شده، معمولأدر طرح کلی مدیریت GMP ، به صورت یک استفاده عمومی بیان می شود. در این طرح، اکوتوریسم به صورت یک استفاده عمومی مطلوب، تعریف می شود ولی اطلاعات اخیر، برای تعریف این که کدام زون برای استفاده عمومی، تخصیص داده شود، کافی نیست. در نتیجه ممکن است در جریان تکمیل یک طرح مدیریت اکوتوریسمEMP ، نیاز باشدکه زون بندی مقدماتی مناطق حفاظت شده تغییر یابد. بنابراین، زون بندی برای اکوتوریسم باید با طرح زون بندی کلی برای یک منطقه، یکپارچه شود و برای اینکه در درون زون ها اجرا شوند باید بتوانند با اهداف مدیریتی آن مکان، سازگار شوند. بطور کلی، بسیاری از مناطق حفاظت شده، برای دو نوع یا حتی بیشتر از دو نوع استفاده عمومی، ارائه می شوند. زون استفاده متمرکز که دارای اثرات بالایی هستند و استفاده بازدیدکنندگان از آن به صورت متمرکز می باشدوزون استفاده گسترده که دارای اثرات پایینی است و بازدید از آن زون، توسط بازدید کنندگان کنار جاده ای اتفاق می افتد وزون های دیگر به صورت زون دست نخورده کنار گذاشته می شود که خیلی کوچک و به سبب شکنندگی وکمیابی منابع، بدون استفاده عمومی است. زون استفاده متمرکز معمولأ در نواحی کوچکی انتخاب می شود که کمتراز یک درصداز قلمرو مناطق حفاظت شده را اشغال می کند و زون استفاده گسترده، بطورکلی بزرگتر است با این وجود، بخش کوچکی از کل قلمرو مکانی را در بر می گیرد. همچنین در دیگر زون ها ممکن است اجازه بعضی از فعالیت های اکوتوریسمی بصورت کنترل شدید و محدود داده شود که غالبأ نیازمند کسب مجوز است. در نهایت سیستم زون بندی که برای توریسم به طور دقیق طراحی شده است ابزاری قوی برای حصول اطمینان از این واقعیت است که بازدید در این مکان ها براساس و در جهت ظرفیت مدیریتی منطقه، اتفاق می افتد در این سیستم زون بندی، هنر مدیریت این است که به یک جامعه یا یک هدایت گر پارک ملی، اطمینان خاطر دهد که فعالیت های گردشگری در سطح پایداری در جهت افزایش منفعت ها و محدود کردن اثرات منفی، به اجرا در می آید(Ceballos- Lascurain,۱۹۹۶ (.
● طرح ریزی وطراحی مکان بازدیدکننده
در بسیاری از مکان های اکوتوریسمی و مناطق حفاظت شده (که مناطق بزرگی بالغ بر ۱۰۰۰ یا ۱۰۰۰۰ هکتار را پوشش می دهند)، استفاده بازدیدی تنها به یک مکان کوچک که به"مکان بازدید"موسوم است، تقلیل می یابد. محدود نمودن وسعت گردشگاه به دلیل محدودکردن اثرات بازدید بر محیط و همچنین مدیریت راحت تر آن می باشد. لذا بدلیل تمرکز مردم و ساختار های زیر بنایی، طراحی دقیق این مکان ها، الزامی است.
اهداف اصلی در طراحی مطلوب یک مکان بازدیدی به شرح زیر است:
▪ استفاده موثر از فضا برای استقرار زیر ساخت ها در مکان هایی که فراهم کننده رفاه، امنیت بازدیدکنندگان و بسیار کار آمد برای کارمندان، راهنمایان و مدیران مکان ها باشد.
▪ حداقل کردن اثرات ناشی از استفاده های بازدیدی وتوسعه زیرساخت ها بر محیط زیست پیرامونی است.
▪ طرح ریزی زیر ساخت ها براساس توان تعیین شده منابع طبیعی برای پذیرش یک تعداد معینی از بازدیدکنندگان (ساخت یک تعداد معین کابین برای حداکثر تعداد مجاز مهمان ها)است.
معمولاًطرح ریزی مکان بازدیدی، بصورت یک جزء ضمیمه ای از طرح مدیریت اکوتوریسم EMP است که بعداز استقرار طرح زون بندی در منطقه پیاده می شود. بطور کلی طرح ریزی مکان به صورت یک گام آتی، در شرایط دسترسی به سرمایه و زمان کافی ومناسب، تدارک دیده می شوند. طراحی مکان بازدید یکی از دستاورد های طرح مدیریت اکوتوریسم است که بر پایه تجزیه وتحلیل منابع طبیعی و فرهنگی و جذابیت های منطقه حفاظت شده وبرآوردی ازپتانسیل اکوتوریسمی منطقه، حاصل می شود. در نهایت مکان های استراتژیک مطمئن برای تمرکز اکوتوریسم بر پایه موارد زیر، انتخاب می گردد( U.S.National Park Servies,۱۹۹۲):
- گنجایش جذابیت های اکوتوریسمی بالقوه و بالفعل (موجود )
- قابلیت دسترسی
- تاریخچه استفاده قبلی، در بسیاری از موارد، استفاده از مکان هایی که قبلا توسط بشر مورد مداخله قرار گرفته، پند آموز است چرا که از برخورد یا مداخله با مکان های دست نخورده اجتناب می شود.
طرح ریزی مکان، نیازمندآماده سازی طرح اصلی و نقشه توپوگرافی از تمام موجودیت و زیر ساخت های مستقر شده نظیر کلبه، جاده، کمپ وسرویس های بهداشتی و غیره می باشد. وهمچنین موقعیت دقیق زیر ساخت ها را با در نظر گرفتن حساسیت اکولوژی مکان تعیین می کنند و امکان سنجی مالی و امکان سنجی زیست محیطی هم در این رابطه انجام می گیرد. در نهایت تمامی زیرساخت ها قبل از شروع به ترسیم و ساختمان سازی باید، ارتباط معنی داری با طبیعت وفرهنگ داشته باشدو طرح ریزی مکان تقریبا به معنی"بهترین فعالیت "برای فعالیت اکوتوریسمی و زیر ساختی، ادامه خواهد یافت. در ادامه طراحی خوب یک مکان نیازمند تیمی متشکل از یک معمار چشم انداز ، زیست شناس یا یک بوم شناس ویک مهندس محیط زیست است که تا حدی در زمینه ارزیابی اثرات زیست محیطی و زیر ساخت های توریست آموزش دیده باشد و اگر یک دستیار محلی هم این تیم را هدایت کند بسیار ثمر بخش است چرا که آن شخص به مکان و شرایط زیست محیطی آن منطقه، بسیار آشنا است و تامین اعتبار این فرآیند ممکن است توسط اداره و تشکیلات مدیریتی منطقه یا کارآفرینان کلبه های اکولوژیک تقبل شود( Baez etal,۱۹۹۸).
بطور کلی انتظارات اکوتوریسم را نمی توان به راحتی شناسایی وکمی کرد بخاطر این که اکوتوریسم ها نیاز ها و انگیزه های متنوعی دارند اگر چه بعضی اکوتوریسم ها به چادر رضایت میدهند ولی دسته ای از آنها با پرداخت وجهی، خواهان دریافت خدماتی مثل اتاق های سربسته با حمام شخصی ودیگر وسایل رفاهی هستند بنابراین لازم است که امکانات و زیرساخت ها، جوابگوی نیاز های واقعی و مورد انتظار اکوتوریست ها باشد . بهترین منبع برای الهام گرفتن برای مکان دهی، طراحی و یا حتی محدود کردن معمارانه زیرساخت های اکوتوریستی، طبیعت است. بعداز بازبینی ملاحظات متنوع جانمایی و استقرار زیر ساخت ها و بررسی های دقیق از مکان، طراحان ممکن است تصمیم بگیرند که زیر ساخت های پیشنهادی را اصلاح کنند و یا بدلیل حساسیت اکولوژیکی مکان و دیگر محدودیت ها، بطور کامل حذف کنندو یا نقطه مرکزی توسعه و یا سطوح توسعه را تغییر دهند.
● طراحی پایدار زیر ساخت
اجرای اکوتوریسم، نیازمند توسعه زیرساخت های متفاوت برای توریسم رسمی است بویژه اگر اقامت شبانه وخدمات تغذیه هم شامل آن شود. در ابتدا، بایستی طرح ریزی مکان بصورت دقیق، تکمیل شود و سپس کار طراحی ساختمان های واقعی و دیگر زیرساخت ها، شروع شود. درمکان های اکوتوریسمی برای طراحی بسیاری از زیرساخت ها از قبیل جاده های تفسیری، اردوگاه های زمینی، کلبه ها وسیستم های پشتیبانی همراه، به یک فرد معمار که در طراحی پروژه های اکوتوریسم، تبحر خاصی دارد، نیاز می باشدو همچنین در مناطق طبیعی، زیرساخت اکوتوریسم بایستی با محیط پیرامونش آمیخته شود یعنی به طورآشکار ازمنابع انرژی قابل قابل تجدید استفاده شود و پساب و پسماند حاصل، طوری مدیریت شود که به محیط اطراف کمترین آسیب را وارد سازد (U.S.National Park Service.۱۹۹۳):
● سازو کار های تولید درآمد
حفاظت ازمنابع طبیعی، سودهای اقتصادی چندگانه‎ای شامل هوای پاکیزه، آب تازه، بانک ژن، ذخیره کربن، حفاظت ساحلی (مانگرو، سواحل مرجانی) تفرج و مواردی از این دست را فراهم می‎سازد. هرچند که این فوائد به صورت ارزش بازاری در نیامده است ولی مردم به صورت رایگان از آنها لذت می‎برند. امروزه تقاضا برای منابع طبیعی درحال افزایش است و به دلیل توزیع نابرابر آن منابع، ممکن است منابع و خدماتی که آنها ارائه می‏کنندبه صورت فزاینده‎ای درمعرض تهدید قرار گیرند.
با این توضیحات به این نتیجه خواهید رسید که اگر یک برنامه اکوتوریستی معینی وجود داشته باشد درآمدهای جمع‏آوری شده به صورت یک برنامه خودگران حداقل برای پوشش دادن بودجه‎ها و هزینه‎های اساسی و اجرایی آن کافی باشددرحال حاضردرکشورهای پیشرفته، دولت‏هابااستفاده ازبرنامه های قانونی و پرداخت مبالغ دلخواه، یکسری محدودیت‎هایی را برای بازدید از مناطق حفاظت شده اعمال کرده‎اند. علی‏رغم حضور و رشد توریست‎ها در مناطق حفاظت شده برای استفاده از فرصت‎های تفرجی موجود، به ندرت بهاء یا ورودیه، مطالبه می‎شود و همچنین در پارک هم در قبال ارائه فرصت‎های تفرجی برای عموم مردم یا بهاء کمی مطالبه می‎شود و یا اصلاً مطالبه نمی‏شود در نتیجه تقاضای دسترسی به مناطق حفاظت شده بیش از ظرفیت وحدتوانایی مدیران برای مدیریت آن مناطق است. نتایج بازدید بیش از حد، گاهی اوقات بصورت وحشتناک در بعضی مکان ها قابل مشاهده است در حالی که در سایر مکان ها، این نتایج، غیر محسوس تر است چراکه داده های پایه در خصوص سلامت اکوسیستم ها اغلب موجود نیست و یا مشکل و غیر ممکن است که ارزیابی کنیم که چگونه یک منطقه در طول زمان، توسط استفاده بیش از حد توریسم، مورد تخریب قرار گرفته است(.(Belize Audubon Socity.۲۰۰۰سودهای کلیدی حفاظت حاصل ازاکوتوریسم در موارد زیر، تقسیم می شود( برگرفته از Brandon&Margoluisدر سال ۱۹۹۶):
- به عنوان منبع مالی برای حفاظت از تنوع زیستی ، مخصوصا در مناطقی که بصورت قانونی حفاظت می شوند;
- توجیه اقتصادی برای مناطق حفاظت شده است;
- گزینه های اقتصادی برای مردم محلی است تا بهره برداری بی رویه از مناطق حفاظت شده و دیگر مناطق طبیعی را کاهش دهند;
- ایجاد ساختمان های تشکیلاتی که حفاظت از تنوع زیستی را افزایش می دهند;
- انگیزه ای برای ویژه سازی تلاش های حفاظتی تنوع زیستی است.
برای تحقق آن باید به یکسری اولویت‎ها برای به جریان انداختن سرمایه، توجه داشت یعنی برای ایجاد درآمد بیشتر، باید هزینه بیشتری کرد. برای مثال افزایش سطح تقاضا برای منطقه و افزایش تعداد بازدیدکنندگان مستلزم ساخت جاده‎ها، تابلوها و امکانات زیربنایی، هیئت آموزش دهنده ماهر و همچنین فعالیت‎های تبلیغاتی (چاپ بروشور، ایجاد وب سایت، راه‎اندازی همایش و گردهمایی‏ها) می‏باشد که همه این فعالیت‎ها هزینه ‎بر می‏باشند و همچنین به دلیل افزایش سطح امنیتی و حفاظتی پارک ممکن است که پرسنل بیشتری و تجهیزات کاملتری آماده گردد و حتی مرزبندی دقیق‏تری صورت گیرد و همچنین برای کاهش اثرات بازدید کننده نیاز به استقرار یک برنامه پایشی همراه با پرسنل آموزش دیده می‏باشد که همه اینها هزینه‎های خاص خود را دارند.
● مدیریت وپایش اثرات بازدید کننده
هر زمانی که بازدیدکنندگان به یک مکان توریستی قدم می‏‎گذارند باعث ایجاد یک تاثیر منفی در آن منطقه می‎شوندو این حقیقتی اجتناب ناپذیر است. یک برنامه اکوتوریسمی بسیاری از فعالیت‎های مربوط به استفاده‎های عمومی و بازدیدی را که هم اثر مثبت و هم اثر منفی دارد به کار می‎گیرد و یک طرح مدیریتی اکوتوریسم، درصدد کاهش این اثرات می‏باشد. پس یکی از راهبردهای بنیادی مدیریت اکوتوریسم، کنترل و مدیریت کردن اثرات بازدید کنندگان است. برای دستیابی به موفقیت در طرح مدیریتی بایدمیزان تاثیر فعالیت‎ها بر محیط زیست طبیعی و پیرامونی کاملاً شناخته شود. کنترل و پایش دقیق این اثرات نیازمند یک طرح کلی مدیریت مکان است. در این طرح، ذینفعان مشتاق و افرادی که آموزش دیده اند‏، نیز مشارکت دارند. با این توضیحات اولین روش توسعه یافته برای نشان دادن اثرات توریسم از موضوع و مفهوم ظرفیت برد، گرفته شده است. مفهوم ساده‎تری از ظرفیت برد، تعداد محدود شده بازدید کننده است که می‏تواند بسیاری مواقع به عنوان راه حلی برای کاهش اثرات در مناطق کوچک بکار گرفته شود، ولی برای مناطق بزرگ اکوتوریسمی و مناطق حفاظت شده پاسخگو نیست. چندین تعریف از ظرفیت برد در مقالات متعدد ارائه شده است که وابسته به کاربرد این مفهوم در موضوعات متفاوت است. ظرفیت برد در ابتدا برای نشان دادن مقدار فعالیت ها استفاده می شد اما همه تعاریف ارائه شده از این مفهوم دارای یک نقطه اشتراک می باشد،‌ که همانا "تغییر در نشانه اثر " است. یعنی آنچه که در برآورد ظرفیت برد اهمیت زیادی دارد رسیدن به یک حد قابل قبول تغییر در آستانه ها و شاخص های اثر است (Ceballose-Lascuria,۱۹۹۶). بنابراین، زمانیکه مدیران از مفهوم ظرفیت برد استفاده می کنند‏، معانی گسترده ای از آن مانند مقدار و نوع استفاده از یک منطقه مد نظر قرار می گیرند. تعیین ظرفیت برد یک بخشی از فرآیند برنامه ریزی و همچنین طرح ریزی می باشد.
● راهنمایان طبیعت دوست
راهنمایان آموزش دیده و مجوزدار می‏تواند درآمد بسیار زیادی را برای حفاظت از مناطق حفاظت شده ایجاد نمایند. پس ایجاد یک برنامه راهنمایان طبیعت‏گرا، باید یک اولویت برای همه سایت‎ها همراه با برنامه‎های اکوتوریسمی باشد. دو مکانیزم اساسی که در رابطه با راهنمایان اعمال می شودشامل:
▪ فرآهم آوری نمایندگان تعلیم دیده ای از تمام راهنمایان طبیعت دوست که در درون مکان های اکوتوریسمی، کار می کنند.
▪ قانونی کردن فعالیت راهنمایان طبیت دوست که در این مکان کار می کنند بنابراین تمام فعالیت شان پایش می شود.( .(RARE Center for Tropical Conservation.۲۰۰۱ راهنمایان طبیعت‎گرا، حقیقتاً نقش چندگانه‎ای را ایفا می‏کنند. آنها در قبال تعهدی که به تورگردانان داده‎اند، مسئول هستند و بایدجوابگوی بازدیدکنندگان آن مناطق و جوامعی که در آنجا کار می‏کنند، ‏باشند. به طور کلی راهنمایان مسئول امنیت توریست‎ها هستندو توریست‎ها هم از راهنمایان تور، برای جمع‏آوری اطلاعات، تفسیر و بینش در رابطه با مکان های اکوتوریسمی ، کمک می‏گیرند . در پایان با توجه به بخش های تشریح شده می توان نتیجه گرفت که در جریان تکمیل هر یک از این راهبرد های مدیریتی اکوتوریسم در یک منطقه حفاظت شده، شرایط برای توانمند شدن بالقوه مناطق برای اکوتوریسم به صورت یک نیرویی در جهت حفاظت و توسعه پایدار، مهیاخواهد شد.(اصغری)

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 19:47  توسط کامران  | 

مارها ناشنوا هستند و محیط اطراف خود را با ارتعاشاتی که از زمین دریافت میکنند احساس می کنند.

دندانهای تمساح برخلاف آدمی در همه ی سنین عمر دوباره درمی آید.

راکن قبل از صرف غذا،آن را با آب می شوید.

ارزش غذایی عدس با گوشت برابری می کند و برای حافظه بسیار مفید است.

کاهو از ریختن مو وسفید شدن آن جلوگیری می کند.

انگور تنها میوه ای است که ارزش غذایی آن بعد از خشک شدن زیاد می شود.

برای تهیه ی یک لیوان عسل یک زنبور باید دو میلیون بار روی یک گل بنشیند.

بینی و گوش در تمام طول عمر انسان رشد می کنند.

ماگزیمم عمر بشر در ابتدای خلقت ۱۹سال بوده.

خوردن پیاز از لخته شدن خون در رگها وهمچنین امراض قلبی جلوگیری می کند.

ضمناً عید میلاد باسعادت هشتمین گل خوشبوی زهرا،حضرت علی بن موسی الرضا بر همتون مبارک.{اصغری}

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 17:44  توسط کامران  | 

من دوستان زيادي دارم

 

 

يه روز  پسر ايرج خان مي خواست بره سربازي، باباش بش گفت ميري سربازي واسه خودت يه دوست خوب پيدا کن!!!

بعد که سربازي پسر تموم شد و برگشت خونه  يه روز مثل من داشت تو باغ کار ميکرد ( آخه ما هم کلي باغ داريم که من کاراشو انجام ميدم) ، ايرج خان بش گفت راستي واسه خودت رفيق پيدا کردي؟ پسر اول متوجه نشد . باباش گفت سربازيو ميگم ، تو خدمت رفيق داشتي؟ تنها نبودي ؟

پسر يهو دوزاريش افتاد ، مث قهرماناي المپيک که ميرن رو سکو و مدال ميندازن گردنشون با افتخار گفت : تا دلت بخواد ، بهترين دوستان دنيا دوستاي من بودن . همه لوتي ، همه بامرام ، همه بدرد بخور، کاريييي......

خان هم گفت : پس چطوره يه روز  بريم سروقت چندتاشونوو يه حالي بپرسيم، بالاخره دوستاتن ، بدرد مي خورن. اينقدر که تو ازشون تعريف کردي من هم طالب شدم بشناسمشون.

صبح روز بعد پدر به پسر رفتن شکار و يه پازن درشت و خوب شکار کردن ( داستان شکار بماند واسه دفعه بعد!) وقتي اومدن خونه بابا گفت : بذارش تو يه پارچه تميز تا واسه دوستات سوغات ببريم.

پسر گفت بابا زمونه عوض شده ديگه گوشت شکار سوغات نميبرن جايي ، بجاش يه کارت شارژ ايرانسل ، يا يه سي دي کمياب ، يا يه وسيله برقيييي......

بابا حرفشو قطع کرد و گفت منم اينا رو ميدونم ولي اونا دوستاتن  باهاشون که رودربايستي نداريم تازه گوشت شکار واسه سلامتيشونم مفيده. چرا خرج اضافه بکنيم؟

بالاخره پازن هفت ساله داخل يه گوني قرار گرفت و پشت تويوتا (  البته وانت_فکرتون به سمت پرادو نره لطفا!) قرار گرفت. ماشين به رانندگي پسر راه افتاد به مقصدي که پدر نمي دونست ولي واضح بود که به سمت يک دوست در حرکته!

بالاخره پسر جلوي يه کوچه وايساد و گفت اينجا خونه يکي از دوستامه زنگ ميزنم بياد سر کوچه . زنگ زد .

دوستش از وسطاي کوچه پيداش شد، ايرج خان گفت تو بشين من ميخوام با دوستت صحبتي داشته باشم . بابا پياده شد و رفت تو کوچه بعد از يه کم حال و احوال و صحبت برگشت و گفت بدون صحبت راه بيفت  بريم سراغ دوستاي ديگه .

دوست دوم ، سوم ، چهارم ، ....، و دهم هم همينطوري شد ( البته متوجه باشيد که الان فصل زميستونه و دوستان ما در صفاشهر هستند و سرما مانع از خراب شدن گوشت ميشه!).

بالاخره پسر حوصلش سر رفتو گفت : مي خوايم  به 30 نفر ديگه   همينجوري سر بزنيم؟

بابا گفت نه بهترين دوستت رو پيدا کن واسم.

بهترين دوست هم با تلفن و پرس و جو پيدا شد.

و باز هم پدر پياده شد و همان داستان تکراري!!!!

يه کم که از اونجا دور شدن پدر گفت وايسا، ميدوني من به دوستات چي گفتم ؟

پسر گفت : نه بگو ببينم چي گفتي

پدرسينه اي صاف کرد و گفت : به همشون گفتم که ما مي خواستيم بيايم ديدن حضرتعالي ولي تو راه تصادف کرديم و يه نفر رو کشتيم ، الانم جنازش پشت ماشينه تو اون گوني، ميتوني کمکمون کني که از شرش خلاص شيم؟  ولي تمام دوستانت جا زدن و حاضر نشدن هيچ کمکي کنن. حتي يکيشون گفت تو رو نميشناسه!

حالا راه بيفت بريم  منم ميخوام يه دوست از دوره سربازي داشتم پيداش کنم و ببينمش. اون روز تا نزديکاي عصر دنبال دوست پدر ميگشتن ، و بالاخره وقتي داشتن نا اميد ميشدن يک نفر بهشون يه آدرس نصفه و نيمه داد و کم کم هوا داشت تاريک ميشد که رسيدن جلو يه خونه..........

هر دو پياده شدن و رفتن و در زدن . يه مرد همسن و سال بابا  اومد دم در، تا اونا هم ديگه رو ديدن همو بغل کردن و بوسيدن بعد مرد با قيافه اي مبهوت از شادي گفت: ايرج چقد عوض شدي، چاق شدي،  کجا بودي؟ منو چجوري پيدا کردي ؟ خيره ايشالا؟

ايرج خان دوباره داستان تصادف رو گفت و هنوز حرفش تموم نشده بود که................

اون مرد گفت پسر خان زود ماشينو بيار داخل بايد يه فکري واسه اين جنازه بکنيم!!!!!

و شب هنگام وقتي دوستان قصه ما کباب پازن و عرق و شراب اعلا تناول مينمودند باز ايرج خان رو به پسر کرد و گفت :

من بهت گفتم يه دوست خوب واسه خودت پيدا کن ولي نتونستي..... مواظب باش کبابو نسوزوني.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 21:26  توسط کامران  | 

مطالعات هيدرولوژي :

در راستاي مديريت منابع آب يكي از ساده ترين روشها اجراي طرح هاي آبخيزداري است كه با امكانات ساده قابليت بالايي را بروز داده است . گزارش حاضر وضعيت هيدرولوژيكي بخشي از حوزه خاویز بهبهان را مورد بررسي قرار مي دهد . در اين حوزه روانابهاي حاصل از بارش هاي شديد همواره در ايجاد سيلابها و خسارات ناشي از آن نقش اصلي را به عهده دارد و در اين گزارش به دليل كوچك بودن حوزه مورد بررسي و همچنين عدم وجود رودخانه دائمي (بجز قسمت كوچكي از انتهاي حوزه) در منطقه از روشهاي تجربي و آمار و احتمالات براي محاسبه دبي پيك و ارتفاع رواناب حوزه استفاده شده است . در اين مطالعه در خصوص وضعيت منابع آب ، پتانسيل آبدهي حوزه ، تخمين سيلابهاي احتمالي با دوره بازگشتهاي مختلف در هر زير حوزه و نيز الويت بندي هر يك از زير حوزه ها از نظر پتانسيل توليد رواناب آورده شده است . از نظر منابع آبهاي سطحي حوزه خاویز تنها منبع آب آن ، حاصل از نزولات جوي است كه مقداري صرف تغذيه منابع زير زميني حوزه شده و مقاديري نيز به صورت رواناب در آمده و مي توان گفت مقداري از رواناب در محدوده پايين دست حوزه كه شيب ملايم تر است مجدداً به زمين نفوذ كرده و به منابع آبهاي زير زميني ملحق  مي شود و از طريق چشمه اي كه در ناحيه ابتداي ورود به منطقه كوهستاني واقع شده به صورت دائمي و فصلي به آبهاي سطحي اضافي مي گردد . آب اين چشمه توسط خطوط لوله كشي آب (لوله هاي پلي اتيلن) به روستاي علمدار وارد شده و تنها منبع آب آشاميدني روستا مي باشد و آب مورد نياز دام ها از آب جاري موجود در منطقه كه در اثر ريزش هاي جوي مي باشد تأمين مي شود . و هيچ منبع آبي ديگري موجود نيست . همچنين قابل ذكر است كه آب آشاميدني روستاي دره لير نيز از طريق لوله كشي آب از رودخانه خيرآباد تغذيه مي شود.

حداكثر بارش محتمل (PMP) در ارتباط با حد نهايي شرايط فيزيكي موجود در يك حوزه براي ايجاد بارندگي در مدتي معين است . بارش حداكثر محتمل را معمولاً معادل بارش با دوره بازگشت ده هزار ساله مي دانند به عبارتي ديگر بارش حداكثر محتمل به طور متوسط در هر ده هزار سال مي تواند يكبار اتفاق افتد . در ادامه براي بدست آوردن دبي پيك از روش استدلالي استفاده كرديم . اين روش معمولاً در حوزه هاي كوچك با مساحت تا حدود هزار هكتار و حداكثر تا پنج هزار هكتار به كار مي رود و در آن فرض شده كه باران با شدت ثابت و در تمامي سطح حوزه مي بارد .

Q = 1/360 CIA

عيب عمده اين روش در نظر نگرفتن فاكتورهايي مثل رطوبت پيشين خاك و درجه حرارت محيط از نظر تبخير و تعرق است . در عين حال ساده تر از ساير روش ها است . بعد از آن به بررسي ارتفاع رواناب به روش استدلالي مي پردازيم :

در ادامه گزارش به بررسي برآورد دبي پيك به روش scs پرداخته شد ، اين روش براي مساحت هاي در حد 25 كيلومتر مربع پاسخ قابل قبولي مي دهد . از مزاياي اين روش در نظر گرفتن وضعيت رطوبت پيشين خاك (AMC) است . ولي براي بارش هاي به شكل برف نمي تواند مورد استفاده قرار گيرد . از آنجايي كه روش SCS جنبه هاي متنوع تري از ويژگيهاي حوزه را در نظر مي گيرد . در اين طرح دقيق تر مورد بررسي قرار گرفته و وضعيت رواناب سطحي و همچنين تأثير هيدروگراف واحد و سيل را با اين روش تجزيه و تحليل    مي كنيم و در پايان با استفاده از هيدروگراف واحد مصنوعي scs به بررسي هيدروگراف سيل ها با دوره بازگشت هاي مختلف مي پردازيم . در اين روش دبي اوج سيلاب به صورت زير محاسبه مي شود :

Qp = 2/083 Q.A/tp

براي بدست آوردن ارتفاع رواناب از روش شماره منحني استفاده كرديم . براي تعيين شماره منحني در يك حوزه روش هاي مختلفي وجود دارد . در صورتي كه يك حوزه آبخيز مجهز به ايستگاه هاي هيدرومتري و هواشناسي كافي باشد . مي توان دو عامل باران و هرزآب را در دفعات متعدد متوسط مقدار CN را براي حوزه محاسبه نمود . روش ديگر آن استفاده از مشخصات فيزيكي حوزه آبخيز مانند شيب ، پوشش گياهي ، گروه هيدرولوژيكي خاك و... با استفاده از جداول موجود در منابع هيدرولوژي است . همچنين لازم به ذكر است به علت اين كه براي تعيين CN نياز به داده هاي خاك شناسي و پوشش گياهي منطقه است و دادههای فوق نيز براساس نقشه واحدهاي كاري در حوزه است در تعيين شماره منحني هر زير حوزه به محاسبه آن در هر يك از بخش هاي همگن موجود در هر زير حوزه پرداخته كه بر اساس تلفيق نقشه هاي واحدهاي كاري و زيرحوزه ها و كاربري اراضي (Land Use) و عمليات ميداني مي باشد . سپس براي كل حوزه و زير حوزه هاي آن ارتفاع رواناب به روش ميانگين وزني محاسبه شد . در روش شماره منحني تغييرات تلفات كل در رابطه با وضعيت رطوبت پيشين خاك (AMC) بررسي شده و در حالت مختلف در نظر گرفته شده استعامل ديگري نيز كه بايد در نظر گرفته شود فعال يا غيرفعال بودن عمل تعرق گياهي است كه مي تواند رطوبت خاك را تاحدي كاهش دهد . بنابراين فصل رشد و يا خواب گياهي بايد در محاسبات لحاظ گردد . شرايط رطوبت قبلي خاك را با توجه به شرايط بالا و بر اساس مجموع بارندگي طي مدت پنج روز قبل از روز مورد نظر مي توان بدست آورد . با توجه به توضيحات فوق وضعيت رطوبت پيشين خاك منطقه با بررسي انجام شده حالت I در نظر گرفته شده است .

P > 0.2 S                                                                                        

                                                                                                           

مقدار تلفات كل حوزه آبخيز علمدار ، cm51/8 سانتي متر است . و ارتفاع رواناب به دست آمده از اين روش كه به صورت ميانگين وزني ارتفاع رواناب است ، cm63/1 سانتي متر است . از بين روش هاي تعيين زمان تمركز روش كاليفرنيا در حوزه هاي كوچك كارايي بيشتري دارد به علت اين كه عامل شيب حوزه را با به عبارت ديگر اختلاف ارتفاع بالاترين و پايين ترين نقطه حوزه را عامل موثرتري در زمان تمركز دانسته است به همين علت زمان تمركز حوزه ها از اين روش برآورد نموديم .

هيدروگراف واحد يك هيدروگراف شاخص براي حوزه است به نحوي كه ارتفاع رواناب مربوط به آن ، از تقسيم حجم سيلاب بر مساحت حوزه بدست مي آيد . حجم رواناب سطحي معادل سطح زير منحني هيدروگراف واحد و سطح زير منحني هيدروگراف طبيعي بدون آب پايه است . تهيه هيدروگراف سيل هر زير حوزه با استفاده از هيدروگراف واحد آن به راحتي صورت مي گيرد بدين نحو كه ارتفاع رواناب بدست آمده براي هر دوره بازگشت را كه در ابعاد هيدروگراف واحد با همان تداوم بارش ضرب كنيم . ابعاد هيدروگراف سيل مربوطه بدست خواهد آمد .

در نهايت به بررسي كيفيت آب منطقه علمدار مي پردازيم . مسلماً بخشي از كيفيت آب هاي سطحي و زير زميني مربوط به بارش بوده ، ولي مهمترين نقش را نوع تشكيلات زمين شناسي، طول مسير طي شده و مدت زمان اين جا به جايي ايفا مي كند در مطالعه حاضر ضمن نمونه برداري از آب سطحي منطقه و چشمه موجود بررسي كيفي آب به عمل آمد لازم به ذكر   مي باشد كه آب مربوط به منبع آب روستاي علمدار و آب مربوط به آبراهه روستاي دره لير از نظر كدورت و PH و EC در وضعيت خوبي مي باشند است . ولي آزمايش باكتريولوژي انجام شده بر روي نمونه مثبت مي باشد كه اين خود حاكي از آلودگي آب شرب منطقه است.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 21:44  توسط کامران  | 

اصل نوزدهم منشور جهاني حقوق بشر:
"
هرکس حق آزادي عقيده و بيان دارد؛ اين حق شامل آزادي در داشتن عقايد بدون مداخله و مزاحمت و آزادي در طلب و کسب و نشر اطلاعات و افکار از طريق هر رسانه اي و بدون ملاحظات مرزي است."

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 21:39  توسط کامران  | 

بزهای وحشی - عبدالعلی یزدانی

 

تارها
تارها (Tahr) حيواناتي كوتاه با بدني عضلاني و شاخ‌هايي كوتاه و توپر (بلندترين شاخ 43 سانتيمتر ركورد شده حداكثر محيط پايه شاخ 27 سانيتمتر) و به عقب برگشته هستند. تارها فاقد ريش‌اند. سه گونه مختلف تار وجود دارند كه در فواصل خيلي دور از هم زندگي مي‌كنند:
1) تار هيماليايي
(Hemitragus jemlahicus)
با موهاي قهوه‌اي طلايي زياد و نسبتا بلند اطراف شانه و سينه و رنگ عمومي متمايل به قرمز يا قهوه‌اي تيره و شاخي محدب (در بيرون) و گره‌دار (در داخل) فقط در نوار باريكي از بوتان تا كشمير زندگي مي‌كند. اين حيوان به كاليفرنياي امريكا و نيوزيلند برده شده و تكثير گرديده است.
2) تار نيلگيري
(Hemitragus hylocrius)
با رنگ تماماً تيره و لكه‌هاي زين مانند پهلوها و لكه‌هاي سفيد بالاي زانوها در ارتفاعات جنوب هندوستان و منطقه نيلگير، آناماليس و فلات غربي هند زيست مي‌كند.
3) تار عربي
(Hemitragus jayakari)
با بدن قهوه‌اي و ناحيه زير شكم كم‌رنگ و موهاي بلند ناحيه فك‌ها، سينه و بالاي پاها فقط به عمان محدود مي‌شود. تمام گونه‌هاي تار نقاط كوهستاني و پر شيب را براي زيست مي‌گزينند. تار هيماليايي از ارتفاع 2400 تا 5000 متر از سطح دريا زيست مي‌كند.


گونه‌ها و زير‌گونه‌هاي بزهاي وحشي
معمولاً شرط لازم براي تفكيك گونه‌ها آن است كه حيوانات مختلفي كه در طبيعت در كنار يكديگر زيست مي‌كنند با يكديگر امتزاج نداشته باشند. نظير مار‌خور و آيبكس آسيايي كه در يك محيط زندگي كرده ولي با يكديگر امتزاج نمي‌نمايند. در رابطه با حيواناتي كه از لحاظ جغرافيايي و طبيعي، دور از يكديگر زيست مي‌كنند، بايد از روي فيزيك جانور و ساير خواص جانورشناسي آن قضاوت كرد. به عنوان نمونه، انواع تور قفقازي، از لحاظ جغرافيايي، از آيبكس و مار‌خور كاملاً جدا هستند، لذا، نمي‌توان گفت كه آيا در طبيعت با اين دو حيوان امتزاج مي‌نمايند يا خير.
در اسارت، تمام گونه‌هاي بز وحشي با يكديگر در مي‌آميزند. انواع بزهاي وحشي پرورش يافته در شكارگاه‌هاي خصوصي تگزاس، معمولاً امتزاج بين كل ايراني و بز خانگي و يا آيبكس و بز خانگي هستند. بين مار‌خور و بز خانگي نيز نسل‌گيري صورت پذيرفته است.
نويسنده بزهاي وحشي را در 6 گونه اصلي جاي مي‌دهد:
 Capra aegagrus : يا كل و بز ايراني يا Bezoar Goat يا پا‌سنگ (Pasang) با شاخ‌هاي تيز در لبه پيشين.
 Capra ibex : شامل انواع Ibex كه داراي شاخ‌هايي با لبه پهن در جلو هستند.
 Capra cylindricornis : يا تور قفقازي شرقي با شاخ‌هاي گرد برگشته به عقب و متمايل به بالا.
 Capra caucasica : يا تور قفقاز غربي با شاخ‌هاي قوسي مثل شاخ‌ كل ولي كوتاه‌تر و داراي برجستگي و دندانه روي شاخ و گاه بدون دندانه.
 Capra falconeri : يا مار‌خور با شاخ‌هاي مارپيچ.
 Capra aegagrus : يا بز كوهي اسپانيايي با شاخ‌هايي كه ابتدا به سمت بالا و عمودي رشد مي‌كند و سپس به سمت چپ و راست متمايل مي‌شود و سپس دوباره به سمت داخل بر‌ مي‌گردد.
زير گونه‌ها معمولاً يك يا چند دسته از يك گونه حيواني هستند كه از لحاظ خصوصيات آناتوميكي نظير شكل شاخ يا اندازه بدن و گاه رنگ پوست، بتوان آنها را در يك گستره جغرافيايي، از بقيه تشخيص داد. با توجه قراردادي بودن مرزهاي بين گونه‌ها و زير گونه‌ها، اختلاف نظر زيادي بين جانورشناسان مختلف وجود دارد. نويسنده، با توجه به تجربيات شخصي، جدول رده‌بندي‌ بزهاي وحشي (چاپ شده در شماره قبل) را تنظيم كرده است.
اسامي موسوم در مورد بزهاي وحشي گيج‌كننده است. مثلاً Ibex اكثراً به كل ايراني (Persian Ibex) اطلاق مي‌شود يا بز وحشي اسپانيايي را Spanish Ibex مي‌نامند كه به نظر نويسنده، اين اسامي غلط هستند. با توجه به جدول مذكور، گونه‌ها و زير گونه‌هاي Ibex تعيين گرديده و اين دو حيوان Ibex نيستند. به علاوه، به نظر نويسنده، نام Persian Ibex اين اشكال را دارد كه اين حيوان يا Bezoar Goat در خارج از ايران نيز يافت مي‌شود. نويسنده، كل ايراني را Bezoar يا Pasang مي‌نامد.
توضيح مترجم: به نظر من، اين حيوان اگر چه در تركيه و عراق هم يافت مي‌شود، دليلي ندارد كه نام معروف كل و بز را روي آن نگذاريم و كلمه Pasang نيز غلط است.

شاخ بزهاي وحشي
همانند تمام اعضاي زير‌خانواده Capronae ، شاخ بزهاي وحشي در طول حياتشان رشد مي‌كند. معمولاً در 4 سال اول عمر، شاخ رشد زيادي دارد و سپس به تدريج و در سال‌هاي آخر عمر، كم مي‌شود. شاخ نرها معمولاً خيلي بزرگ‌تر از شاخ ماده‌ها است كه شاخ ماده‌ها معمولاً از 33 سانتيمتر كوتاه‌تر مي‌باشد. از آنجايي كه شاخ‌ها در طول زمستان نيز رشد مي‌كنند، يك حلقه رشد در روي شاخ‌ها به جاي مي‌ماند كه مي‌توان سن و سال حيوان را از روي آن تعيين نمود.
يادداشت مترجم: به نظر من، رشد شاخ بزهاي وحشي و شايد تمام حيوانات بستگي كامل به نوع و ميزان علوفه (تغذيه) دارد. در زمستان، به علت خشكي علوفه و كاهش ميزان تعليف، رشد شاخ‌ها نيز هم از جهت طول و هم از جهت محيط كم مي‌شود و همين كندي رشد باعث مي‌گردد كه شاخ در بخش زمستاني بسيار متراكم‌تر از ديگر قسمت‌ها شود. در مورد كل خودمان، اين موضوع كاملاً صادق است. بلافاصله با شروع بهار و افزايش علوفه تازه، رشد شاخ دوباره افزايش يافته و طبعاً تراكم و دانسيته آن كمتر مي‌شود. لبه جلويي شاخ حيوان در مبارزه يا در تلاش زندگي و يا در اثر ماليدن آن به كوه و يا شاخه‌هاي درختان آسيب مي‌بيند. اين آسيب در قسمت‌هاي كم تراكم بهاري و تابستاني شاخ بيشتر و در بخش زمستاني كمتر است. لذا، پس از مدتي، شاخ كل گره‌دار مي‌شود كه البته هر گره مبين يك زمستان از عمر حيوان است و از روي همين تفاوت رشد شاخ در زمستان و تابستان مي‌توان عمر كل را دقيقاً تعيين نمود.
به نظر نويسنده، حلقه ساليانه در شاخ كل در روي گره به چشم مي‌خورد در حالي كه در Ibex ، در بين گره‌ها است. در تمام بزهاي وحشي كه شاخ آنها پيچ و تاب مي‌خورد (مثل مار‌خور و بز اسپانيايي)، پيچش شاخ از يك قاعده ثابت پيروي مي‌كند، يعني شاخ راست، چپ گرد و شاخ چپ، راست گرد است.
هيچ كدام از گونه‌هاي شاخ‌دار حيواني، آن تنوع موجود در شاخ بزهاي وحشي را ندارند. به نظر نويسنده، شاخ برهاي وحشي از سه قاعده پيروي مي‌كند: 1- شاخ آيبكس، كل و تور قفقازي غربي، قوسي و به سمت بالا و عقب رشد مي‌كند. 2- شاخ مار‌خور و بز اسپانيايي به صورت مارپيچي رشد مي‌نمايد. 3- شاخ تور قفقازي شرقي به صورت مدور به عقب رشد مي‌كند. در شكل، شاخ پنج گونه از بزهاي وحشي را ملاحظه مي‌كنيد.
در مار‌خورها، شاخ داراي دو لبه تيز است (لبه جلويي و لبه عقبي). در كل، لبه تيز در جلو قرار دارد و لبه عقبي گرد است. اين وضعيت در بز وحشي اسپانيايي تقريباً برعكس كل است. در بين آيبكس‌ها و تور قفقازي غربي، جلوي شاخ پهن و دندانه‌دار مي‌باشد.

زندگي بزهاي وحشي
بزهاي وحشي توانسته‌اند از لحاظ فيزيولوژي، آناتومي و رفتار، خود را با محدوده وسيعي از شرايط محيطي و مخصوصاً با شرايط زيستي خيلي سخت از لحاظ دما، شيب و صخره‌اي بودن، و در گستره وسيعي از تنوع آب و هوايي زيست و زاد و ولد كنند. به عنوان نمونه، كل و بز ايراني در جنوبي غربي ايالت نيو‌مكزيكوي امريكا رها شده و جمعيت آن به حد قابل شكار رسيده است. اگر چه بزهاي كوهي جانوراني غير مهاجرند و به سرعت به مكان‌هاي دور‌دست هجوم نمي‌برند، اما در دراز مدت، به دور‌دست‌ها نفوذ خواهند كرد.
بزهاي كوهي اگر چه بيشتر به نقاط پر‌شيب و كوهستاني و مناطق باز با علف‌هاي كوتاه علاقمندند اما برخي از انواع مي‌توانند در مناطق ديگري نظير نواحي جنگلي و پايين‌دست نيز يافت شوند.
در ايران، كل و بزها (Bezoar Goat) در ارتفاعات البرز، معمولاً در بالا‌دست جنگل هستند در حالي كه در مناطق جنوب ايران، تا ارتفاع كمتر از 300 متر از سطح دريا نيز زيست مي‌كنند. اين حيوان در شيب‌ها و صخره‌هايي با درخت و درختچه‌هاي پراكنده نيز زيست مي‌كند اما از زندگي در نقاطي علف‌هاي بلند پرهيز مي‌نمايد.
فايده زندگي در چنين نقاطي، عدم وجود يا كم بودن حيوانات درنده در آنها مي‌باشد. دشمن اصلي بزهاي كوهي، پلنگ (Felis pardus) و پلنگ برفي (Felis uncial) است. پلنگ، دشمن اصلي بزهاي كوهي است به گونه‌اي كه در تمام نقاط زيست بزهاي كوهي زندگي مي‌كند. در ارتفاعات بالاي آسيا، جايي كه پلنگ معمولي يافت نمي‌شود، پلنگ برفي است كه به شكار بزهاي كوهي مي‌پردازد. در واقع، دشمن اصلي آيبكس‌ها و مار‌خورها در هيماليا، پامير و تيان شان، همين پلنگ برفي است. البته حيوانات درنده ديگري هم از اين حيوانات تغذيه مي‌كنند.
در ايران، روباه قرمز (Vulpes vulpes) ، خرس قهوه‌اي (Urus aretos) ، شغال (Canis aureus) ، كفتار (Hyaena hyaena) نيز به كل و بز و به خصوص بزغاله‌ها حمله مي‌كنند. گرگ‌ها (Canis Iupua) ، به دليل دشواري پيمودن صخره‌ها، در شكار بزها چندان موفق نمي‌شوند.
در شرايط طبيعي، به ندرت، بزهاي كوهي به بالاي 13 سال مي‌رسند. اگر چه يك بز كوهي نر در 2 سالگي بالغ مي‌شود ولي، تا سن پنج سالگي كه از حيث جثه و قدرت بدني به حد مطلوب برسد، در توليد‌مثل مشاركت نمي‌كند. در نقاط سرد و مرتفع، فصل جفت‌گيري در ماه آبان تا دي، و در نقاط گرمسير و كم‌ارتفاع مثل جنوب پاكستان، در شهريور ماه است. آيبكس واليا تقريباً در تمام مدت سال جفت‌گيري مي‌كند ولي اوج آن در ماه‌هاي فروردين تا خرداد است.
در دوره مستي (جفت‌گيري) ، معمولاًً نرها ماده‌ها را تعقيب مي‌كنند و در اين دوره است كه معمولاً نرها بوي بدي دارند. نرها در حين تعقيب، دم خود را بالا مي‌گيرند. در اين فصل، هر نر بزرگي براي خود قلمرويي انتخاب مي‌كند و براي حفظ آن، با نرهاي ديگر به مبارزه مي‌پردازد. مبارزه بزهاي كوهي به صورت كوبيدن شاخ‌ها به يكديگر آغاز مي‌شود، هر دو حريف روي پاهاي خود بلند مي‌شوند، دست‌ها را جمع مي‌كنند و سر را كمي به چپ يا راست مي‌گردانند و سپس با پايين آمدن سر و بدن، شاخ‌ها را به ديگري مي‌كوبند.
حركات قبل از جفت‌گيري توسط نر شامل راست كردن گردن و بالا آوردن، به چپ و راست بردن، باز كردن لب‌ها و لمس كردن حيوان ماده با دست‌هاي جلو، و بوييدن ادرار حيوان ماده براي آزمايش آن مي‌باشد.
دوره آبستني در انواع بزها متفاوت است. در نوع كل و بز ايراني و مار‌خورها، دوره آبستني 155 روز است. آيبكس‌ها، به خصوص آيبكس اروپايي و آسيايي، دوره آبستني 170 روزه دارند. ماده‌ها در شرايط خوب، 2 ساله بالغ شده و مي‌زايند ولي، قابليت زايمان از سال سوم و سال‌هاي بالاتر وجود دارد. دو‌قلو‌زايي در نوع ايراني امري عادي است ولي، در ساير گونه‌ها كمتر اتفاق مي‌افتد.
اگر تغذيه خوب بوده و حيوان باردار جوان باشد، بزغاله‌هاي حاصل بزرگ‌تر، سالم‌تر و قوي‌تر خواهند بود. در چنين شرايطي، اين حيوانات، بهتر به مقابله با فشارهاي محيطي پرداخته و دوام مي‌آورند. نرهاي حاصل از چنين مادراني، درشت‌تر و داراي شاخ‌هاي بزرگتري بوده و تروفه محسوب خواهند شد.
توضيح مترجم: اشاره نويسنده به تغذيه خوب، كاملاً درست است. ولي، در رابطه با بز كوهي، تروفه‌هاي ممتاز معمولاً از زايش تك قلو كه شير بيشتري مي‌خورد به وجود مي‌آيد. بديهي است حتي در اين شرايط، تغذيه و علوفه كافي در مراحل بعدي نياز اصلي است.

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 21:37  توسط کامران  | 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 16:35  توسط کامران  | 

____________***__*_**** ___________
____________**__**_____* __________
___________***_*__*_____* _________
__________****_____**___****** ____
_________*****______**_*______** __
________*****_______**________*_**
________*****_______*_______* _____
________******_____*_______* ______
_________******____*______* _______
__________********_______* ________
__***_________**______** __________
*******__________** _______________                       
_*******_________* ________________
__******_________*_* ______________
___***___*_______** _______________
___________*_____*__* _____________
_______****_*___* _________________
_____******__*_** _________________
____*******___** __________________
____*****______* __________________
____**_________* __________________
_____*_________* __________________
_____________*_* __________________
______________** __________________
______________* ___________________

 این گل تقدیم میشه به اونایی که بیاد من هستن

 

 

 

~~~~~~~~~~..$$**$$
~~~~~~~~~...$$$**$$
.................... $$$~~~'$$
~~~~~~~~$$$"~~~~$$
~~~~~~~~$$$~~~~.$$
~......~.. ~~$$~~~~..$$
~~~~~~~~$$~~~~.$$$
................~$$~~~$$$$
~~~~~~~~~$$$$$$$$
~~~~~~~~~$$$$$$$
~~~~~~~.$$$$$$*
~~~~~$$$$$$$"
~~~~.$$$$$$$....
~~~$$$$$$"`$
~~$$$$$*~~~$$
~$$$$$~~~~~$$.$..
$$$$$~~~~$$$$$$$$$$.
$$$$~~~.$$$$$$$$$$$$$
$$$~~~~$$$*~'$~~$*$$$$
$$$~~~'$$"~~~$$~~~$$$$
3$$~~~~$$~~~~$$~~~~$$$
~$$$~~~$$$~~~'$~~~~$$$
~'*$$~~~~$$$~~$$~~:$$
~~~$$$$~~~~~~~$$~$$"
~~~~~$$*$$$$$$$$$"
~~~~~~~~~~````~$$
~~~~~~~~~~~~~~..'$
~~~~~~~~..~~~~~~$$
~.........~$$$$$$~~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~~$$$$$"~~.$$
~~~~~~~"*$$$$

 اینم واسه اونایه که از وبلاگ دیدن میکنن،

البته تو همه این موارد آقایون و بعدش خانمها در اولویت هستن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 16:2  توسط کامران  | 

 

 البته یه کم بهم ریخته هست ولی کامله

 

 

1 _ مقدمه و کليات

1 _1_ مقدمه

آهــو کـشي آهـوئي بزرگ اســت

آنکس که نه آدمي است گرگ است

      ايرانيان که دير زماني در روزگار گذشته از طلايه داران حفاظت از حيات وحش بودند  ، امروزه شير ايراني و ببـر مازنـدران را از دست داده اند و خطر نابودي گـوزن زرد ايراني ، يـوز و بسـياري ديگر از گونـه هاي سرزمين پرتنوعشان را تهديد مي کند(باني نخستين منطقة حفاظت از وحوش در حوالي پرسپوليس کوروش کبير بود ـ همچنين پارک ملي سرخه حصار به عنوان نخستين منطقة حفاظت شده در دنيا مطرح مي باشد که به عنوان شکارگاه  اختصاصي قاجارها حفاظت مي شده است ) و براي حفاظت اين گنجينه هاي باارزش نياز به عزمي راسخ و تلاشي درخور دارند . امروزه تقريبا در  تمام عرصه هاي حيات وحش کشور شاهد تنزل نسبي کيفيت و کميت جمعيت هاي حيات وحش ، زيستگاهها و تنوع زيستي مي باشيم . واين روند در بعضي نقاط با سرعت فزاينده اي مکان و زمان را در مي نوردد . بنا براين بايد براي حفاظت از باقي ماندة اين سرماية ملي و بهبود آن همتي عظيم در تمام اقشار مملکت و در رأس آن مديران حفاظتي کشور  شکل گيرد و حتي الامکان فرهنگ حفاظت ازمنابع طبيعي و محيط زيست به سمت بالاي هرم قدرت در جامعه سوق يابد  .

     جمعيت تمام افراد يک گونه را گويند که در يک زمان و در يک مکان با هم امکان تبادل ژنتيکي داشته باشند . تراکم جمعيتهاي حيوانات به اندازة افراد و موقعيت آنها در زنجيرة غذائي بستگي دارد. براي مطالعات جمعيتي متغيرهايي مثل تراکم[1] ، پراکندگي[2] ، زاد و ولد[3] ، مرگ و مير[4] ، توزيع سني[5]  ، ظرفيت زيستي[6]  ، نرخ رشد[7]   و... مورد استفاده قرار مي گيرند .(2)

     به منظور حفاظت از جمعيتهاي حيات وحش و اعمال بهترين مديريت بر زيستگاهها و جمعيتهاي موجود نياز است تا مديران با آگاهي کامل از وضعيت گونه به اين امر بپردازند . برآورد اندازه جمعيت وپارامترهاي آماري جمعت هاي حيات وحش و ماهيان مانند رشد جمعيت ، ساختار و نظم مدلهاي جمعيتي در زمانهاي پيوسته و منقطع براي جمعيت هاي کوچک برداشت شده و غير برداشت شده ، منحني هاي بقا ، جداول حيات ، تغييرات جمعيتي[8] ، آناليز قابليت زيستي و ملاحظات ژنتيکي در پويايي شناسي جمعيت بايد مورد توجه قرار گيرد .  امروزه با بهره گيري از نرم افزارها مي توان به مديران حفاظت  امکان تصميم گيري مناسب تر در زمينة زيستگاهها و حيات وحش را داد و نرم افزارها نقش مهمي در مدلسازي جمعيت و پيش بيني تغييرات آيندة آن دارند .

      بخش اصلي فرايند مدلسازي خلاصه نويسي و تجزية اطلاعات است . مدلها مي توانند وسيله اي براي حفاظت زيست محيطي باشند (24) .

      ازجمله نرم افزارهاي قابل استفاده در اين امر RAMAS Ecolab مي باشد که براي مدلسازي جمعيت به کار مي رود . نرم افزار ديگري که قابليت اين گونه شبيه سازي ها را دارد Vortex مي باشد . Vortex  يک مدل شبيه سازي کامپيوتري براي آناليز قابليت زيستي جمعيت (PVA )1 است . Vortex در مدلسازي کامپيوتري بطور گسترده بوسيلة گروه متخصصين بهنژادي (کميسيون بقاي گونه هاي IUCN )2 ، سازمانهاي حيات وحش و کلاسهاي دانشگاهي  استفاده مي شود . Vortex فرايند زاد و ولد و مرگ و مير را شبيه سازي مي کند و انتقال ژني بين نسل هارا بوسيلة زايش تعداد تصادفي فرزنداني که در هر سال بوسيلة يک ماده متولد مي شوند ، شبيه سازي مي نمايد  اين مدل شبيه سازي ها را بوسيله نمونه گيري از نرخ زاد و ولد ، نرخ مرگ و مير و ظرفيت  برد ، با استفاده از توزيع نرمال و دو جمله اي انجام مي دهد . بلايا به عنوان حوادث تصادفي که بقا و توليد مثل را براي يک سال کاهش مي دهند ، مدلسازي مي شوند .تخمين انقراض احتمالي جمعيت بوسيلة تجزيه و تحليل هائي صورت مي گيرد که عوامل قابل شناسائي تهديد کنندة بقاي جمعيت را در مدلهاي فرايند انقراض وارد مي سازد . نيروهاي خارجي مثل از دست دادن زيستگاه ، برداشت بيش از اندازة جمعيت ، رقابت ، شکارگري بوسيلة گونه هاي ديگر و ... نيز معمولا منجر به کاهش جمعيت مي شوند . هرچند روشهاي کلاسيک و قديمي اکولوژي حيات وحش هم ميتوانند از چنين فرايند حتمي اي پرده بردارند . وقتي جمعيت کوچکتر مي شود ، افزايش نوسانات تصادفي منجر به انقراض جمعيت هائي که زير ظرفيت برد هستند وبطور متوسط رشد مثبت دارند ، مي گردند . مدلسازي شبيه سازي کامپيوتري  ابزاري را براي کشف قابليت زيستي جمعيت هاي پيچيدة بافعل و انفعالات قطعي و جريانات تصادفي ، فراهم مي کنند .

     مدل ايجاد شده براي گونه هاي با باروري پايين و طول عمر بالا مثل پستانداران ،  پرندگان و خزندگان قابل استفاده است . اين شبيه سازيها ، اثرات متقابل فرايندهائي را که روي قابليت زيستي جمعيت هاي کوچک اثر دارند کامل مي نمايند . تجزيه و تحليل کاملتر جمعيت ها بوسيلة تکنيک هاي ديگر نيز امکان پذير است . PVA بوسيلة مدلسازي شبيه سازي کامپيوتري يک ابزار مهم براي تشخيص جمعيت هاي در معرض خطر انقراض است . در اين راستا  بايد گزينه ها براي مديريت ارزيابي شوند  و در نهايت تصميمات ضروري براي جمعيتها اتخاذ گردد (22) .

      ازجمله جمعيتهاي رو به کاهش در کشورمان آهوان پارک ملي بمو مي باشند که تا کنون مطالعه اي در زمينة مدلسازي جمعيتهاي آهوان پارک ملي بمو انجام نشده است . اين پارک که روزي در گذشته هاي نه چندان دور بيش از بيست هزار آهو را در خود جاي داده بود و امروزه يعني در سال 1385 شايد به زحمت دويست و پنجاه راس آهو را تحت حمايت داشته باشد . با توجه به کاهش شديد و ناگهاني جمعيت حيات وحش و مخصوصا جمعيت هاي آهوان اين پارک در چند سالة اخير بدليل سوء مديريت و افزايش شکار غير مجاز  ، ضروري به نظر مي رسد که با مدلسازي جمعيتي آن و پيش بيني روند احتمالي آتي جمعيت اين گونه و اعمال مديريتي شايسته   بتوان موقعيت جمعيتي آهو و جايگاه مديريتي و حفاظتي آنرا در سالهاي آينده بهبود بخشيد و به سير قهقرائي کاهش جمعيت آن پايان داد .

1 _ 2_ کلياتي راجع به آهو(Gazella SP)

       آهو به معناي بي عيب است . حيواناتي کوچک و کشيده هستند . دم کوتاهي دارند که اغلب در انتها داراي موهاي سياه رنگي مي باشد . چشمهاي اين حيوان بزرگ است . آهوي ايراني جزء خانوادة گاوسانان مي باشد که در ايران شامل قوچ و ميش ، بز و پازن ، آهو و جبير مي باشد که در رديف حيوانات نشخوارکننده با معدة چهار قسمتي قرار دارند (5) . در آهو رنگ بدن مي تواند بسيار متنوع باشد گاهي به سرخ ميزند و گاهي خاکستري مايل به قهوه اي است و غالبا زير بدن سفيد رنگ است . اين سفيدي يک نوع سازگاري براي حيوان به شمار مي رود . در روي صورت خطوط رنگي موازي وجود دارد که اين علائم غالبا براي استتار و افزايش ديد  به کار مي روند . غدد پستاني يک زوج بوده  و شاخهاي آنها در نر و ماده متمايز هستند . روي شاخ حيوان نر زوايدي مثل آثار ناشي از حرکت مواد مذاب وجود دارد و شاخ در نرها بزرگتر است ولي در ماده ها اين دواير وجود نداشته  و شاخ هم کوچکتر است و يا اصلا وجود ندارد . بين اسکلت دو جنس هم تفاوت وجود دارد . حيوان ماده ظريف و کوچک است . در آهوهاي مختلف شکل شاخ هم با هم متفاوت مي باشد . گاهي مستقيم  هستند ، گاهي نوک شاخ به داخل برگشته و گاهي هم نوک به خارج برميگردد و گاهي حالت چنگ پيدا ميکند . در آهوان فاصله بين دو قاعدة  شاخ ، آرايش شاخ و اينکه آيا در قاعدة شاخ حالت کمپرس وجود دارد يا نه ، بسيار مهم است . آهو از جانوراني است که از قديم الايام توجه انسان را به خود جلب کرده است . اين جانور زيبا که در دشتهاي استپيک مأمن گزيده است و يکي از عناصر مهم اين اکوسيستم ها محسوب مي شود و داراي پراکندگي و گسترش قابل توجهي است .

1 _ 2_ 1 _  خصوصيات فيزيکي آهوان

 طول بدن 90 تا 115 سانتي متر (3 تا 8/3 فوت ) ، ارتفاع شانه 60  تا 80 سانتي متر ( 2 تا 6/2 فوت)  ، طول دم 15 تا 20  سانتي متر ( 6 تا 8 اينچ ) و وزن حيوان در حدود 18 تا 33 کيلو گرم (40 تا 73 Ib )  مي باشد  (27) .

1 _ 2_ 2 _فرمول دنداني و شاخ

      در آهوان اگر دندانها لبه دار و تيز باشند يعني اينکه حيوان جوان است ولي اگر سائيده شده باشند يعني حيوان تقريبا پير است البته زيستگاه و رژيم غذائي در شکل دندان تاثير دارد فرمول دنداني آهو به اين صورت مي باشد :

         1                     2                 3                      4                   

آهوها استخوان جمجمه بلند (مثلا در مقايسه با گوسفند وحشي)، دندانهاي ظريف و صندوق صماخ درشت(بزرگ و متورم) دارند . شاخ اين حيوانات روي پايه اي  استخواني که از استخوان سر ايجاد مي شود قرار دارد و خود شاخ مانند غلافي توخالي است . شاخ از درون تغذيه مي شود و رشد آن در سراسر عمر حيوان ادامه دارد (5) ( شکل1 -1 ) .

شکل 1-1- وضعيت شاخ ، صندوق صماخ و آرايش دنداني آهو

1 _ 2_ 3 _غدد پيش چشمي

      آهوان در نزديک چشم غددي بدبو بنام غدد پيش چشمي دارند که حيوان با ترشحات آن ميتواند زيستگاه خود را نشانه گذاري کند (شکل 1-2 ) .

شکل1- 2 -  غدة پيش چشمي در آهو

 1 _ 2_ 4 _  مشخصات بدني(Gazella SP)

     آهوي ايراني (Gazella Subgatturosa) يا (Guiterd Gazelle) يک ويژگي بارز دارد که در زير گلو داراي يک برجستگي گواتر مانند مي باشد و به همين دليل به آن  آهوي گواتردار مي گويند شاخ آن هم ترکيب خاص دارد . در جنوب ايران به اين آهوي ايراني ، بزآهو مي گويند . نرها در پيشاني موهاي سفيد رنگي دارند و در نر خيلي پير تمام صورت سفيد است . فصل جفت گيري دي ماه بوده  و مدت آبستني 170 روز مي باشد . در فصل جفت گيري با توده هاي مدفوع و ادرار و ترشحات پيش چشمي قلمرو خود را علامتگذاري مي کند .

جثه متوسطي دارد . نرها شاخ هاي نسبتا بلندي دارند که طول آن گاهي از cm45 تجاوز مي کنند . شاخها در قاعده نزديک به هم هستند سپس به طرف خارج و بالا انحناء پيدا مي کنند . ( نوک شاخها قدري  به داخل پيچيده اند ، شکل آنها از پهلوS مانند و از جلو شبيه چنگ است ) . ماده ها فاقد شاخند ولي گاهي شاخهاي کوچکي دارند البته ماده آهوهاي موجود در پارک ملي بمو فاقد شاخ مي باشند . پشت گوشها سفيد است که به همراه حاشية سياه رنگ از خارج مشاهده مي گردند . تابستان موهاي نخودي رنگ دارد اما در زمستان داراي موهاي بلندتر و متمايل به قهوه اي است . داراي لکه اي  قهوه اي در جلو صورت و نوار تيره اي  در دست و پا مي باشند . زير بدن وکفلها سفيد ، موهاي دم نسبتا بلند و سياه رنگ است . رنگ آهوهاي مسن ، به خصوص نرها ، روشنتر و گاهي کرم رنگ است . در زير گلوي آهوها به خصوص نرها ، برآمدگي گواتر مانندي ديده مي شود .  

1 _ 2_ 5_ وضعيت فعلي آهوان در ايران  

     تا اواخر دهه سال 1350 تعداد زيادي آهو در اغلب دشتهاي کشور مشاهده مي شد . ( در سال 1356 متجاوز از 10هزار رأس آهو در منطقه موته اصفهان ، 7هزار رأس اطراف دامغان ، و 5هزار رأس اطراف سمنان وجود داشته است ) . به علت شکار بي رويه اي که اغلب بوسيله موتور سيکلت و اتومبيل در روز وشب صورت مي گيرد ، نسل آن تقريبا در کليه مناطق غير حفاظت شده کشور نابود گرديده است . در حال حاضر بيشترين جمعيت در مناطق موته اصفهان ، پارک بمو در فارس ، دشت سهرين در زنجان ، پارک ملي گلستان ، منطقه ممنوعه بيدو در کرمان ، منطقه کالمند در يزد و جزيره خارک وجود دارد .

1 _ 2_ 6 _ زيستگاه آهو (Gazella SP)

 مناطق استپي و بياباني ( درمنه زارهاي واقع در دشتهاي مسطح را ترجيح مي دهد) . و مخصوصا تپه ماهورهاي داراي علف شور (Salsola SP )را ترجيح مي دهد

شکل1- 3 – دشت ها عمده ترين زيستگاههاي آهوان را تشکيل مي دهند .

1 _ 2_ 7_  پراکنش جهاني آهوان 

   سرزمينهاي قلمرو آهو از شبه جزيرة عربستان  شروع و به ايران ، ترکيه ، پاکستان ،  افغانستان ، دشتهاي قفقاز ، ترکستان ، چين ، شمال تبت و مغولستان گسترش مي يابد  و کلا بيابانها ، مناطق نيمه بياباني ، تپه ماهورها و دشتهاي مسطح جنوبي و مرکزي آسيا را تحت پوشش دارد  (27)(شکل 1-4) .

شکل1- 4 -  پراکنش Gazella subgutturosa در جهان که منحصر به آسيا مي باشد . مأخذ : Range Map (Redrawn from Walther, 1990)

1 _ 2_ 8 _ پراکندگي  در ايران

 آهو تقريبا در تمام دشتها جلگه ها و تپه ماهورهاي کشور به استثناي مناطق خيلي خشک و کويري و قسمتهائي از سواحل جنوبي ، پراکنش دارد

شکل1- 5 -  مناطق پراکنش آهو در ايران

1 _ 2_ 9 _  غذا

       از علوفه و بوته ها  تغذيه مي کند . در بهار علف چري و در فصل خشک بوته خواري دارد . گاهي اوقات شبها به مزارع غلات و صيفي جات دستبرد مي زند .

1 _ 2_ 10 _  عوامل تهديد

     امروزه چراي بي روية دام در زيستگاههاي آهو ، تبديل اين گونه زيستگاهها به زمين کشاورزي و صنعتي و بالاخره شکار بي رويه از عوامل بسيار مهم در تهديد جمعيت آهو به حساب مي آيند .

1 _ 2_ 11_  رشد و توليد مثل

     دورة آبستني 5 تا 6 ماه  ، و تعداد متولدين در هر زايمان 1 تا 2  عدد است و به ندرت تا 4 تا هم مي رسد بره ها پس از 4 الي 5 ماه از شير گرفته مي شوند . بره هاي ماده در 9 ماهگي بالغ شده و آمادة باروري مي گردند . بلوغ  نر ها حدودا در 18 ماهگي رخ مي دهد . طول عمر متوسط آهوان 10 الي 12 سال است .

     آهوي گواتر دار برخلاف سابر آهوها داراي فصل زادآوري محدود مي باشد که از نوامبر تا جولاي مي باشد و در نتيجه آن زايمان در آوريل و مي صورت مي گيرد . بره هاي تازه متولد شده در يکي دو هفتة  نخست بوسيلة مادر در بين علف ها پنهان مي شوند ولي مادر در موقع چريدن ، زياد از آنها فاصله نمي گيرد تا زمانيکه پاهاي لرزان آنها  قدرت و استحکام يابد در اين بين مادران عمدتا روزي 3 مرتبه براي سرکشي به بره ها بر مي گردند (27)  .

       در مناطق گرمسير اوايل پائيز و در مناطق سردسير در اواخر پائيز جفتگيري مي کند . در اين فصل بين نرها جدالهاي سختي در مي گيرد . نرهاي قوي معمولا چند ماده را در اختيار مي گيرند و با همه آنها جفتگيري ميکنند

1 _ 2_ 12 _  اکولوژي و رفتار

     روز و شب فعال است . به صورت اجتماعي ، در دسته هاي کوچک و بزرگ ديده مي شود ( تعداد افراد يک دسته ممکن است از 300 رأس تجاوز کند ) . حيوان سريعي است و مي تواند با سرعت 80 کيلومتر  در ساعت بدود . معمولا در فصل زمستان ، از مناطق سردسير به مناطق گرمتر مهاجرت مي کند .

     در طي تابستان بيشترين فعاليت در اواخر بعد از ظهر و اوايل صبح اتفاق مي افتد که شامل گردش و چراي دسته جمعي است . در هنگام ظهر گله در سايه ها پناه مي گيرد و در اين محلها چاله هائي بيضي شکل و کم عمق را براي خوابيدن حفر مي کنند. در طي ماههاي سرد زمستان اين استراحت نيمروزي به نحو قابل توجهي کاهش مي يابد و حتي در بعضي اوقات حذف مي شود . اگر عامل مزاحمي  پناهگاه آهو را تهديد کند آهوي گواتر دار به سرعت به فاصلة 200  تا 300 متري فرار مي کند سپس مي ايستد تا خطر را از اين فاصله بررسي کند  سپس يک مسير دايره اي شکل بزرگ را براي بازگشت به مکان اوليه استراحت طي مي نمايد . اين آهو ميتواند با شتاب بسيار زيادي سرعت خود را به 60 کيلو متر بر ساعت ( 36 مايل در ساعت ) برساند . در بهار و تابستان گله ها ممکن است به سمت منابع آب حرکت کنند اما حتي در اين موقعيت هم به ندرت در روز آب مي نوشند گله 10 تا 30  کيلو متر را  در فصل زمستان  در هر روز  مي پيمايد که اين فاصله در تابستان تا 10 برابر کاهش پيدا مي کند . غزالها در خيلي از چراگاهها متحمل مهاجرت هاي فصلي مي شوند . در طي فصل زادآوري نرهاي بالغ قلمروطلب مي شوند که از محلهائي که  توده هاي مدفوع قرار دارد به عنوان مکانهائي استراتژيک براي نشان دادن مالکيتشان بر قلمرو استفاده مي کنند . در اين زمان نر ها صداهاي خشن و خرخر مانند توليد مي کنند  و فعاليت هاي هورموني به طور چشمگيري افزايش مي يابد و در نتيجة آن معمولا نرها  را در حالي که به آغشته کردن چيزهاي اطراف با اين ترشحات مشغولند ميتوان ديد (27)  .

1 _ 2_ 13 _  گروه خانوادگي

درتابستان گروههاي خانوادگي کوچک متشکل از دو تا پنج رأس و در زمستان گله هائي بزرگ با تعداد بسيار حتي تا صدها رأس را تشکيل مي دهند  (27)  .

1 _ 2_ 14 _  شکارگران عمده

عمده ترين شکارچيان و دشمنان طبيعيِ آهو ، گرگ ،کاراکال ، يوز  و پلنگ مي باشند و دشمن اصلي آنها انسان  است .

1 _ 2_ 15 _  وضعيت حفاظت

در طبقه بندي سال 1996 ميلادي IUCN 1 اين گونه در طبقة " Lower risk "2 و " Near treathened "3 طبقه بندي گرديد   (27)  .

1 _ 2_ 16 _طبقه بندي تاکسونوميک آهو

آهوان در طبقه بندي علمي خود به همراه نشخوار کنندگان در يک زير راسته قرار مي گيرند ، در خانوادة گاوسانان تقسيم بندي مي شوند و زير خانوادة آنتيلوپ ها را به خود اختصاص مي دهند جدول 1-1 نشاندهندة تقسيم بندي آهوان در فرمانرو حيوانات مي باشد .

 

 

 

جدول 1-1- تقسيم بندي آهوان در سلسله حيوانات

تقسيم بندي آقاي هوشنگ ضيائي

              تقسيم بندي برنت هافمن در www.ultimateungulate.com 

سلسله: حيوانات                                                                           Kingdom: Animalia        شاخه: مهره داران                                                                              Phylum: Chordata

 رده : پستانداران                                                                                    Class: Mammalia

راسته: زوج سمان (Even-toed  ungulates)                                      Artiodactyla      Order:

زير راسته : نشخوار کنندگان                                                Suborder: Ruminantia

خانواده : گاوسانان                                                                 Bovidae        Family:

زيرخانواده : آنتلوپ ها                                                 Antilopinae           Subfamily:  

جنس :  آهو                                                                     Gazella             Genus:

1 _ 2_ 17_آهوهاي جهان و ايران

 گونه هاي جنس Gazella در دنيا به قرار زير مي باشند1

Gazella colab                         Arabian gazelle

Gazella bennettii                   Indian gazelle

Gazella cuvieri                      Cuvier's gazelle, edmi gazelle

Gazella dorcas                      Dorcas gazelle

Gazella erlangeri                  Erlanger's gazelle

Gazella colab                        True gazelle, mountain gazelle

Gazella leptoceros                Slender-horned gazelle, rhim

Gazella saudiya                    Saudi gazelle

Gazella spekei                      Speke's gazelle

Gazella subgutturosa           Goitered gazelle

آهوهاي ايران شامل موارد زير مي باشند :

*    Gazella gazelle يا آهوي کوهي2 که در ايران شامل يک نژاد با نام علمي G. g . Dareshuri مي باشد که در جزيرة فارور در خليج فارس جمعيتهائي از آن زندگي مي کنند . نر و ماده هر دو شاخ دارند و زيستگاه آن منطبق بر زيستگاه گونة آکاسيا مي باشد توان جوانه زني بذر درخت آکاسيا وقتي که از دستگاه گوارش آهو عبور مي کند افزايش مي يابد .

*    Gazella subgatturosa  يا آهوي گواتر دار که در ايران دو نژاد از آن زندگي مي کنند . يکي با نام علمي  G . s . subgatturosa  که در شرق سلسله جبال زاگرس زندگي مي کند و آهوي مورد مطالعه در اين پروژه از اين نمونه است  و ديگري بانام علمي G . s . subspecies که در غرب سلسله جبال زاگرس پراکنش دارد . در زبان بلوچي آسک ، ترکي جيران و در زبان لري کِلاس گفته مي شود . تعداد کروموزومها درجنس نر 31 تا 33 و در جنس ماده 30 تا 32 عدد است . در دنيا 4 زير گونه براي آهوي ايراني در نظر مي گيرند که اسامي علمي آنها به قرار زير مي باشد.

Gazella subgutturosa subgutturosa

Gazella subgutturosa marica

Gazella subgutturosa yarkandensis

Gazella subgutturosa hiclliana

شکل1- 6 – آهوي نر بالغ گواتردار ايراني( (Gazella subgutturosa subgutturosaدر San Diego Wild Animal Park , USAبرگرفته از سايت اينترنتيwww.treknature.com/.../photo29905.htm

*   Gazella benetti يا جبيـر که در ايـران شامـل سـه نژاد متـفاوت مي باشـد  . يکي با نام علمــي G . b . fuscifrons که در مناطق حاشية کوير مرکزي ، تهران تا خراسان و از مناطق مرکزي تا شمال فارس و از توران تا پارک ملي کوير و يزد  پراکنش دارد . ديگري با نام علمي    G . b . shikarii که از جنوب فارس تا سيستان و هرمز گان پراکنده است و بالأخره  گونه اي با نام علمي G . b . karamii که اطراف برازجان و بوشهر داراي پراکنش مي باشد .در حال حاضر در جزيرة فارور حدود 400 رأس ودر قشم حدود 30 رأس زندگي مي کنند . تعداد کروموزومهاي جنس نر 31 عدد و تعداد کروموزومهاي جنس ماده 30 عدد است .  

شکل1- 7 – پراکنش جبير در ايران

1 _ 2_ 18 _کليد تشخيص گونه ها در جنس Gazella 

بدون احتساب آهوي کوهي موجود در جزيرة فارور در ايران دو نوع آهو وجود دارد که به ترتيب زير از هم تشخيص داده مي شوند .

     Gazella subgatturosa  ( Goiterd Gazella ) : شاخ فقط در نرها وجود دارد و ماده ها بدون شاخ هستند يا شاخ خيلي کوچکي دارند . نرها بخصوص در فصل جفت گيري در زير گلو برجستگي گواتر مانندي دارند  . موها پرتر و بلند تر و گودي جلو حدقه اي بزرگ دارند  (8) .

      آهوي نر شاخهاي قشنگ بربطي شکلي دارد که ممکن است  در بين نرهاي مسن طول آن به 45 سانتي متر برسد . ماده شاخ ندارد مانند بقية غزالها سرعت دو آهو زياد است و براي حفظ جان خود ديده شده که با سرعت 70 کيلومتر بر ساعت هم ميدود . وزن نر بالغ تا 45 کيلوگرم هم مي رسد(شکل 1-6) (7) .

       Gazella benetti (Jebeer gazelle يا Chinkara ) : شاخ در نرها و ماده ها وجود دارد و در ماده ها شاخ فقط کمي کوچکتر و باريکتر است . در زير گلو برجستگي گواتر مانند وجود ندارد  . موها کوتاهتر و گودي جلو حدقه اي کوچکتري دارند (8) .

     جبير در مناطق خشک مرکزي ، خراسان ، جنوب و جنوب شرقي کشور جانشين آهو مي شود . از آهو کوچکتر و وزن آن حدود 25 کيلو گرم است . جبير نر و ماده هر دو داراي شاخ هستند ، شاخ نر از نيم رخ مختصر انحنائي اول به عقب و سپس به جلو دارد ولي شاخهاي ماده کاملا مستقيم است طول شاخ جبير ماده دراز بوده  ولي قطر آن حدود نصف قطر شاخ جبير نر است  . طول شاخ نر ممکن است به بيش از 35 سانتي متر نيز برسد . جبير در مقابل کم آبي بسيار مقاوم است و مي تواند آب مورد نيازش را از برگ گياهان تأمين کند. در جزيرة فارور که فاقد آب است حدود 200 رأس جبير به خوبي زندگي مي کنند (شکل 1-8 ) (7) .

شکل1ـ 8 ـ جبير Gazella benetti

 



[1] - Population Dencity   

[2] -  Dispersion

[3] -  Nathality

[4] - Mortalithy

[5] - Age Distribution

[6] - Carrying Capacity

[7] - Growt Rate

[8]- Metapopulations

1 - Population Viability Analysis

2 - Species Survival Commission, IUCN(اتحادية بين المللي حفاظت از طبيعت)

1 – Incisor (پيشين)

2 – Canine (نيش)

3 – Pre Molar (پيش آسيا)

4 – Molar (آسيا)

1  - اتحادية بين المللي حفاظت از طبيعت

2  - با ريسک کمتر – يک تاکسون زماني با ريسک کمتر روبروست که ارزيابي نشان دهد در هيچکدام از طبقات خطرات جدي تر تهديد ( بحراني ، در خطر انقراض و آسيب پذير ) جاي نگرفته و وضعيت آن مطابق با يکي از سه طبقة ذيل است :1- وتبسته به حفاظت ( cd ) conservation dependent 2- در شرف تهديد ( nt ) near threatened 3- داراي کمترين نگراني ( lc ) least concern

3  -  در شرف تهديد ( nt ) near threatened تاکسونهايي در اين طبقه قرار مي گيرند که داراي شرايط لازم براي قرار گرفتن در طبقة وابسته به حفاظت نيستند ولي وضعيت آنها نزديک به طبقة آسيب پذير مي باشد .

1 - www.ultimateungulate.com   

2 - منطقة  پراکنش آهوي کوهي  در نقاط مختلف شبه جزيرة عربستان مي باشد Gazella gazelle cora   زير گونه اي از آهوي کوهي است که رنگ کاملا سرخ دارد . Gazella gazelle gazelle    هم زير گونة ديگري است که  پوزة کوتاهتر، شاخ مستقيم تر و رنگ آميزي متفاوت  دارد . يک زير گونه ديگر Gazella gazelle muscatensis  مي باشد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 14:38  توسط کامران  | 

 

قانون شكار و صيد

( مصوب 16 / 3 / 1346)

با اصلاحات مصوب 30 / 10 / 1353 و 25 / 9 / 1375*

 

ماده‌ 1ـ براي‌ حفظ‌ و حمايت‌ و تكثير جانوران‌ وحشي‌ سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌زيست‌ تشكيل‌ مي‌شود،   سازمان‌ مزبور داراي‌ شخصيت‌ حقوقي‌ بوده‌ و زير نظر شورايعالي‌ حفاظت‌ محيط‌زيست‌ است‌.

 ماده‌ 2ـ لغو شده‌ است‌.

 ماده‌ 3ـ شورايعالي‌ داراي‌ وظائف‌ و اختيارات‌ زير است‌:

 الف‌ـ بطور ضمني‌ لغو شده‌ است‌.

 ب‌ـ تعيين‌ محدوديتها و ممنوعيت‌هاي‌ زماني‌ و مكاني‌ شكار و صيد و حدود پاركهاي‌ ملي‌ و مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و قرقهاي‌ اختصاصي‌

 پ‌ـ تعيين‌ انواع‌ اسلحه‌ و وسايل‌ ممنوع‌ شكار وصيد

 ت‌ـ تعيين‌ انواع‌ جانوران‌ وحشي‌ و حيوانات‌ حمايت‌ شده‌ و حفاظت‌ شده‌ و در معرض‌ خطر انقراض‌ و جانوران‌ زيانكار

 ث‌ـ لغو شده‌ است‌.

 ج‌ـ لغو شده‌ است‌.

 چ‌ـ تعيين‌ بهاي‌ جانوران‌ وحشي‌ از لحاظ‌ مطالبه‌ ضرر و زيان‌

 ماده‌ 4ـ مصوبات‌ شواريعالي‌ حفاظت‌ محيط‌زيست‌ در حدود وظايف‌ و اختيارات‌ مذكور در اين‌ ماده‌ بيست‌ روز پس‌ از درج‌ در يكي‌ از روزنامه‌هاي‌ كثيرالانتشار مركز و روزنامه‌ رسمي‌ كشور لازم‌الاجر است‌.

 سازمان‌ موظف‌ است‌ بلافاصله‌ مصوبات‌ شورايعالي‌ را بوسيله‌ راديو و آگهي‌ و ساير وسايل‌ به‌ اطلاع‌ اهالي‌ برساند.

 ماده‌ 5ـ لغو شده‌ است‌.

 ماده‌ 6ـ وظائف‌ سازمان‌ بقرار زير است‌:

 الف‌ـ اجراي‌ مصوبات‌ شورايعالي‌ در حدود مقررات‌ ماده‌ 3 اين‌ قانون‌

 ب‌ـ تنظيم‌ و اجراي‌ مقررات‌ شكار و صيد بر اساس‌ هدفهاي‌ مندرج‌ در اين‌ قانون‌

 پ‌ـ حفظ‌ و نگهداري‌ شكارگاهها و فضاي‌ حياتي‌ جانوران‌ وحشي‌ و حمايت‌ آنها در برابر گرسنگي‌ و تشنگي‌ و صيد و شكار بي‌رويه‌ و عوامل‌ و حوادث‌ نامساعد جوي‌ و طبيعي‌ مانند حريق‌ جنگل‌ و مراتع‌ و سيل‌ و طغيان‌ رودخانه‌ها و بيماريهاي‌ واگير و مسموميت‌ نباتي‌ و امثال‌ آن‌.

 ت‌ـ فراهم‌ آوردن‌ موجبات‌ و محيط‌ مساعد جهت‌ تكثير و پرورش‌ جانوران‌ وحشي‌

 ث‌ـ كوشش‌ در اصلاح‌ نژاد جانوران‌ وحشي‌

 ج‌ـ بررسي‌ و تحقيقات‌ علمي‌ درباره‌ جانوران‌ وحشي‌

 چ‌ـ ايجاد پاركهاي‌ ملي‌ و مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و موزه‌هاي‌ حيوان‌ شناسي‌

 ح‌ـ تشويق‌ اشخاص‌ حقيقي‌ و حقوقي‌ به‌ تأسيس‌ باغات‌ وحش‌ و آبگيرها و حوضچه‌ها جهت‌ پرورش‌ ماهي‌ و پرندگان‌ شكاري‌ از طريق‌ راهنمائي‌هاي‌ فني‌

 خ‌ـ تنظيم‌ و اجراي‌ برنامه‌هاي‌ آموزشي‌ به‌ منظور برانگيختن‌ حس‌ حيوان‌ دوستي‌ و حفاظت‌ منابع‌ طبيعي‌ در كشور و تجهيز و تنوير افكار عمومي‌ در اين‌ زمينه‌

 دـ همكاري‌ با سازمانهاي‌ مربوط‌ به‌ جنگل‌ و مراتع‌ و خاك‌ و آب‌ به‌ منظور حفظ‌ منابع‌ طبيعي‌ كشور

 ذـ همكاري‌ با سازمانهاي‌ مشابه‌ خارجي‌ و بين‌المللي‌ به‌ منظور حفظ‌ و حمايت‌ جانوران‌ وحشي‌ و مهاجر در حدود تعهدات‌ متقابل‌

 ماده‌ 7ـ خريد و فروش‌، تكثير و پرورش‌ و صدور و ورود حيوانات‌ وحشي‌ و اجزاي‌ آنها كه‌ غير بومي‌ ايران‌ بوده‌ و از خارج‌ به‌ كشور وارد شده‌ و يا از قبل‌ در كشور تكثير و پرورش‌ يافته‌اند با كسب‌ پروانه‌ و يا اجازه‌ از سازمان‌ مجاز مي‌باشد. ورود و صدور آن‌ دسته‌ از جانوران‌ وحشي‌ و اجزاي‌ آنها كه‌ در فهرست‌ كنوانسيون‌ تجارت‌ بين‌المللي‌ گونه‌هاي‌ در معرض‌ خطر انقراض‌ ثبت‌ شده‌اند با رعايت‌ مقررات‌ كنوانسيون‌ مذكور صورت‌ ميگيرد. سازمان‌ مي‌تواند گونه‌هايي‌ كه‌ بر خلاف‌ مقررات‌ كنوانسيون‌ به‌ كشور وارد شده‌اند ضبط‌ و در صورت‌ لزوم‌ با هزينه‌ واردكننده‌ به‌ كشور مبدا عودت‌ دهد.

 ماده‌ 8ـ سازمان‌ مي‌تواند در موارد زير بر حسب‌ مورد پروانه‌ و يا اجازه‌ رايگان‌ صادر نمايد:

 الف‌ ـ جمع‌آوري‌ نمونه‌هاي‌ جانوران‌ وحشي‌ به‌ منظور انجام‌ تحقيقات‌ و مطالعات‌ علمي‌ و آموزشي‌ و يا انجام‌ فعاليتهاي‌ مورد نياز موزه‌ تاريخ‌ طبيعي‌ و نمايشگاههاي‌ تنديس‌ آرائي‌.

 ب‌ـ دفع‌ آن‌ دسته‌ از جانوران‌ وحشي‌ كه‌ به‌ مزارع‌ و باغها آسيب‌ مي‌رسانند.

 ج‌ـ صيد برخي‌ از گونه‌هاي‌ آبزيان‌ توسط‌ ساكنان‌ مناطق‌ محروم‌ در مواردي‌ كه‌ سازمان‌ صدور پروانه‌ رايگان‌ را در آن‌ مناطق‌ ضروري‌ بداند.

 دـ تقدير از كسانيكه‌ به‌ تشخيص‌ رئيس‌ سازمان‌، خدمات‌ مؤثري‌ در مورد حفاظت‌ از حيات‌ وحش‌ و حمايت‌ از اهداف‌ سازمان‌ به‌ عمل‌ آورده‌اند.

 تبصره‌ـ وظايف‌ و اختياراتي‌ كه‌ در اين‌ قانون‌ براي‌ سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌زيست‌ منظور شده‌ منافي‌ با اختيارات‌ و وظائف‌ شركت‌ سهامي‌ شيلات‌ ايران‌ نمي‌باشد.

 ماده‌ 9ـ چنانچه‌ مأموران‌ سازمان‌ و ميرشكاران‌ يا صاحبان‌ مزارع‌ و باغها در حدود مجوزهاي‌ صادر شده‌ نتوانند از دفع‌ خسارت‌ يا صدماتي‌ كه‌ از ناحيه‌ جانوران‌ وحشي‌ به‌ افراد، مزارع‌ و باغها وارد مي‌شود جلوگيري‌ به‌ عمل‌ آورند جبران‌ خسارت‌ وارد شده‌ از محل‌ درآمدهاي‌ حاصل‌ از اجراي‌ اين‌ قانون‌ تأمين‌ خواهد شد همچنين‌ سازمان‌ مي‌تواند جهت‌ پيشگيري‌ از اين‌ خسارت‌ نسبت‌ به‌ محصور نمودن‌ زيستگاههاي‌ حفاظت‌ شده‌ جانوران‌ وحشي‌ از محل‌ درآمدهاي‌ مذكور اقدام‌ نمايد.

 ماده‌ 10ـ هركس‌ مرتكب‌ اعمال‌ زير شود به‌ جزاي‌ نقدي‌ از يكصدهزار(100000) تا يك‌ ميليون‌ (1000000)ريال‌ يا حبس‌ از يك‌ ماه‌ تاشش‌ ماه‌ محكوم‌ مي‌شود:

 الف‌ـ شكار و صيد جانوران‌ وحشي‌ عادي‌ بدون‌ پروانه‌

 ب‌ـ شكار و صيد بيش‌ از ميزان‌ مندرج‌ در پروانه‌ و يا خلاف‌ مقررات‌ و خارج‌ از محلهاي‌ مندرج‌ در پروانه‌

 ج‌ـ حمل‌، عرضه‌، فروش‌ و صدور جانوران‌ وحشي‌ زنده‌ يا كشته‌ و اجزاي‌ آنها بدون‌ كسب‌ پروانه‌ و يا مجوز از سازمان‌

 دـ از بين‌ بردن‌ رستني‌ها از جمله‌ قطع‌ درختان‌، خارزني‌، بوته‌كني‌ و تعليف‌ غيرمجاز در مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و پناهگاه‌هاي‌ حيات‌ وحش‌ و تجاوز و تخريب‌ در اين‌ مناطق‌

 ماده‌ 11ـ هر كس‌ مرتكب‌ اعمال‌ زير شود به‌ جزاي‌ نقدي‌ از يك‌ ميليون‌ و پانصدهزار (1/500/000) ريال‌ تا سه‌ميليون(3/000/000) ريال‌ يا حبس‌ از 91 روز تا6 ماه‌ محكوم‌ مي‌شود:

 الف‌ـ شكار و صيد در فصول‌ و ساعات‌ ممنوع‌ مقرر

 ب‌ـ مبادرت‌ به‌ شكار و صيد در مناطق‌ ممنوع‌ و يا خلاف‌ محدوديت‌ها و ممنوعيت‌هايي‌ كه‌ سازمان‌ در حدود اختيارات‌ قانوني‌ خود تعيين‌ و آگهي‌ كرده‌ است‌ و شكار غيرمجاز در قرقهاي‌ اختصاصي‌

 ج‌ـ شكار و صيد با وسايل‌ و از طرق‌ غيرمجاز و يا شكار با استفاده‌ از اسلحه‌ ديگران‌

 دـ تخريب‌ چشمه‌ها و آبشخور حيوانات‌ در مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و پناهگاههاي‌ حيات‌ وحش‌

 ه ـ اقدام‌ به‌ صدور و ورود حيوانات‌ وحشي‌ موضوع‌ ماده‌ (7) اين‌ قانون‌ به‌ صورت‌ غيرمجاز

 ماده‌ 12ـ هر كس‌ مرتكب‌ اعمال‌ زير شود به‌ مجازات‌ حبس‌ از سه‌ ماه‌ تا سه‌ سال‌ و يا به‌ جزاي‌ نقدي‌ از يك‌ ميليون‌ و پانصدهزار (1/500/000) ريال‌ تا هجده‌ ميليون‌ (18/000/000)ريال‌ محكوم‌ مي‌شود:

 الف‌ـ شكار و صيد جانوران‌ وحشي‌ حمايت‌ شده‌ بدون‌ داشتن‌ پروانه‌ ويژه‌

 ب‌ـ شكار و صيد در مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و پناهگاههاي‌ حيات‌ وحش‌ بدون‌ تحصيل‌ پروانه‌ ويژه‌ و صيد غيرمجاز در رودخانه‌هاي‌ حفاظت‌ شده‌

 ج‌ـ از بين‌ بردن‌ رستني‌ها و تعليف‌ و تخريب‌ در پاركهاي‌ ملي‌ و آثار طبيعي‌ ملي‌ و هر گونه‌ تجاوز و فعاليت‌ غير مجاز در اين‌ گونه‌ مناطق‌

 دـ آلوده‌ نمودن‌ آب‌ رودخانه‌ها، درياچه‌ها و تالابهاي‌ حفاظت‌ شده‌، چشمه‌ها و آبشخورها به‌ موادي‌ كه‌ باعث‌ آلودگي‌ آب‌ و از بين‌ رفتن‌ آبزيان‌ شود.

 ماده‌ 13ـ هر كس‌ مرتكب‌ اعمال‌ زير شود به‌ مجازات‌ حبس‌ از نود و يك‌ روز تا سه‌ سال‌ يا جزاي‌ نقدي‌ از يك‌ ميليون‌ و هشتصد هزار (1/800/000) ريال‌ تا بيست‌ميليون‌ (20/000/000) ريال‌ و در صورت‌ تكرار به‌ هر دو مجازات‌ محكوم‌ مي‌شود.

 الف‌ـ شكار جانوران‌ وحشي‌ كمياب‌ ودر معرض‌ خطرانقراض‌ از قبيل‌ جيبير، گورخر، گوزن‌ زرد ايراني‌، يوزپلنگ‌، تمساح‌ (كروكوديل‌)، هوبره‌ و ميش‌ مرغ‌

 ب‌ـ شكار در پاركهاي‌ ملي‌

 ج‌ـ شكار، صيد و يا كشتار جانوران‌ وحشي‌ با استفاده‌ از سموم‌ و مواد منفجره‌ و امثال‌ آن‌ و شكار به‌ صورت‌ تعقيب‌ با استفاده‌ از وسيله‌ نقليه‌ موتوري‌ و همچنين‌ كشتار آنان‌ به‌ طريق‌ جرگه‌ و محاصره‌ دسته‌ جمعي‌

 دـ مبادرت‌ به‌ اقداماتي‌ كه‌ موجبات‌ آلودگي‌ آب‌ درياي‌ خزر و خليج‌ فارس‌ و درياي‌ عمان‌ با مواد غير نفتي‌ را فراهم‌ آورده‌ و باعث‌ مرگ‌ و مير آبزيان‌ يا به‌ خطر افتادن‌ محيط‌زيست‌ آنان‌ شود.

 ه ـ ايجاد يا فراهم‌ كردن‌ مقدمات‌ آتش‌ سوزي‌ در پاركهاي‌ ملي‌ و آثار طبيعي‌ ملي‌ و مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ يا پناهگاههاي‌ حيات‌ وحش‌ بر اثر بي‌مبالاتي‌ يا عدم‌ رعايت‌ مقررات‌ محيط‌زيست‌ و يا تخلف‌ از نظامات‌ دولتي‌

 تبصره‌ 1ـ در صورت‌ ايجاد آتش‌ سوزي‌ عمدي‌ در پاركهاي‌ ملي‌ و آثار طبيعي‌ ملي‌، مرتكب‌ به‌ مجازاتهاي‌ مقرر در ماده‌(675) قانون‌ مجازات‌ اسلامي‌ محكوم‌ خواهد شد.

 تبصره‌ 2ـ هركس‌ مبارت‌ به‌ زنده‌گيري‌، شكار،خريد، فروش‌، حمل‌، نگهداري‌ و صدور پرندگان‌ شكاري‌ از قبيل‌ شاهين‌، بحري‌، بالابان‌ و دليجه‌ كند علاوه‌ بر محكوميت‌ به‌ حداكثر مجازات‌ حبس‌ مقرر در اين‌ ماده‌ به‌ جزاي‌ نقدي‌ از يك‌ ميليون‌ و هشتصد هزار (1/800/000) تا بيست‌ ميليون‌ (20/000/000)ريال‌ محكوم‌ خواهد شد.

 ماده‌ 14ـ وسائل‌ شكار و صيد از قبيل‌ تفنگ‌، فشنگ‌، نورافكن‌، دوربين‌ چشمي‌، تور و قلاب‌ ماهيگيري‌ و ساير ادوات‌ ارتكاب‌ جرم‌ كه‌ مرتكبان‌ اعمال‌ ياد شده‌ بالا به‌ همراه‌ دارند و همچنين‌ موتورسيكلت‌هايي‌ كه‌ مرتكبان‌ اعمال‌ بالا به‌ طور مستقيم‌ براي‌ شكار مورد استفاده‌ قرار مي‌دهند توسط‌ سازمان‌ توقيف‌ و اين‌ وسائل‌ تا خاتمه‌ رسيدگي‌ و صدور حكم‌ قطعي‌ زير نظر سازمان‌ به‌ صورت‌ اماني‌ نگهداري‌ شده‌ و دادگاه‌ پس‌ از صدور حكم‌ نسبت‌ به‌ اموال‌ ياد شده‌ تعيين‌ تكليف‌ مي‌كند.

 ماده‌ 15ـ شروع‌ به‌ شكار جانوران‌ وحشي‌ بر خلاف‌ مقررات‌ اين‌ قانون‌ قابل‌ تعقيب‌ و مجازات‌ مي‌باشد و مرتكب‌ به‌ حداقل‌ مجازات‌ مقرر محكوم‌ خواهد شد.

 ماده‌ 16ـ در صورت‌ تكرار جرائم‌ پيش‌بيني‌ شده‌ در مواد 11 و 12 اين‌ قانون‌ مرتكب‌ به‌ اشد مجازات‌ محكوم‌ خواهد شد.

 ماده‌ 17ـ وجوه‌ حاصله‌ از جرائم‌ مذكور در اين‌ قانون‌ جزء درآمد دولت‌ محسوب‌ و به‌ خزانه‌ داري‌ كل‌ پرداخت‌ مي‌شود.

 حيواناتي‌ كه‌ بر خلاف‌ مقررات‌ اين‌ قانون‌ شكار يا صيد شده‌ باشند متعلق‌ به‌ سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌زيست‌ خواهند بود.

 ماده‌ 18ـ در مورد جرائم‌ مذكور در اين‌ قانون‌ سازمان‌ از حيث‌ مطالبه‌ ضرر و زيان‌ ناشي‌ از جرم‌ برحسب‌ مورد شاكي‌ يا مدعي‌ خصوصي‌ شناخته‌ مي‌شود.

 ماده‌ 19ـ لغو شده‌ است‌.

 ماده‌ 20ـ در صورتي‌ كه‌ گزارش‌ مأمور سازمان‌ برخلاف‌ واقع‌ باشد مأمور مزبور به‌ دو برابر كيفر جرمي‌ كه‌ موضوع‌ گزارش‌ بوده‌ محكوم‌ خواهد شد.

 ماده‌ 21ـ هرگاه‌ مأمورين‌ سازمان‌ خود مرتكب‌ جرائم‌ مندرج‌ در اين‌ قانون‌ شوند و يا در ارتكاب‌ جرم‌ مشاركت‌ يا معاونت‌ داشته‌ باشند، بر حسب‌ مورد به‌ حداكثر مجازات‌ مقرر دراين‌ قانون‌ محكوم‌ خواهند شد.

 ماده‌ 22ـ در مورد جرائم‌ مذكور در اين‌ قانون‌ هرگاه‌ عمل‌ ارتكابي‌ طبق‌ ساير قوانين‌ مستلزم‌ مجازات‌ شديدتري‌ باشد مرتكب‌ به‌ مجازات‌ اشد محكوم‌ خواهد شد.

 ماده‌ 23ـ سازمان‌ براي‌ حفظ‌ نسل‌ و بررسي‌هاي‌ علمي‌ و پيش‌گيري‌ از سرايت‌ امراض‌ عمومي‌ و نظاير آن‌ در موارد اقتضاء اقدام‌ لازم‌ بعمل‌ خواهد آورد.

 ماده‌ 24ـ در موارديكه‌ بنابر مقتضيات‌ حفظ‌ نسل‌ و حمايت‌ جانوران‌ وحشي‌ قطع‌ اشجار و رستني‌ها ضرورت‌ داشته‌ باشد سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌زيست‌ با موافقت‌ سازمان‌ جنگلها و مراتع‌ كشور اقدام‌ خواهد نمود.

 ماده‌ 25ـ جنگلهايي‌ را كه‌ تا تاريخ‌ تصويب‌ اين‌ قانون‌ بهره‌برداري‌ از آنها بوسيله‌ سازمان‌ جنگلها و مراتع‌ كشور بعمل‌ مي‌آيد و يا با انعقاد قراردادهاي‌ لازم‌ و طبق‌ طرحهاي‌ جنگلداري‌ بهره‌برداري‌ از آنها به‌ اشخاص‌ حقيقي‌ و حقوقي‌ واگذار شده‌ است‌ تاانقضاء مدت‌ اجراي‌ طرح‌ نمي‌توان‌ به‌ مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ يا پارك‌ ملي‌ اختصاص‌ داد.

 ماده‌ 26ـ سازمان‌ جنگلهاو مراتع‌ كشور موظف‌ است‌ قبل‌ از واگذاري‌ طرحهاي‌ بهره‌برداري‌ نظر سازمان‌ را در مورد اجراي‌ طرحهاي‌ مزبور از لحاظ‌ تعيين‌ منطقه‌ حفاظت‌ شده‌ يا پارك‌ ملي‌ خواستار شود ولي‌ پس‌ از اعلام‌ نظر نمي‌توان‌ در محدوده‌ جنگلي‌ كه‌ طرح‌ آن‌ مورد توافق‌ قرار گرفته‌ مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ يا پارك‌ ملي‌ اعلام‌ كرد.

 ماده‌ 27ـ در موارديكه‌ سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌زيست‌ بخواهد جنگلهاي‌ قابل‌ بهره‌برداري‌ را بعنوان‌ مناطق‌ حفاظت‌ شده‌ و يا پارك‌ ملي‌ اعلام‌ كند، بايد قبلاً موافقت‌ سازمان‌ جنگلها و مراتع‌ كشور را جلب‌ نمايد.

 ماده‌ 28ـ آيين‌نامه‌هاي‌ اجرائي‌ اين‌ قانون‌ توسط‌ سازمان‌ تهيه‌ و به‌ تصويب‌ هيأت‌ وزيران‌ مي‌رسد.

 آيين‌نامه‌هاي‌ مزبور از جمله‌ شامل‌ موضوعات‌ زير خواهد بود:

 الف‌ـ تعاريف‌ شكار و صيد و حيوانات‌ حمايت‌ شده‌ و جانوران‌ زيانكار و پارك‌ ملي‌ و منطقه‌ حفاظت‌ شده‌ وقرق‌ اختصاصي‌

 ب‌ـ تعيين‌ مقررات‌ مربوط‌ به‌ پارك‌ ملي‌ و منطقه‌ حفاظت‌ شده‌ و قرق‌ اختصاصي‌

 پ‌ـ تعيين‌ مقررات‌ منع‌ يا محدوديت‌ خريد و فروش‌ عرضه‌ و نگهداري‌ جانوران‌ وحشي‌ و همچنين‌ تكثير و پرورش‌ و واردات‌ وصادرات‌ آنها با همكاري‌ سازمانهاي‌ مربوط‌ در حدود قوانين‌ كشور

 ت‌ـ تعيين‌ نحوه‌ همكاري‌ وزارتخانه‌ها و ساير سازمانهاي‌ وابسته‌ به‌ دولت‌ با سازمان‌

 ث‌ـ تعيين‌ انواع‌ پروانه‌هاي‌ مذكور در ماده‌ 7 اين‌ قانون‌ و شرايط‌ صدور آن‌

 ماده‌ 29ـ امور مربوط‌ به‌ صيد در رودخانه‌هايي‌ كه‌ به‌ درياي‌ خزر مي‌ريزند تا مسافتي‌ از مصب‌ هر يك‌ از رودخانه‌ها كه‌ به‌ پيشنهاد شركت‌ سهامي‌ شيلات‌ ايران‌ و تصويب‌ شورايعالي‌ حفاظت‌ محيط‌زيست‌ تعيين‌ مي‌گردد   و همچنين‌ امور مربوط‌ به‌ صيد در آبهاي‌ خليج‌ فارس‌ و درياي‌ عمان‌ ومرداب‌ انزلي‌ از شمول‌ مقررات‌ مربوط‌ به‌ صيد آبزيان‌ مندرج‌ در اين‌ قانون‌ مستثني‌ است‌. شركت‌ سهامي‌ شيلات‌ ايران‌ و شركت‌ سهامي‌ شيلات‌ جنوب‌ وظائف‌ مربوطه‌ را طبق‌ قوانين‌ و مقررات‌ خود عهده‌دار خواهند بود.

 ماده‌ 30ـ وجوه‌ حاصل‌ از اجراي‌ قانون‌ شكار و صيد غير از درآمد ناشي‌ از بهاي‌ پروانه‌هاي‌ شكار و صيد و ضرر و زيان‌ كه‌ به‌ موجب‌ بند(الف‌) ماده‌ (45) قانون‌ وصول‌ برخي‌ از درآمدهاي‌ دولت‌ هزينه‌ خواهد شد به‌ حساب‌ خاصي‌ نزد خزانه‌داري‌ كل‌ واريز مي‌شود.

 سازمان‌ برنامه‌ بودجه‌ موظف‌ است‌ همه‌ ساله‌ معادل‌ هفتاددرصد(70%)آن‌ را بطور جداگانه‌ در بودجه‌ سازمان‌ منظور كند تا صرف‌ حفاظت‌ از حيات‌ وحش‌، كنترل‌ مناطق‌ تحت‌ نظارت‌ سازمان‌ و تأمين‌ هزينه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ اجراي‌ ماده‌ (9) قانون‌ شكار و صيد مصوب‌ 1346 و اصلاحيه‌ بعدي‌ آن‌ شود.

 ماده‌ 31ـ قانون‌ صيد و شكار مصوب‌ اسفند 1335 ملغي‌ است‌.

 ماده‌ 32ـ از تاريخ‌ تصويب‌ اين‌ قانون‌ مستخدمين‌ سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌زيست‌ از لحاظ‌ استخدامي‌ تابع‌ قانون‌ استخدامي‌ كشوري‌ خواهند بود.

 تبصره‌ 1ـ نحوه‌ اجراي‌ ضوابط‌ قانون‌ استخدامي‌ كشوري‌ و تبديل‌ وضع‌ استخدامي‌ فعلي‌ سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌زيست‌ با قانون‌ استخدام‌ كشوري‌ و ترتيب‌ احتساب‌ سوابق‌ خدمت‌ آنان‌ از لحاظ‌ بازنشستگي‌ و وظيفه‌ و همچنين‌ نحوه‌ محاسبه‌ و واريز كسور بازنشستگي‌ آنان‌ طبق‌ آيين‌نامه‌اي‌ خواهد بود كه‌ توسط‌ سازمان‌ حفاظت‌ محيط‌زيست‌ تهيه‌ و پس‌ از تاييد سازمان‌ امور اداري‌ و استخدامي‌ كشور به‌ تصويب‌ هيئت‌ وزيران‌ مي‌رسد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 0:38  توسط کامران  | 

پناهگاهها 

 

پناه‌گاه های حيات وحش :

 
bullet

پناه‌گاه حيات وحش شیراحمد ، سبزوار

bullet

منطقه شکار ممنوع تپال

bullet

پناهگاه حيات وحـش موته

bullet

پناهگاه حيات وحـش قميشلو


پناه‌گاه حيات وحش دشت ناز، سارى
اين پناه‌گاه که در حدود ۵۵ هکتار وسعت دارد و در شمال شرقى سارى با فضايى از جنگل‌هاى جلگه‌اى قرار گرفته، از سال ۱۳۴۶ به صورت محل تکثير گوزن زرد ايرانى درآمده است. در اين پناه‌گاه ضمن حفاظت و نگهدارى گوزن زرد ايرانى که تعليف آن‌ها دستى صورت مى‌گيرد همه ساله تعدادى از گوزن‌هاى توليد شده را به زيست‌گاه‌هاى اصلى، يعنى حواشى رودخانهٔ‌ دز و کارون منتقل مى‌کنند. تعدادى از گوزن‌هاى اين پناه‌گاه به جزيرهٔ اشک در درياچهٔ اروميه نيز انتقال داده شده‌اند. پيرامون اين پناهگاه حصارکشى شده است و گوزن‌ها را از پشت ديوارهاى سيمى مى‌توان مشاهده کرد.



پناه‌گاه حيات وحش سمسكنده، سارى

اين منطقه به وسعت ۱۰۰۰ هکتار از گونه‌هاى جنگلى - جلگه‌اى تشکيل شده است. در حال حاضر قسمتى از آن به نگهدارى تعدادى گوزن زرد ايرانى اختصاص دارد. پارک جنگلى شهيد زارع نيز در جوار اين پناه‌گاه حيات‌وحش واقع شده است.



پناه‌گاه حيات وحش ميانكاله، بهشهر

اين پناه‌گاه مشتمل بر خليج گرگان، ‌ جزيرهٔ آشوراده و شبه جزيرهٔ ميانکاله است که حدود هفت هزار هکتار وسعت دارد و به عنوان يکى از ذخاير زيست محيطى کرهٔ‌ زمين از سوى يونسکو به ثبت رسيده است.

پناه‌گاه ميانکاله، تنها بازمانده از مناطق نيمه مشجر سواحل درياى خزر است و بهشت آبزيان و پرندگان مهاجرى است که همه ساله در فصل زمستان از کشورهاى سردسير شمالى به سوى آن پرواز مى‌کنند و به زمستان‌گذرانى مى‌پردازند. از انواع اين پرندگان مى‌توان اردک ماهى‌هاى وحشى، غاز، ‌ قو، فلامينگو (مرغ آتشين) و پليکان (مرغ سقا) را نام برد. پرندگان بومى مثل قرقاول، ‌ دراج و زنگوله بال هم در پيرامون آن زندگى مى‌کنند. از اين پناه‌گاه حيات‌وحش، مى‌توان ضمن استفاده‌هاى علمى - آموزشى، بهره‌بردارى‌هاى سياحتى وسيعى به عمل آورد که در حال حاضر نيز به طور محدود صورت مى‌گيرد.



پناه‌گاه حيات وحش ميانكاله، گرگان

اين پناه‌گاه مشتمل بر خليج گرگان، جزيرهٔ آشوراده و شبه‌جزيرهٔ ميانکاله است که حدود هفت هزار هکتار وسعت دارد و به عنوان يکى از ذخاير زيست محيطى کرهٔ ‌زمين از سوى يونسکو به ثبت رسيده است.

پناه‌گاه ميانکاله، تنها بازمانده از مناطق نيمه مشجر سواحل درياى خزر است و بهشت آبزيان و پرندگان مهاجرى است که همه ساله در فصل زمستان از کشورهاى سردسير شمالى به سوى آن پرواز مى‌کنند و به زمستان گذرانى مى‌پردازند. از انواع اين پرندگان مى‌توان اردک ماهى‌هاى وحشى، ‌ غاز، قو، فلامينگو (مرغ آتشين) و پليکان (مرغ سقا) را نام برد. پرندگان بومى مثل قرقاول، دراج و زنگوله بال هم در پيرامون آن زندگى مى‌کنند. از اين پناه‌گاه حيات‌وحش، مى‌توان ضمن استفاده‌هاى علمى - آموزشى، ‌ بهره‌بردارى‌هاى سياحتى وسيعى به عمل آورد که در حال حاضر نيز به طور محدود صورت مى‌گيرد.

 

پناه‌گاه حيات وحش مياندشت


پناهگاه حيات وحش «مياندشت» در اطراف استان خراسان، بين 37/56 عرض جغرافيايي و 25/56 طول جغرافيايي، واقع شده و مساحت آن در حدود 84 هزار و 435 هكتار است.
پوشش گياهي: گياهان هالوفيت نظير گز و‌ خار شتر و ‌ريش بز و تاغ و ‌گون
پستانداران: آهو،‌ ‌پلنگ،‌ يوزپلنگ، گورخر



پناه‌گاه حيات وحش بيستون


این پناهگاه حيات وحش در اطراف شهرستان كرمانشاه، بين 35/34 عرض شمالي و 30/46 طول شرقي واقع شده و مساحت آن در حدود 40 هزار و 651 هكتار است.
پوشش گياهي: انواع بلوط،‌ آلبالو وحشي،‌ ارژن،‌ زالزالك،‌ بنه، گون
پستانداران: كل و بز، گوسفند وحشي، پلنگ،‌‌ شغال،‌ گرگ،‌ گراز، تشي



پناه‌گاه حيات وحش انگوران


پناهگاه حيات وحش «انگوران» در اطراف استان زنجان، بين 50/36 تا 50/47 عرض شمالي و 15/47 تا 50/47 طول شرقي واقع شده و مساحت آن در حدود 24 هزار و 764 هكتار است.
پوشش گياهي: گياهان بوته اي و علفي از خانواده های گندميان و‌ گون و بالشتكي
پستانداران : كل و بز، قوچ و ميش ارمني، روباه، آهو، ‌كبك،‌ پرندگان شكاري نظير دليجه



پناه‌گاه حيات وحش مهروئيه


پناهگاه حيات وحش «مهروئيه» بين 10/28 تا 05/28 عرض شمالي و 32/57 طول شرقي واقع شده و مساحت آن در حدود 55 هزار و 831 هكتار است.
پوشش گياهي: كهور، كهورك، كنار، ‌اسكنبيل، قيچ
پستانداران: جيرفتي، دراج، هوبره،‌ قمري،‌ سبز قباي هندي، بلبل خرما،‌ چكاوك ،‌ هدهد،‌ شهدخوار، و انواع پرندگان شكاري

 

پناهگاه حيات وحش موته

 

پناهگاه حيات وحش «موته» در استان اصفهان بين 55/33 الي 20/33 عرض شمالي و 45/50 الي 10/50 طول شرقي واقع شده است. مساحت پناهگاه در حدود 200879 هكتار است.
پوشش گياهي: قيچ,‌ بادام وحشي,‌ كاروان كش, درمنه,‌ تنگرس و‌ انواع گون.
پستانداران : يوزپلنگ,‌ كل و بز, قوچ و ميش,‌ آهو,‌ ‌پلنگ و‌‌ گرگ.
در اين منطقه انواع پرندگان و جوندگان نيز وجود دارد.
بختگان
پناهگاه حيات وحش «بختگان» در استان فارس بين 15/53 الي 15/54 طول شرقي و 11/29 الي 51/29 عرض شمالي,‌ واقع شده است. مساحت آن در حدود 200404 هكتار است.
پوشش گياهي: انواع دياتومه ها و جلبكها انواع گياهان شورپسند گز و ‌ني و در مناطق خشكي ارس, ‌بنه,‌ تنگس, ‌قيچ, ‌بادام كوهي,‌ آويشن,‌ كاكوتي و باريجه.
پستانداران: كل و بز, قوچ و ميش, گربه وحشي,‌ گرگ, ‌پلنگ,‌‌ كفتار, ‌روباه,‌ شغال و در دشتها آهو.
پرندگان: فلامينگو, ‌پليكان, ‌انواع غازها,‌ مرغابيها,‌ حواصيلها, كشيمها, ‌درنا, لك لك,‌ كاكايي ها, پرستوهاي دريايي,‌ ماهي خوركها,‌ هوبره, ‌‌بلدرچين,‌ كبك, ‌چلچله, ‌داركوب پري شاهرخ و انواع گنجشك‎سانان, عقابها,‌ دال, ‌سنقرها,‌ بحري,‌ بالابان, ‌شاهين, ليل, ‌دليجه.

پناهگاه حيات وحش جزيره شتور
 

اين جزيره در فاصله 5/1 كيلومتري جنوب شرقي جزيره لاوان واقع شده است و مساحت آن 4/1 كيلومت مبربع و ارتفاع آن از سطح دريا حدود 10متر استا . تنها ارتفاعاتي كه در اين جزيره به وجود آمده اند دو رشته از تپه هاي شني در شمال وجنوب جزيره است . پوشش گياهي اين تپه ها ،‌به ويژه در مناطق پست جزيره از گياهان « شور پسند » و مقاوم در مقابل كم آبي است كه به طور پراكنده رشد كرده انيد . حد اكثر ارتفاع اين گياهان يك متر است جزيره شتور جزيره اي است غير مسكوني كه هيچگونه فعاليتي در آن ديده نميشود .
پرندگان موجود آن شامل چهار گونه پرستوي ديايي است كه در جزيره توليد مثل ميكنند . در اين جزيرهرتعداد زيادي مار سمي ساه رنگ و كوچك كه معمولاً‌زير شن مخفي مي شوند مشاها-ده شده ا ست و به همين جهت به جزيره ماران نيز معروف است . همچنين لاك پشتهاي دريايي در سواحل آن تخم گذاري ميكنند .
صيادان و بوميان جزاير اطراف در هنگام طوفاني بودن دريا و همچنيني براي جمع آوري لاك پشت ها و تخم پرندگان دريايي به اين جزيره مسافرت ميكنند . شتور با اين كه مساحت بسيار كمي دارد از مهمترين و بارزش ترين زيستگاههاي پرندگان و لاك پشت هاي دريايي در خليج فارس و درياي عمان است . تحقيقات و پژوهشهاي علمي در خصوص حيات وحش جزيره ،‌جانوارن مختلفي از جمله پرستوي دريايي پشت دودي ،‌پرستوي درييايي تيره ،‌پرستوي دريايي كاكلي كوچك ، بالان گلوسياه ،‌اگرت ساحلي ،‌چكاوك كاكلي ، عقاب ماهيگير ،‌سليم شني ،‌حواصيل ساحلي ،‌جوتصيل ارغواني ،‌لاك پشتهاي ديايي ،‌لاك پشت سرخ و سبز و عقابي و چرمي را مورد بررسي و شناسائي قرارداده است .
بازديد از اين جزيره همراه با راهنمايان آشناي محيط زيست و مجوزهاي لازم امكان پذير است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 19:13  توسط کامران  | 

 

سلام دارم واسه فوق می خونم ، زیاد وقت ندارم ، فعلا همینو داشته باشید

 

پستانداران ایران
      Insectivora
      Erinaceidae
1 Insectivora Erinaceidae Erinaceus concolor European Hedgehog خارپشت اروپایی
2 Insectivora Erinaceidae Hemichinus aethiopicus Desert Hedgehog خار پشت بیابانی
3 Insectivora Erinaceidae Hemiechinus auritus Long-eared Hedgehog خار پشت گوش بلند
4 Insectivora Erinaceidae Hemiechinus hypomelas Brant's Hedgehog خار پشت ایرانی . خار پشت برنت
      Sorcidae
5 Insectivora Sorcidae Crocidura leucodon Bicoloured White-toothed Shrew حشره خور دو رنگ
6 Insectivora Sorcidae Crocidura russula Greater White-toothed Shrew حشره خور دندان سفید بزرگ
7 Insectivora Sorcidae Crocidura suaveolens Lesser White-toothed Shrew حشره خور دندان سفید کوچک
8 Insectivora Sorcidae Crocidura susiana EN Susian Shrew حشره خور شوش
9 Insectivora Sorcidae Crocidura zarudnyi Zarudny's Shrew حشره خور زارودنی . حشره خور بلوچی
10 Insectivora Sorcidae Neomys anomalus Southern Water Shrew حشره خور آبزی
11 Insectivora Sorcidae Sorex minutus Eurasian Pygmy Shrew حشره خور کوچک
12 Insectivora Sorcidae suncus etruscus Pygmy Shrew حشره خور کوتوله
13 Insectivora Sorcidae suncus murinus House Shrew حشره خور خانگی
      Talpidae
14 Insectivora Talpidae Talpa caeca Mediterranean Mole حفار مدیترانه ای . حفار اروپایی
15 Insectivora Talpidae Talpa streeti CR Persian Mole حفار ایرانی
      Chiroptera
      Pteropodidae
16 Chiroptera Pteropodidae Rousettus egyptiacus Egyptian Fruit Bat خفاش میوه خوار
      Rhinopomatidae
17 Chiroptera Rhinopomatidae Rhinopoma hardwickei Lesser Mouse-tailed Bat خفاش دم موشی کوچک
18 Chiroptera Rhinopomatidae Rhinopoma microphyllum Greater Mouse-tailed Bat خفاش دم موشی بزرگ
19 Chiroptera Rhinopomatidae Rhinopoma muscatellum Muscat Mouse-tailed Bat خفاش دم موشی مسقطی
      Emballonuridae
20 Chiroptera Emballonuridae Taphozous nudiventris Naked-bellied Tomb Bat خفاش مقبره ای شکم برهنه
21 Chiroptera Emballonuridae Taphozous perforatus Egyptian Tomb Bat خفاش مقبره ای معمولی
      Rhinolophinae
22 Chiroptera Rhinolophinae Rhinolophus blasii NT Blasius's Horseshoe Bat خفاش نعل اسبی کوهستانی
23 Chiroptera Rhinolophinae Rhinolophus clivosus Bokhara Horseshoe Bat خفاش نعل اسبی بخارایی
24 Chiroptera Rhinolophinae Rhinoloohus euryale VU Mediterranean Horseshoe Bat خفاش نعل اسبی مدیترانه ای
25 Chiroptera Rhinolophinae Rhinolophus ferrumequinum LR Greater Horseshoe Bat خفاش نعل اسبی بزرگ
26 Chiroptera Rhinolophinae Rhinolophus hipposideros VU Lesser Horseshoe Bat خفاش نعل اسبی کوچک
27 Chiroptera Rhinolophinae Rhinolophus mehelyi VU Mehely's Horseshoe Bat خفاش نعل اسبی مهلی
28 Chiroptera Rhinolophinae Asellia tridens Trident Bat خفاش بینی برگه ای سه دندانه
29 Chiroptera Rhinolophinae Triaenops persicus Persian Leaf-nosed Bat خفاش بینی برگه ای ایران
      Vespertilionidae
30 Chiroptera Vespertilionidae Barbastella leucomelas Barbastelle خفاش گوش پهن
31 Chiroptera Vespertilionidae Eptesicus bobrinskoi Bobrinsky's Bat خفاش ببرینسکی . خفاش قره قوم
32 Chiroptera Vespertilionidae Eptesicus bottae Botta's Serotine Bat خفاش زرد
33 Chiroptera Vespertilionidae Eptesicus nasutus VU Sind Bat خفاش سندی
34 Chiroptera Vespertilionidae Eptesicus nilssoni Northern Bat خفاش شمالی
35 Chiroptera Vespertilionidae Eptesicus serotinus Serotine Bat خفاش سروتین
36 Chiroptera Vespertilionidae Miniopterus schreibersi Schreiber's Bat خفاش بال بلند
37 Chiroptera Vespertilionidae Myotis bechsteini VU Bechstein's Bat خفاش بکشتاین
38 Chiroptera Vespertilionidae Myotis blythii Lesser Mouse-eared Bat خفاش گوش موشی کوچک
39 Chiroptera Vespertilionidae Myotis capaccinii VU Long-fingered Bat خفاش انگشت دراز
40 Chiroptera Vespertilionidae Myotis emarginatus VU Geoffroy's Bat خفاش حنایی . خفاش ژفورا
41 Chiroptera Vespertilionidae Myotis myotis Large Mouse-eared Bat خفاش گوش موشی بزرگ
42 Chiroptera Vespertilionidae Myotis mystacinus Whiskered Bat خفاش سبیل دار
43 Chiroptera Vespertilionidae Myotis nattereri Natterer's Bat خفاش ارس . خفاش ناترر
44 Chiroptera Vespertilionidae Nyctalus lasiopterus Gient Noctule خفاش جنگلی بزرگ . نکتیول بزرگ
45 Chiroptera Vespertilionidae Nyctalus leisleri Lesser Noctule خفاش جنگلی کوچک . نکتیول کوچک
46 Chiroptera Vespertilionidae Nyctalus noctula Common Noctule خفاش جنگلی معمولی . نکتیول معمولی
47 Chiroptera Vespertilionidae Otonycteris hemprichii Hemprich's Long-eared Bat خفاش گوش پیکانی
48 Chiroptera Vespertilionidae pipistrellus kuhlii Kuhl's Pipistrelle خفاش بال سفید . پی پیسترل کول
49 Chiroptera Vespertilionidae Pipistrellus pipistrellus Common Pipistrelle خفاش لب کوتاه . پی پیسترل معمولی
50 Chiroptera Vespertilionidae Pipistrellus savii Savi's Pipistrelle خفاش دو رنگ . پی پیسترل ساوی
51 Chiroptera Vespertilionidae Plecotus austriacus Long-eared Bat خفاش گوش بلند
52 Chiroptera Vespertilionidae Vespertilio murinus Particoloured Bat خفاش برفکی
      Molossidae
53 Chiroptera Molossidae Tadarida aegyptiaca Egyptian Free-tailed Bat خفاش دم آزاد مصری
54 Chiroptera Molossidae Tadarida teniotis European Free-tailed Bat خفاش دم آزاد اروپایی
      Carnivora
      Canidae
55 Carnivora Canidae Canis aureus Golden Jackal شغال
56 Carnivora Canidae Canis lupus Wolf گرگ
57 Carnivora Canidae Vulpes cana VU Blanford's Fox شاه روباه
58 Carnivora Canidae Vulpes corsac Corsac Fox روباه ترکمنی . روباه کرساک
59 Carnivora Canidae Vulpes rueppellii DD Sand Fox,Ruppell's Fox روباه شنی
60 Carnivora Canidae Vulpes vulpes Common Fox روباه معمولی
      Felidae
61 Carnivora Felidae Acinonyx jubatus VU Cheetah یوز پلنگ
      Acinonyx jubatus venaticus CR Asiatic Cheetah یوزپلنگ آسیایی
62 Carnivora Felidae Caracal caracal Caracal کاراکال
63 Carnivora Felidae Felis chaus Jungle Cat گربه جنگلی
64 Carnivora Felidae Felis margarita NT Sand Cat گربه شنی
65 Carnivora Felidae Felis silvestris Wild Cat گربه وحشی . گربه دشتی
66 Carnivora Felidae Lynx lynx NT Eurasian Lynx سیاه گوش
67 Carnivora Felidae Otocolobus manul NT Pallas's Cat گربه پالاس
      Otocolobus manul ferrugineus LR    
68 Carnivora Felidae Panthera pardus Leopard پلنگ
      Panthera pardus saxicolor EN Persian Leopard پلنگ ایرانی
69 Carnivora Felidae Panthera leo VU Lion شیر
      Panthera leo persica CR (EX in Iran) Asiatic Lion شیر ایرانی
70 Carnivora Felidae Panthera tigris EN Tiger ببر
      Panthera tigris virgata EX Caspian Tiger ببر مازندران
      Herpestidae
71 Carnivora Herpestidae Herpestes edwardsii Indian Grey Mongoose خدنگ بزرگ . نمس بزرگ
72 Carnivora Herpestidae Herpestes javanicus Small Indian Mangoose خدنگ کوچک . نمس کوچک
      Hyeanidae
73 Carnivora Hyeanidae Hyaena hyaena LR Strieped Hyaena کفتار
      Mustelidae
74 Carnivora Mustelidae Lutra lutra NT Otter, European Otter شنگ معمولی
75 Carnivora Mustelidae Lutra perspicillata VU Smooth-coated Otter شنگ هندی
76 Carnivora Mustelidae Martes foina Stone Marten, Beech Marten سمور سنگی . سمور کوهی
77 Carnivora Mustelidae Martes martes Pine Marten سمور جنگلی
78 Carnivora Mustelidae Meles meles Eurasian Badger رودک معمولی . گورکن
79 Carnivora Mustelidae Mellivora capensis Honey Badger, Ratel رودک عسل خوار
80 Carnivora Mustelidae Mustela nivalis Weasel راسو
81 Carnivora Mustelidae Volmela peregusna Marbled Polecat زرد بر
      Phocidae
82 Carnivora Phocidae Phoca caspica VU Caspian Seal فک
      Ursidae
83 Carnivora Ursidae Ursus arctos Brown Bear خرس قهوه ای
84 Carnivora Ursidae Ursus thibetanus VU Asiatic Black Bear خرس سیاه آسیایی
      Ursus thibetanus gedrosianus CR Baluchistan Black Bear  
      Prycyonidae
85 Carnivora Prycyonidae Procyon lotor Northern Raccoon راکون
      Cetacea
      Balaenopteridae
86 Cetacea Balaenopteridae Balaenoptera edeni Tropical Whale, Bryde's Whale نهنگ گرمسیری . نهنگ براید
87 Cetacea Balaenopteridae Balaenoptera musculus EN Blue Whale نهنگ آبی . نهنگ بزرگ
88 Cetacea Balaenopteridae Balaenoptera physalus EN Fin Whale نهنگ خاکستری
89 Cetacea Balaenopteridae Megaptera novaeangliae VU Humpback Whale نهنگ گوژ پشت
      Delphinidae
90 Cetacea Delphinidae Delphinus delphis Common Dolphin دلفین معمولی
91 Cetacea Delphinidae Grampus griseus Grey Dolphin, Risso's Dolphin دلفین یونس . دلفین خاکستری
92 Cetacea Delphinidae Psudorca crassidens False Killer Whale نهنگ دندان کلفت
93 Cetacea Delphinidae Sousa chinensis Indopacific Humpback Dolphin دلفین گوژ پشت
94 Cetacea Delphinidae Tursiops truncatus Bottlenose Dolphin دلفین بینی بطری
      Phocoenidae
95 Cetacea Phocoenidae Neophocaena phocaenoedes Finless Porpoise پرپز بی باله
      Sirenia
      Dugongidae
96 Sirenia Dugongidae Dugong dugon VU Dugong گاو دریایی
      Perissodactyla
      Equidae
97 Perissodactyla Equidae Equus hemionus VU Parsian Wild Ass گور خر
      Equus hemionus onager CR Onager  
      Artiodactyla
      Suidae
98 Artiodactyla Suidae Sus scrofa Wild Boar گراز
      Cervidae
99 Artiodactyla Cervidae Cervus elaphus Red Deer مرال
100 Artiodactyla Cervidae Dama mesopotamica VU Persian Fallow Deer گوزن زرد
101 Artiodactyla Cervidae Capreolus capreolus Roe Deer, Western Roe Deer شوکا
      Bovidae
102 Artiodactyla Bovidae Gazella bennettii Jebeer Gazelle, Chinkara جبیر
103 Artiodactyla Bovidae Gazella gazella Mountain Gazelle آهو کوهی
104 Artiodactyla Bovidae Gazella subgutturosa VU Goitered Gazelle آهو
105 Artiodactyla Bovidae Capra aegagrus VU Wild Goat پازن . کل و بز
      Capra aegagrus aegagrus VU Pesian Ibex  
106 Artiodactyla Bovidae Ovis orientalis Mouflon قوچ و میش وحشی
      Ovis orientalis gmelini VU Armenian Mouflon قوچ ارمنی
      Ovis orientalis isphahanica VU Esfahan Mouflon قوچ اصفهان
      Ovis orientalis larisanica VU Larestan Mouflon قوچ لارستان
      Ovis orientalis arkal VU Urial قوچ اوریال
      Rodentia
      Sciuridae
107 Rodentia Sciuridae Funambulus pennantii Palm Squirrel سنجاب بلوچی . هردک
108 Rodentia Sciuridae Sciurus anomalus LR Persian Squirrel سنجاب ایرانی
109 Rodentia Sciuridae Spermophilopsis leptodactylus Long-clawed Ground Squirrel سنجاب ناخن دراز سرخس
110 Rodentia Sciuridae Spermophilus fulvus Fulvous Ground Squirrel, Large-toothed Souslik سنجاب زمینی . کلاهو
      Dipodidae
111 Rodentia Dipodidae Allactaga elater Small Five-toed Jerboa دوپای کوچک
112 Rodentia Dipodidae Allactaga euphratica LR Euphrates Jerboa دوپای فرات
113 Rodentia Dipodidae Allactaga firouzi CR Firouz's Jerboa دوپای فیروز
114 Rodentia Dipodidae Allactaga hotsoni Hotson's Jerboa دوپای هوتسون
115 Rodentia Dipodidae Dipus sagitta Northern Three-toed Jerboa دوپای خراسانی
116 Rodentia Dipodidae Jaculus blanfordi Blanford's Jerboa دوپای بلانفورد
117 Rodentia Dipodidae Jaculus jaculus Egyptian Jerboa دوپای مصری
118 Rodentia Dipodidae Pygeretmus pumilio Little Earth Hare خرگوش زمینی
      Muridae
119 Rodentia Muridae Arvicola terrestris Water Vole ول آبزی
120 Rodentia Muridae Chionomys nivalis Snow Vole ول برفی
121 Rodentia Muridae Ellobius fuscocapillus Afghan Mole-vole ول حفار افغانی
122 Rodentia Muridae Ellobius talpinus Northern Mole-vole ول حفار شمالی . ول حفار ترکمنی
123 Rodentia Muridae Microtus arvalis Common Vole ول معمولی
124 Rodentia Muridae Microtus irani Persian Vole ول ایرانی
125 Rodentia Muridae Microtus kermanensis EN Kerman Vole ول کرمانی
126 Rodentia Muridae Microtus schelkovnikovi Schelkovnikov's Pine Vole ول علفزار
127 Rodentia Muridae Microtus socialis Social Vole ول اجتماعی
128 Rodentia Muridae Microtus transcaspicus Transcapian Vole ول خراسانی
129 Rodentia Muridae Calomyscus bailwardi Long-tailed Hamster, Mouse-like Hamster هامستر دم دراز
130 Rodentia Muridae Calomyscus urartensis LR Persian Hamster هامستر ایرانی
131 Rodentia Muridae Cricetulus migratorius LR Gray Hamster هامستر خاکستری
132 Rodentia Muridae Mesocricetus auratus EN Golden Hamster هامستر طلایی
133 Rodentia Muridae Gerbillus cheesmani Cheesman's Gerbil جربیل پا سفید . جربیل چیس مان
134 Rodentia Muridae Gerbillus mesopotamiae Mesopotamin Gerbil جربیل بین النهرین
135 Rodentia Muridae Gerbillus nanus Baluchistan Gerbil جربیل بلوچی
136 Rodentia Muridae Meriones crassus Sundevall's Jird جرد ناخن زرد . جرد سان دوال
137 Rodentia Muridae Meriones hurrianae Indian Desert Jird جرد هندی
138 Rodentia Muridae Meriones libycus Libyan Jird جرد لیبی
139 Rodentia Muridae Meriones meridianus Mid-day Gerbil جربیل نیمروز
140 Rodentia Muridae Meriones persicus Persian Jird جرد ایرانی
141 Rodentia Muridae Meriones tristrami Tristram's Jird جرد تریسترام
142 Rodentia Muridae Meriones vinogradovi Vinogradov's Jird جرد پا سرخ . جرد وینوگرادف
143 Rodentia Muridae Meriones zarudnyi EN Zarudny's Jird جرد زارودنی
144 Rodentia Muridae Rhombomys opimus Great Gerbil جربیل بزرگ . جرد بزرگ
145 Rodentia Muridae Tatera indica Indian Gerbil جربیل هندی
146 Rodentia Muridae Acomys cahirinus Spiny Mouse موش خاردار
147 Rodentia Muridae Apodemus flavicollis   موش سینه زرد
148 Rodentia Muridae Apodemus hyrcanicus   موش جنگلی
149 Rodentia Muridae Apodemus hermonesis    
150 Rodentia Muridae Mus macedonicus Macedonian Mouse موش یونانی
151 Rodentia Muridae Mus musculus House Mouse موش خانگی
152 Rodentia Muridae Nesokia bunnii Marsh Bandicoot Rat موش بزرگ تالابی
153 Rodentia Muridae Nesokia indica Bandicoot Rat موش ورامین . موش بزرگ
154 Rodentia Muridae Rattus norvegicus Brown Rat, Common Rat موش قهوه ای
155 Rodentia Muridae Rattus rattus Black Rat موش سیاه
156 Rodentia Muridae Rattus turkestanicus Turkestan Rat موش ترکستانی
      Myoxidae
157 Rodentia Myoxidae Dryomys nitedula LR Forest Dormouse سنجابک درختی
158 Rodentia Myoxidae Myomimus personatus VU Mouse-Like Dormouse موش سنجابک . سنجابک دم موشی
159 Rodentia Myoxidae Myomimus setzeri EN Persian Mouse-Like Dormouse سنجابک دم موشی ایرانی
160 Rodentia Myoxidae Myoxus glis LR Fat Dormouse سنجابک اشگول
      Hystricidae
161 Rodentia Hystricidae Hystrix indica Indian Crested Porcupine تشی
      Myocastoridae
162 Rodentia Myocastoridae Myocastor coypus Nutria, Coypu نوتریا . کویپو
      Lagomorpha
      Ochotonidae
163 Lagomorpha Ochotonidae Ochotona rufescens Rufescent Pika پایکا . خرگوش موش
      Leporidae
164 Lagomorpha Leporidae Lepus capensis Cape Hare خرگوش

EX: extinct
EW: extinct in the wild
CR: critically endangered
EN: endangered
VU: vulnerable
LR: lower risk
NT: near threatened
DD: data deficient
LC: least concern


گردآوری : دلارام عشایری، آرش قدوسی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 18:56  توسط کامران  | 

 سلام . من معذرت می خوام از همه و چند وقت بود خیلی مشغله داشتم ، نتونستم عرض ادب کنم .

آقا سعید امر حضرتعالی متاع . به روی چشم در  اسرع وقت این کارو می کنم ، مطمئن باشید عمدی نبوده .

آقا پرویز ، ما اوچیکتیم ۱- مونتاژ هست ولی نه تا اون حد که شما می گی . ۲- من خودم کارشناس محیط زیستم ، قانونو میدونم . ۳- اونا با ۲۷۰ شکار شده بودن .

همکلاسیای بی معرفت و با معرفت سلام . چرا هیچکدوم مطلب به وبلاگ ندادین ؟ 

شاید من نتونم  چیز بنویسم شماها همتون باید بی خیال شید ؟ ۱۰ روز دیگه به وب سر میزنم اگه مطلب جدیدو قابل توجهی نبود ............. .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 19:11  توسط کامران  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 21:52  توسط کامران  | 

سلااااااااااام

من امروز برگشتم خونه ولی...................دوتا مطلب حالمو گرفت .

 یک چرا دوستان گرامی فقط به نظر دادن بسنده می کنند و مطلب جدیدی به وبلاگ اضافه نمیشه ...؟ نکنه خیلی سرتون شلوغ شده البته از بعضیهام که اصلا خبری نیست که نیست . دو  من متاسفانه باید دوماه دیگه رو هم تهرون باشم /لویزان/

بگذریم ، اگه میشه خانم ندا خودشونو بیشتر معرفی کنن - سعی کنید مطلب بیشتر بنویسید - از خرمگاه خبری نیست - گلشن فرد کجاست - شفیعی پیداش نیست -  شنیدم بعضیا رفتن قاطی مرغا و ...........

پرتغالی را پوست می کندم

شهر در آینه پیدا بود

دوستان من کجا هستند ؟

روزشان پرتغالی باد

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 20:30  توسط کامران  | 

به همة دوستان درود می فرستم و به خانم ها لاله زاری و منصوربهمنی هم مجددا تبریک می گم .

من هم با اجازة دوستان در اولمین ! روز تیر ماه به خدمت سربازی اعزام  می شم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 2:38  توسط کامران  | 

با سلامی گرم خدمت تمام دوستان

خانم حسین پور ! پر ادعا رو فکر می کنم شما هم بدونید کیان - ولی محض یادآوری میگم اونایی که موقع حرف زدن از همه جلوتر بودن ولی حالا هیچ خبری ازشون نیست بهشون میگن پر ادعا (و در عین حال دروغگو ) . ضمنا یکی از معدود خاطرات زیبای من در آن سرزمین نفرین شده گم شدن پروژة شما بود و باز هم بخاطر اون از شما تشکر می کنم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 2:29  توسط کامران  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 11:40  توسط کامران  | 

 

همه چيز درباره کبک

 

 

 

 

منبع:

Lara Peterson (author), University of Michigan: February, 2001.
Terry Root (editor), University of Michigan: February, 2001.

نام علمي:

Alectoris chukar
(chukar)

طبقه بندي علمي:

Kingdom: Animalia

Phylum: Chordata

Subphylum: Vertebrata

Class: Aves

Order: Galliformes

Family: Phasianidae

Genus: Alectoris

Species: Alectoris chukar

 

پراکندگي:

 

14 گونه مختلف از اين نوع پرنده تا کنون شناسايي شده است. زيستگاه طبيعي اين پرنده از کوههاي منطقه خاورميانه و آسيا از شرق يونان و جنوب بلغارستان , آسياي صغير تا منچوري چين گسترده است. کبک در آمريکاي شمالي, هاوايي و نيوزيلند نيز از جمعيت خوبي برخوردار شده است.


زيستگاه طبيعي:

 

کبک را مي توان در دامنه ها, کوه ها و صخره ها يافت.

 

مشخصات ظاهري:

 

وزن: از 510 تا 680 گرم با متوسط 595 گرم

نرها (با وزن 510 تا 800 گرم) کمي از ماده ها (با وزن 450 تا 680 گرم) از لحاظ طول و وزن بزرگترند. ترکيب پرها در هر دو جنس نر و ماده يکسان است. رنگ اين پرنده قهوه اي مايل به خاکستري در بالا و زرد کمرنگ در قسمت شکم است. يک خط سياه از قسمت جلوي سر آغاز شده و پس از عبور از چشمها و گردن, در قسمت بالاي سينه تمام مي شود و سر و سينه خاکستري پرنده را از قسمت سفيد رنگ گلو جدا مي کند. پهلوي پرنده با ترکيبي از رنگ سياه و شاه بلوطي متمايل به سفيد پوشانده شده  و پرهاي انتهايي بال, به رنگ شاه بلوطي هستند. نوک, لبه پلکها, ساق و پاهاي کبک به رنگ صورتي تا قرمز سير هستند. اگرچه هر دو جنس نر و ماده ممکن است داراي يک سيخک کوچک در قوزک پا باشند, ولي اين معمولا از مشخصات جنس نر است. کبک هاي نابالغ کوچکتر هستند و به رنگ قهوه اي و خاکستري هستند. در زيستگاه طبيعي اين پرنده, رنگ آن بسته به موقعيت جغرافيايي منطقه متغير است. رنگ پرندگان مناطق خشک تر, بيشتر متمايل به خاکستري و سفيد است.

 

توليد مثل:

جوجه های کبک

 

فواصل توليد مثل: کبک ها بسته به شرايط محيطي, يک مرتبه در سال توليد مثل مي کنند.

فصل توليد مثل: از فروردين آغاز شده و بسته به منطقه جغرافيايي ممکن است تا اواخر تير و اوايل مرداد نيز در مناطق سردسير ادامه يابد.

تعداد تخم ها: از 7 تا 21 عدد

مدت زمان خوابيدن بر روي تخم ها: 24 روز به طور متوسط

کبک ها تک همسر هستند. نرها با نشان دادن تمايل خود به ماده با کج کردن سر و باز کردن بالها و نمايش آنها در اواخر اسفند اقدام به جفت گيري مي کنند. هنگام خشکسالي و کمبود غذا, عمل توليد مثل ممکن است محدود به چند پرنده شود. نرها از ماده ها در مقابل نرهاي ديگر محافظت مي کنند.

 آشيانه کبک از ساقه هاي ساده که گاهي با پر و خاشاک پوشانده مي شود,  در ميان صخره ها و يا مناطق پر از بوته و خاشاک, تشکيل مي گردد. يافتن آشيانه کبک ها مشکل است و به خوبي تحت مطالعه قرار نگرفته اند.  تعداد تخم ها بسته به شرايط محيطي از 7 تا 21 عدد متغير است. دوره خوابيدن روي تخم ها معمولا 24 روز است و اين عمل معمولا وظيفه ماده است. از اواسط ارديبهشت تا اواسط مرداد, جوجه ها از تخم بيرون مي آيند که بستگي به موفقيت تخم اول دارد. جوجه ها در هنگام بيرون آمدن از تخم, باهوش و توانا هستند و مي توانند پس از چند هفته, پرواز کنند. پس از گذشت 12 هفته, جوجه ها بالغ مي شوند. نرها معمولا تا زمان پرورش جوجه ها با خانواده مي مانند, اگرچه بعضي از آنها پس از تخمگذاري ماده, خانواده را ترک و به نرهاي ديگر ملحق مي شوند. هنوز زمان زيادي تا شناختن کامل عادات توليد مثل کبک ها مانده است.

مادر و شايد هم پدر, از جوجه ها مراقبت مي کنند تا آنها مستقل گردند.

 

رفتار:

 

کبک ها در هنگام صبح و بعد از ظهر در روي زمين به چرا مشغولند. آنها مهاجرت نمي کنند و جابجايي هاي فصلي آنها فقط در ارتفاع است. پرواز کبک معمولا در هنگام احساس خطر انجام مي شود و به مسافتهاي کوتاه و در سراشيبي محدود است. هنگام عبور از ناهمواريهاي سطح زمين, کبکها بر روي پاهاي خود جست مي کنند و ترجيح مي دهند بدوند تا پرواز کنند. گروه اجتماعي اوليه از يک دسته کبک شامل تعداد گوناگوني از بالغ ها و جوجه هايشان تشکيل مي شود و بزرگترين گروه ها را مي توان در چشمه ها ديد. گروههاي بزرگتر در زمستان تشکيل مي شوند. کبک ها در هنگام شب را زير بوته ها و يا داخل صخره ها به سر مي برند. نرها به طور فعال از قلمرو خود دفاع مي کنند.

 

ارتباط و قوه ادراک:

 

کبک در حالتهاي گوناگون, از صداهاي مختلف استفاده مي کند که به سه دسته تقسيم مي شوند: هشداري, جنگي و جنسي. بيشترين صدايي که از کبک شنيده مي شود با آواي chuck, chuck ,… است که از هر دو جنس نر و ماده بر مي آيد که به تدريج به آواي chukar, chukar ,… تبديل ميگردد و از فواصل دور قابل شنيدن است. از اين رو نام کبک را Chukar Partridge گذاشته اند.

 

عادات غذايي:

 

کبک معمولا از گياهان شامل علفها و دانه هاي آنها, برگ گياهان و ميوه بوته ها بر اساس فراواني و دسترسي فصلي تغذيه مي کنند.

غذاهاي جانوري: حشرات

غذاهاي گياهي: گيلهان سبز, برگها, دانه ها, حبوبات و ميوه ها

 

اهميت منفي اقتصادي براي انسان:

 

کبک به پراکندگي و رشد علفهاي هرزه کمک مي کند. همچنين کبک مستعد ابتلا به بيماري هاي مرغي بوده و در مزارع پرورش اين پرنده, مي تواند آن را به انسان منقل کند.

 

اهميت مثبت اقتصادي براي انسان:

 

کبک Chukar اولين پرنده اي قابل شکار است که در سال 1893 به آمريکاي شمالي وارد شده و براي آژانس هاي شکار در اين منطقه ايجاد درآمد کرده است. دشواري شکار اين پرنده و وجود آن در دامنه ها و مناطق دوردست, شکار اين پرنده را براي شکارچيان جذاب مي کند. گوشت کبک نيز از طعم بسيار خوشمزه اي برخوردار است.

 

وضعيت بقا:

 

نسل کبک ها به صورت جهاني در معرض خطر نيست. در اکثر مناطق, جمعيت آنها ثابت بوده يا در حال افزايش است. با وجو اين, با از بين رفتن زيستگاه هاي طبيعي و شکار بيش از حد, ممکن است بر جمعيت آنها موثر باشد. همچنين انتقال بيماري از مرغ هاي خانگي و يا بوقلمون ها, مي تواند بر جمعيت آنها اثر گذارد.

 

مراجع:

References

Christensen, C. 1996. Chukar: Alectoris chukar.. Pp. 1-20 in A. Poole, F. Gill, eds. The Birds of Noth America (0):258. Philedelphia, PA: The Academy of Natural Sciences of Philedelphia.

Cole, F., L. Loope, A. Medeiros, J. Raikes, C. Wood. 1995. Conservation implications of introduced game birds in high elevation Hawaiian shrubland. Conservation Biology, 9: 306-313.

Del Hoyo, J., A. Elliot, J. Sargatal. 1994. Alectoris Chukar. Pp. 485-486 in Handbook of the birds of the world, vol. 2: New world vultures to guinea fowl. Barcelona: Lynx Edicons.

Erbeck, D., S. Nunn. 1999. Chlamydiosis in pen-raised bobwhite quail (Colinus virginianus) and chukar partridge (Alectoris chukar) with high mortality. Avian Diseases, 43: 798-803.

National Geographic Society, 1999. Field guide to North American birds, 3rd ed.. Washington, D.C.: National Geographic Society.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 11:38  توسط کامران  | 

 

راهنمای شکار کبک

 

از امروز می خواهم در مورد شکار کبک مطلب بنویسم. این مطلب که ترکیبی است از تجربیات شخصی من و مطالب موجود در سایت http://www.iron-horse.us  که شامل قسمتهای زیر خواهد بود:

  1. نوع اسلحه و مهمات مورد نیاز
  2. لوازم مورد نیاز
  3. چگونگی یافتن کبک
  4. سازوکار و روش های شکار
  5. شرایط آب و هوایی

توجه داشته باشید که این مطلب به درد کسانی می خورد که قبلا تیراندازی به هدفهای ثابت و متحرک را به خوبی فراگرفته و در آن مسلط باشند.

 

نوع اسلحه و مهمات مورد نیاز

 

از تفنگ ساچمه زنی در انواع و کالیبرهای گوناگون می توان برای شکار این پرنده استفاده کرد. خود من از یک تفنگ ساچمه زنی دو لول، مونت کارلو مجارستان کالیبر 12 مگنوم (مدل کوسه ته پر) استفاده می کنم. البته در این که کالیبر 12 برای شکار کبک، بسیار بزرگ است، شکی نیست. یکی از مضرات  استفاده از اسلحه های کالیبر 12، خستگی ناشی از سنگینی این اسلحه در آخر روز شکار است و استفاده از کالیبر 20 برای این منظور مناسبتر است. با این وجود کالیبر 12 در ایران بسیار رایج تر است. جدای از مساله کالیبر، باید اسلحه ای به کار برد که در شرایط مختلف جوی نظیر باد، باران، بوران و برف و پوشیده شدن اسلحه با خاک و گل که در شکار کبک با آن مواجه خواهید شد، بتواند شلیک کند. برای آشنايی بيشتر با انواع اسلحه و مشخصات آنها می توانيد به سايتهای زير مراجعه کنيد:

 

اسباب و لوازم مورد نیاز

 

در این قسمت، فهرستی از وسایل ضروری را گرد آورده ام:

  • پوتین: بهترین پوتین موجود را با توجه به بودجه ای که دارید بخرید.
  • لباس گرم مناسب و سبک با لایه طبیعی
  • کلاه مناسب لبه دار برای پوشش صورت و چشم ها از تابش نور آفتاب در اوایل فصل و کلاه گرم برای زمستان
  • دستکش مناسب که مانع از چکاندن ماشه نشود.
  • فندک گازی و یا کبریت ضد آب
  • نقشه و یا درصورت امکان GPS
  • چراغ قوه
  • قمقمه یا هر وسیله دیگری که بتوان آب را در آن نگاه داشت.

 

کجا می توان کبک را یافت

 

یافتن محل کبک زیاد دشوار نیست و بسته به شرایط توپوگرافی، آب و هوایی و جغرافیایی منطقه، زمان و ساعت دارد که جداگانه درباره آنها بحث میشود:

 

توپوگرافی (شکل زمین)

 

اگر شما اهل سربالایی رفتن نیستید، بهتر است که شکار کبک را فراموش کنید. کبک ها دوست دارند که سربالایی راه بروند. بودن در بلندی، امتیاز با ارزشی برای کبک محسوس می شود. کبک در هنگام احساس خطر از این امتیاز استفاده می کند و معمولا همیشه به سمت پایین پریده و از ارتفاعی که در آن بوده برای افزایش سرعت پرواز خود استفاده می کند. کبک ها عاشق مناطق پر شیب و سنگلاخی  هستند که رفتن به این مناطق و شکار در انجا مشکل است. در واقع هر جا که شما احساس کردید رفتن به آنجا مشکل و پردردسر خواهد بود، احتمال اینکه آنجا کبک بیابید بیشتر است.

 

شرایط آب و هوایی

 

باران:

 

باران بدترین حالت است. در دمای نزدیک صفر و با بارش باران، نمی توان گرم ماند. با در نظر گرفتن مشکلاتی همچون گیر کردن ماشین در راه، پوشیده شدن کامل پوتین ها با گل (مخصوصا اگر بخواهید با این پوتین های گلی روی صخره های خیس راه بروید !) و صدها مشکل دیگری که در روز بارانی با آن مواجه خواهید شد، ماندن در خانه و تماشای فوتبال یا فیلم، عاقلانه ترین کاری است که می توان به جای رفتن به شکار کبک، انجام داد. با اینحال اگر بخواهیم دو مقوله منطق و شکار کبک رو از هم جدا کنیم، اگر در باران به شکار کبک رفتید و آنها را پیدا کردید، به احتمال زیاد آنها سر جای خود خواهند ماند و شکار آنها آسانتر است، چون کبک علاقه ای به اینکه بالهای خیس خود را در معرض باد قرار بدهد ندارد و نمی پرد.

 

برف:

 

برف در شکار کبک دوست شماست. وقتی در زمستان برف می بارد، کبک ها در دامنه های رو به جنوب، در کنار خط برف یا نزدیک به آن، جمع می شوند. منظور از خط برف جایی است که برف تمام شده و زمین بدون برف نمایان است. تا زمانی که مقدار برف زیاد نشده باشد، کبک می تواند با کندن آن تا عمق 20 سانتیمتری، غذا بیابد و ادامه حیات دهد.

اگر عمق برف بیشتر شود، کبک به مناطق پایین تر که ارتفاع برف در انجا کمتر است، کوچ خواهد کرد.

 

باد:

 

کبک باد را دوست ندارد. هنگام وزش باد، کبک ها خود را در دره ها، پشت صخره ها و یا هر جای دیگری که آنها را از باد حفظ کند، جا می گیرند. در روزهای بادی، حواس خود را روی این مکانها، متمرکز کنید.

 

دما:

 

سرما نیز یکی از عوامل موثر برای یافتن آسانتر کبک است. وقتی هوا سرد است، کبک ها را می توان در دامنه های رو به جنوب، در حفره هایی که در معرض باد نیستند یافت. در این وضعیت، آنها علاقه ای به رها کردن این حفره های گرم و نرم ندارند و شما می توانید آنها را بیابید. بر خلاف روزهای سرد، در روزهای گرم، کبک ها معمولا از فاصله 50 متری شما پرواز و از شما دور خواهند شد.

 

تغییرات روزانه:

 

پاهای قوی کبک، برای لم دادن و ماندن در یک جا شاخته نشده اند. کبک ها روزانه از محلی به محل دیگر می روند و اساس این تغییر جا برای یافتن آب، غذا و پناهگاه می باشد.

 

آب:

 

 شنیده بودم که در روزهای گرم، کبک معمولا دو بار از چشمه آب می خورد. یکبار  بعد از خروج از پناهگاه شبانه، قبل از طلوع خورشید و یکبار هم قبل از رفتن به پناهگاه هنگام عصر. ولی دیده ام که در هنگام ظهر نیز، کبک ها برای نوشیدن آب به سمت چشمه رفته اند و یا در پاییز، هر جا که آب بیابند می خورند و معمولا در محلهای دائمی آب و چشمه ها نمی توان آنها را یافت.

 

چرا:

 

کبک چرا را از بامداد آغاز می کند و در طول روز به تناوب ادامه می دهد. کبک پرنده خوش خوراکی است و چینه دان هر کبکی که شکار می کنید، بجز در شرایط بد آب و هوایی، معمولا پر از چیزهایی است که تا آن موقع خورده. آگرچه آنها ساقه های سبز گیاهان را برای خوردن ترجیح می دهند ولی از حشرات، دانه ها، علفها و هر چیز قابل خوردن دیگری که بیابند، تغذیه می کنند. هنگام چرا آنها از صخره های محبوب خود جدا شده و گشت می زنند و این فاصله گرفتن از جایی که محل سکونت طبیعی آنهاست، با پیشرفت زمستان بیشتر می شود و گاه به صدها متر می رسد.

 

استراحت:

 

در هوای گرم، کبک ها در سایه صخره ها مستقر می شوند و در هوای سرد دوست دارند که بر روی سطوح رو به آفتاب صخره های رو به جنوب، لم دهند. در هر دو صورت، این مکان جایی خواهد بود که بتوانند هنگام خطر، به پایین پرواز کنند  و یا امکان دویدن به بالا را داشته باشند.

 

اقامت در شب:

 

هنگام عصر، کبک به طرف پناهگاهی که برای گذراندن شب انتخاب کرده می رود و تمام شب و گاهی حتی مقداری از روز را در هوای سرد، در آن سپری می کند. کبک معمولا همیشه در صخره ها منزل می کند و احتمال اینکه آن را درست در لبه پایین صخره یافت از همه جا بیشتر است.

 

تغییرات فصلی:

 

اگر فصل شکار را را به سه بازه زمانی تقسیم کنیم، این بخش را بهتر می توان توضیح داد: بازه اول از روز اول فصل تا زمان شروع بارندگی های پاییزی، دوم از زمان شروع بارش باران تا زمانی که بارش قابل توجه برف ( به میزان زیاد که باعث کوچ کبک بشود) آغاز می شود و سوم از زمان بارش برف تا انتهای فصل.

کوچ کبک ها در فواصل زمانی مذکور انجام می گیرد. در بازه زمانی اول، کبکها در منابع آب و چشمه ها دور هم جمع می شوند تا گروه های بزرگتری تشکیل دهند. در بازه دوم، کبک ها دامنه های شمالی را برای پیدا کردن گیاهانی که پس از باران روییده اند، به سمت بالا می پیمایند و بعد از بارش برفهای سنگین در بازه زمانی سوم، آنها به دامنه های جنوبی نقل مکان می کنند.

 

بازه زمانی اول (ابتدای فصل):

 

یکی از مهمترین عوامل ادامه حیات کبک، آب است. قبل از بارش بارانهای پاییزی، سطح موفقیت شما در شکار این پرنده، به میزان دانش شما از محل و موقعیت چشمه های دائمی بستگی دارد.

 

بازه زمانی دوم:

 

در این زمان، رویش گیاهان، کبک ها را از پناهگاه ها و حفره های نزدیک چشمه ها بیرون کشیده و در چهار گوشه منطقه پخش می کند. بدین ترتیب پیش بینی محل استقرار کبک بسیار مشکل است. آنها هر جا ممکن است باشند. میزان تجربه شکارچی و دانش او از رفتار کبک ها و تاکتیک های شکار این پرنده، در این زمان به یاری او خواهند آمد.

 

بازه سوم (انتهای فصل):

 

بارش برف به کمک شما خواهد آمد. برف زیاد، کبک را از بلندی ها به زیر کشیده و شکارچی های تنبلیرا که نای بالا رفتن از کوه را ندارند خوشحال می کند. در این موقع از فصل، کبک ها در دامنه های رو به جنوب، در کنار خط برف یا نزدیک به آن، جمع می شوند. منظور از خط برف جایی است که برف تمام شده و زمین بدون برف نمایان است. تا زمانی که مقدار برف زیاد نشده باشد، کبک می تواند با کندن آن تا عمق 20 سانتیمتری، غذا بیابد و ادامه حیات دهد.

 

استراتژی و تاکتیک های شکار کبک

 

آیا می دانید بهترین استراتژی و تاکتیک برای شکار کبک چیست؟

 

پوشش منطقه تا حد امکان و سکوت

 

کبک می تواند انرژی و نیروی شما را به طور کامل تخلیه کند. نیروی بدنی شما محدود است و باید از آن به بهترین نحو استفاده کنید. کبک رو به بالا می دود و رو به پایین می پرد. سالها پیش، وقتی تجربه نداشتم، دنبال کبک در سربالایی ها می دویدم تا آنها را در تیررس خودم قرار دهم. این روش کارساز نبود. چرا که کبک ها سریعتر می دویدند و گهگاهی می ایستادند و نگاه می کردند که آیا من هنوز در تعقیب آنها هستم یا نه ! در این حالت بعد از مدتی دویدن در سربالایی، می ایستادم و با هن هن و تپش شدید قلب، نظاره گر پرواز و فرار دسته کبکی می شدم که دنبالش بودم ! این روش، کار درستی نیست و جز هدر دادن انرژی شما، ثمری ندارد.

استراتژی موثر، تعادل در ارتفاع است. ارتفاع خود را اگر ضرورتی ندارد، عوض نکنید. سعی کنید میزان دامنه هایی که باید از آنها بالا بروید را به کمترین مقدار ممکن برسانید.

تاکتیک های مختلفی برای شکار کبک وجود دارد که موفقیت در اغلب آنها بستگی به همراه داشتن سگ تربیت شده برای این کار دارد. با این وجود بدون سگ هم می توان به شکار کبک رفت و چون امکان تربیت و داشتن سگ، برای اکثر ما وجود ندارد، فقط در مورد روش شکار کبک بدون سگ صحبت می کنم.

شکار کبک بدون سگ مشکل تر است. باید تکنیک های یافتن کبک را که قبلا توضیح دادم، به خوبی فراگرفته و بکار گیرید. باید به جای استفاده از حس بویایی و غریزه شکاری سگ، از چشم و گوش و دانش خود از رفتار کبک ها، به دقت استفاده کنید.

سعی کنید صدای کبک را تقلید کنید. این کار را می توان با وسایل مخصوص این کار انجام داد که متاسفانه در بازار ایران یافت نمی شود (یا حداقل من ندیدم) بنابراین یا باید زحمت تقلید صدا را خودتان بکشید و یا اینکه از این کار منصرف شده و منتظر بمانید تا کبک ها خود به صدا درآیند. اگر کبکی را یافتید که به صدای شما پاسخ می دهد، دوربین خود را به سمت صدا گرفته و آن منطقه را به خوبی پاک کنید. معمولا در هر دسته کبک، کبکی به عنوان نگهبان وجود دارد که در نوک صخره ای که دسته در اطراف آن قرار دارد، می نشیند تا مراقب شکارچیان باشد. اگر آدم خوش شانسی باشید، این نگهبان را در میان صخره، خواهید یافت.

اگر بنا دارید که دسته کبک را با صدا یا جستجوی چشمی بیابید، بعد از یافتن آنها، باید آنها را دور زده و به طرف بالای محلی که آنها را یافته اید حرکت کرده و سپس پایین بیایید. اگر شما بالا سر کبک ها باشید، شانس شما در شکار آنها بیشتر خواهد بود. ولی اگر از پایین به سمت آنها حرکت کنید، سریعتر از شما به طرف بالا فرار خواهند کرد و هرگز به آنها نخواهید رسید.

وقتی دسته کبکی را فراری می دهید، قسمت اصلی را با چشم تعقیب کرده و سعی کنید محلی که فرود می آیند را نشان کنید. اگر آنها از دامنه دید شما خارج شدند، آخرین نقطه ای که آنها را دیده اید، نشان کنید. چون احتمالا خیلی نزدیک به آنجا فرود آمده باشند. سپس به نزدیک محلی که نشان کرده اید رفته، بایستید و گوش دهید. ظرف مدت 5 تا 10 دقیقه، معمولا صدای آنها را خواهید شنید. دسته اصلی و کبک های پراکنده شده، همدیگر را صدا می کنند تا دسته اولیه را مجددا تشکیل دهند.

کبک های بالغ، بسیار هوشیار و مراقبند. هنگام شکار، باید همیشه ساکت باشید. اگر با همراهتان حرف بزنید و یا فریاد بکشید، آنها از فاصله خارج از تیررس اسلحه شما، فرار خواهند کرد. البته امکان اینکه شما به یک دسته کبک نزدیک شوید، بدون اینکه آنها شما را ببینند خیلی کم است. ولی اگر ساکت باشید، می توانید قبل از اینکه پرواز کنند، به فاصله مناسبی از آنها برسید. سعی کنید اگر با کسی به شکار می روید، به جای حرف زدن با اشاره دست و علامت دادن، همدیگر را از موقعیت کبک ها باخبر سازید.

بعد از تیراندازی، وقتی کبک تیر خورده فرود می آید، فقط و فقط به آن و به جایی که می افتد خیره شوید و به هیچ جای دیگر نگاه نکنید. به خاطر داشته باشید ارزش کبکی که در ساک شکار شما باشد، بسیار بیشتر از آنی است که در کوه گم کنید. اگر تفنگتان خالی شده، در عین حالی که فقط کبک را نگاه می کنید، آن را پر کنید. این کار نیاز به تمرین دارد و باید به انجام دادن آن مسلط شوید.

اگر کبک زخمی شده بود و پس از افتادن، بلند شده و به راه افتاد، روی زمین به آن شلیک کنید. فکر صرفه جویی در مصرف فشنگ و یا گرفتن کبک را از سر خود بیرون کنید. کبک می تواند با سرعت 45 کیلومتر در ساعت به طرف بالا بدود و شما هرگز به آن نخواهید رسید.

 

تا بعد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 11:37  توسط کامران  | 

 

يکی از دوستان علاقه مند به طبيعت، سال گذشته مطالبی رو در مورد شکار کبک نوشته که برای استفاده علاقه مندان شکار، تو اين سايت قرار می دم.

با آرزوی موفقيت برای اين دوست عزيز، دعوت می کنم به وبلاگ خواندنی ايشون سر بزنيد

http://darkooh.persianblog.com

و اما مطلب مذکور:

برای شکار کبک:

 

·          موقع راه رفتن، پا را بر روی زمین نکشید؛ بلکه زانو را بشکنید و پا را کاملا از روی زمین بلند کنید و قدم بردارید. این کار باعث می شود تا پایتان خود به خود کمتر به موانع پیش روی گیر کند، در صورت انجام این کار دیگر لازم نیست که مدام به زیر پای خود نگاه کنید و می توانید سر را کاملا بالا نگه دارید و اطراف را زیر نظر داشته باشید.

·          درست است که یک چشم سالم حدود 160 – 170 درجه منظره روبروی خود را می بیند ولی در نقاط انتهایی، دید بی کیفیتی دارد و فقط اجسام متحرک را می تواند خوب تشخیص دهد پس به عنوان مثال اگر کبکی در در این نقاط انتهایی واقع شده باشد و بی حرکت بماند شما آن را نخواهید دید، پس در  هنگام تراورس یک دامنه هم بالا دست خود را نگاه کنید و هم پایین دست، برای این کار لازم است که سر را کاملا از گردن به اطراف بچرخانید تا کل منظره روبرو را بتوانید در عمق دیدتان ببینید.

·          هنگام راه رفتن در کوه هر آنی ممکن است که پای انسان بلغزد و به بدن حرکت ناگهانی وارد شود، پس تفنگ را همیشه به ضامن نگه دارید و فقط در موقع تیراندازی آن را از ضامن بیرون آورید.

·          هنگامی که کبکی را شکار کردید ممکن است چند حالت پیش بیاید:

 

1-       کبک بی حرکت بر روی زمین افتاده و آن را می بینید، در این صورت بدون اینکه چشم از آن بردارید به بالای سرش بروید.

2-        کبک افتاده ولی خودش را نمیبینید، در این صورت محل افتادن کبک را در ذهنتان علامت بزنید مثلا با استفاده از سنگی که آنجا هست و یا بوته ای و یا هر چیزی که بتوانید با نگاه کردن به آن به محل بروید.

3-       کبک بر روی زمین افتاده و شروع به دویدن می کند، در این حالت توصیه خود من اینست که معطل نکنید و تیر دوم را هم به آن شلیک کنید، اگر فاصله نزدیک بود می توانید از تکنیک حاشیه زنی استفاده کنید تا له نشود، به خاطر داشته باشید که در صورت نداشتن یک توله خوب احتمال از دست دادن چنین کبکی خیلی زیاد است و  عمل نکردن شما به توصیه بالا علاوه بر این که باعث می شود که کبک را از دست بدهید سبب می شود که حیوان پس از تحمل رد و رنچ فراوان بمیرد.

·          اگر از تفنگ دو لول استفاده می کنید، پس از شلیک یک تیر کاملا صبر کنید تا مطمئن شوید که دیگر کبکی نخواهد پرید و بعد اقدام به تعوض پوکه با فشنگ کنید. تجربه خود من ثابت کرده است که خیلی وقتها کبک های باتجربه حتی پس از شلیک تیر هم نمی پرند و شکارچی را در نظر می گیرند و هنگامی که احساس می کنند که دیگر حواسش پرت شده از فرصت استفاده می کنند و فرار می کنند.

·          هنگامی که تیراندازی زیادی در منطقه انجام می شود، کبکها معمولا به صورت تکی در می آیند و در همه جا پخش می شوند در چنین زمانهایی کبک هر جایی می تواند باشد، پس هیچ وقت بی خیال نشوید.

·          در اول فصل و تا موقعی هنوز هوا گرم است و اولین بارندگی ها صورت نگرفته کبک ها برای هنگام صبح برای آب خوردن به کف دره ها می روند و گرمای ظهر را در سایه های کف دره سپری می کنند و به هنگام غروب دوباره بالا می کشند.

·          پس از اولین بارندگی ها و پر شدن سنگآب ها و سرد شدن هوا کبکها دیگر به کف دره ها نمی روند و همان بالا ها می مانند در چنین روزهایی چنانچه هوای منطقه سرد شده باشد به هنگام صبح می توانید آنها را در دامنه های جنوبی و آفتابگیر در حالی که مشغول گرفتن حمام آفتاب هستند پیدا کنید و نیز همین حالت در هنگام غروب در دامنه های غربی تر پیش می آید.

 

جوجه های کبک به محض بيرون آمدن از تخم، لانه را ترک می کنند و مثل جوجه های مرغ خانگی، دنبال مادر خود به راه می افتند.

آنها با استتار بسيار خوب، خود را از چشم حيوانات شکارچی، مخفی می کنند.

http://darkooh.persianblog.com

دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ             که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 11:37  توسط کامران  | 

مطالب قدیمی‌تر